ممکن
تیم هر تلاش ممکنی را برای بردن بازی انجام داد.
این صفات احتمال یا شانس رخ دادن چیزی را توصیف میکنند، و ویژگیهایی مانند "محتمل"، "احتمالی"، "ممکن" و غیره را منتقل میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ممکن
تیم هر تلاش ممکنی را برای بردن بازی انجام داد.
محتمل
شرکت یک طرح تجاری معقول ارائه داد که اهداف قابل دستیابی و استراتژیهای رشد را تشریح میکرد.
احتمالی
با مدارک و تجربه چشمگیرش، او یک نامزد محتمل برای این شغل است.
محتمل
نتایج نظرسنجی نشان میدهد که کاهش محتملی در اعتماد مصرفکننده در شرایط اقتصادی فعلی وجود دارد.
شدنی
مدیر پروژه تعیین کرد که طرح پیشنهادی با توجه به منابع موجود و جدول زمانی عملی است.
قابل انجام
این کار چالش برانگیز است، اما با منابع مناسب قطعاً قابل انجام است.
قابل دستیابی
علیرغم چالشها، تیم خوشبین باقی ماند و بر یافتن راهحلهای قابل دستیابی متمرکز شد.
آینده
کاندیدای احتمالی با مدارک و تجربیات خود کمیته استخدام را تحت تأثیر قرار داد.
احتمالاتی
پیشبینی آب و هوا یک مدل احتمالی است که احتمال بارش را پیشبینی میکند.
قابل پیشبینی
افت ناگهانی فروش نتیجه قابل پیشبینی رکود اقتصادی بود.
بدون احتمال خطا
دستورالعملها خطاناپذیر بودند، هیچ جایی برای خطا در مونتاژ مبلمان باقی نمیگذاشتند.
محتمل
او نقصهای بالقوه در طراحی را متوجه شد و بهبودهایی را پیشنهاد داد.
تصادفی
آتشسوزی تصادفی بود، ناشی از سیمکشی معیوب در ساختمان قدیمی.
غیرممکن
دویدن ماراتن بدون تمرین تقریباً غیرممکن خواهد بود.
بعید
بعید به نظر میرسد که فردا باران ببارد، زیرا پیشبینی هوا آسمان صاف را پیشبینی میکند.
بعید
پیدا کردن یک شبدر چهاربرگ در مزرعه بعید است، اما غیرممکن نیست.
غیر منطقی
ایده سفر در زمان توسط بسیاری از دانشمندان غیرقابل باور در نظر گرفته میشود.
شدنی
دکتر توضیح داد که عمل جراحی عملی بود، اما تنها در صورتی که بیمار یک رژیم بهبودی سختگیرانه را دنبال کند.