صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی - صفت های درستی

این صفات دقت، صحت یا پایبندی به حقیقت یا استانداردهای چیزی را توصیف می‌کنند، و ویژگی‌هایی مانند "درست"، "دقیق" و غیره را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی
right [صفت]
اجرا کردن

صحیح

Ex: The historian provided the right historical context for the event .

تاریخ‌نگار زمینه تاریخی درست را برای رویداد فراهم کرد.

wrong [صفت]
اجرا کردن

اشتباه

Ex: The journalist published a wrong statement in the article .

روزنامه نگار یک بیانیه نادرست در مقاله منتشر کرد.

correct [صفت]
اجرا کردن

صحیح

Ex: His correct pronunciation impressed everyone in the language class .

تلفظ صحیح او همه را در کلاس زبان تحت تأثیر قرار داد.

incorrect [صفت]
اجرا کردن

اشتباه

Ex: She took the incorrect train and ended up in the wrong city .

او سوار قطار نادرست شد و در شهر اشتباهی پایان یافت.

accurate [صفت]
اجرا کردن

دقیق

Ex: His description of the event was accurate , matching all the details from the news .

توضیح او از رویداد دقیق بود، که با تمام جزئیات از اخبار مطابقت داشت.

inaccurate [صفت]
اجرا کردن

نادرست

Ex: His biography included several inaccurate details .

زندگینامه او شامل چندین جزئیات نادرست بود.

true [صفت]
اجرا کردن

صحیح

Ex: The report was true , reflecting the actual findings of the investigation .

گزارش درست بود، یافته‌های واقعی تحقیق را منعکس می‌کرد.

untrue [صفت]
اجرا کردن

نادرست

Ex: The rumors spread about her were untrue ; she had never been involved in any scandal .

شایعاتی که درباره او پخش شده بود نادرست بود؛ او هرگز در هیچ رسوایی‌ای درگیر نبوده است.

false [صفت]
اجرا کردن

اشتباه

Ex: She received a false promise that was never fulfilled .

او یک وعده دروغین دریافت کرد که هرگز عملی نشد.

precise [صفت]
اجرا کردن

دقیق (نظر، تصویر و...)

Ex: Her precise explanation of the scientific concept cleared up all the confusion in the room .

توضیح دقیق او از مفهوم علمی، تمام سردرگمی‌ها در اتاق را برطرف کرد.

imprecise [صفت]
اجرا کردن

نادقیق

Ex:

زمان‌بندی نادقیق ارائه باعث شد که بیشتر از حد انتظار طول بکشد.

valid [صفت]
اجرا کردن

معتبر

Ex: Her proposal was considered valid because it was supported by thorough research and evidence .

پیشنهاد او معتبر در نظر گرفته شد زیرا توسط تحقیقات جامع و شواهد پشتیبانی می‌شد.

invalid [صفت]
اجرا کردن

نامعتبر

Ex: Her argument was invalid , relying on assumptions rather than facts .

استدلال او نامعتبر بود، مبتنی بر فرضیات به جای حقایق.

awry [قید]
اجرا کردن

کج

Ex:

سخنرانی او به هم ریخت وقتی یادداشت‌هایش را فراموش کرد.

misguided [صفت]
اجرا کردن

گمراه

Ex: He 's a misguided individual , chasing fame for all the wrong reasons .

او یک فرد گمراه است که به دنبال شهرت برای همه دلایل اشتباه است.

verifiable [صفت]
اجرا کردن

قابل تأیید

Ex: The verifiable records of the company 's financial transactions were audited annually .

سوابق قابل تأیید معاملات مالی شرکت سالانه حسابرسی می‌شد.

irrefutable [صفت]
اجرا کردن

انکارناپذیر

Ex: Faced with irrefutable satellite images , the government had to acknowledge the construction project they previously denied .

در مقابل تصاویر ماهواره‌ای غیرقابل انکار، دولت مجبور شد پروژه ساخت و سازی را که قبلاً تکذیب کرده بود، بپذیرد.

veracious [صفت]
اجرا کردن

درست

Ex: The veracious report provided accurate information about the incident .

گزارش راستگو اطلاعات دقیقی درباره حادثه ارائه داد.

unerring [صفت]
اجرا کردن

بی‌خطا

Ex: The unerring aim of the archer resulted in bullseyes with every shot .

هدف بی‌خطا تیرانداز به بولزآی در هر شلیک منجر شد.

exact [صفت]
اجرا کردن

دقیق

Ex: The exact ingredients and measurements were needed to replicate the recipe .

مواد و اندازه‌گیری‌های دقیق برای تکرار دستور غذا لازم بود.

rigorous [صفت]
اجرا کردن

بسیار سختگیر

Ex: The rigorous testing of the product guarantees its quality and safety .

آزمایش سختگیرانه محصول کیفیت و ایمنی آن را تضمین می‌کند.

spot-on [صفت]
اجرا کردن

کاملاً دقیق

Ex: Her spot-on analysis of the situation impressed everyone in the meeting .

تحلیل دقیق او از وضعیت همه را در جلسه تحت تأثیر قرار داد.