صفت‌های انگلیسی برای "احتمال"

این صفات احتمال یا شانس رخ دادن چیزی را توصیف می‌کنند، و ویژگی‌هایی مانند "محتمل"، "احتمالی"، "ممکن" و غیره را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفت‌های ویژگی‌های انتزاعی
possible [صفت]
اجرا کردن

ممکن

Ex: I will support you in every possible way .

من از شما به هر روش ممکن حمایت خواهم کرد.

plausible [صفت]
اجرا کردن

محتمل

Ex: The scientist proposed a plausible theory to explain the unusual phenomenon observed in the experiment .

دانشمند یک نظریه معقول را برای توضیح پدیده غیرمعمول مشاهده شده در آزمایش پیشنهاد کرد.

likely [صفت]
اجرا کردن

احتمالی

Ex: The dark clouds indicate a likely chance of rain later in the day .

ابرهای تیره نشان دهنده احتمال محتمل بارش در طول روز هستند.

probable [صفت]
اجرا کردن

محتمل

Ex: The economist predicts that there is a probable increase in inflation rates next quarter .

اقتصاددان پیش‌بینی می‌کند که احتمال افزایش نرخ تورم در سه‌ماهه آینده وجود دارد.

feasible [صفت]
اجرا کردن

شدنی

Ex: With proper planning and coordination , the ambitious renovation project was deemed feasible by the construction company .

با برنامه‌ریزی و هماهنگی مناسب، پروژه بلندپروازانه بازسازی توسط شرکت ساختمانی عملی تلقی شد.

doable [صفت]
اجرا کردن

قابل انجام

Ex: The coach believes the goal is doable if the team trains hard every day .

مربی معتقد است که هدف قابل دستیابی است اگر تیم هر روز سخت تمرین کند.

achievable [صفت]
اجرا کردن

قابل دستیابی

Ex: The company has outlined a strategic plan with specific , measurable , achievable , relevant , and time-bound objectives .

شرکت یک برنامه استراتژیک با اهداف مشخص، قابل اندازه‌گیری، قابل دستیابی، مرتبط و محدود به زمان را ترسیم کرده است.

prospective [صفت]
اجرا کردن

آینده

Ex: After several rounds of interviews , Sarah received a job offer from her prospective employer .

پس از چندین دور مصاحبه، سارا پیشنهاد شغلی از کارفرمای احتمالی خود دریافت کرد.

اجرا کردن

احتمالاتی

Ex: Probabilistic algorithms are used in machine learning to make predictions based on uncertain data .

الگوریتم‌های احتمالی در یادگیری ماشین برای پیش‌بینی بر اساس داده‌های نامطمئن استفاده می‌شوند.

presumable [صفت]
اجرا کردن

قابل پیش‌بینی

Ex: The increase in traffic was presumable because of the concert happening downtown .

افزایش ترافیک محتمل بود به دلیل کنسرتی که در مرکز شهر اتفاق افتاد.

foolproof [صفت]
اجرا کردن

بدون احتمال خطا

Ex: The step-by-step instructions provided a foolproof method for assembling the furniture .

دستورالعمل‌های گام به گام یک روش بی‌خطا برای مونتاژ مبلمان ارائه دادند.

potential [صفت]
اجرا کردن

محتمل

Ex: They discussed potential solutions to the problem during the brainstorming session .

آنها در جلسه طوفان فکری در مورد راه‌حل‌های بالقوه برای مشکل بحث کردند.

accidental [صفت]
اجرا کردن

تصادفی

Ex: The accidental deletion of the files led to hours of work to recover them .

حذف تصادفی فایل‌ها به ساعت‌ها کار برای بازیابی آنها منجر شد.

impossible [صفت]
اجرا کردن

غیرممکن

Ex: Even for the fastest runner , beating a cheetah in a race would be impossible .

حتی برای سریع‌ترین دونده، شکست دادن یک یوزپلنگ در مسابقه غیرممکن خواهد بود.

unlikely [صفت]
اجرا کردن

بعید

Ex: It 's unlikely that he will arrive on time , considering his habitual tardiness .

با توجه به تاخیر همیشگی او، بعید است که به موقع برسد.

improbable [صفت]
اجرا کردن

بعید

Ex: It 's improbable that the stock prices will double overnight ; such fluctuations are rare .

بعید است که قیمت سهام یک شبه دو برابر شود؛ چنین نوساناتی نادر هستند.

implausible [صفت]
اجرا کردن

غیر منطقی

Ex: The candidate 's promises during the election campaign seemed implausible to many voters .

وعده‌های نامزد در طول مبارزات انتخاباتی برای بسیاری از رای‌دهندگان غیرقابل باور به نظر می‌رسید.

viable [صفت]
اجرا کردن

شدنی

Ex: Starting a small business seems viable given the current market conditions .

شروع یک کسب‌وکار کوچک با توجه به شرایط فعلی بازار عملی به نظر می‌رسد.