صفتهای ویژگیهای انتزاعی - صفات احتمال
این صفات احتمال یا شانس رخ دادن چیزی را توصیف میکنند، و ویژگیهایی مانند "محتمل"، "احتمالی"، "ممکن" و غیره را منتقل میکنند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
able to exist, happen, or be done

ممکن, مقدور
برای دستیابی به بهترین نتیجه ممکن، باید با هم کار کنیم.
seeming believable or reasonable enough to be considered true

محتمل, پذیرفتنی، انگاردنی
شاهد یک گزارش معقول از وقایع منجر به تصادف ارائه داد، که بر اساس مشاهداتش بود.
having a possibility of happening or being the case

احتمالی, محتمل
افزایش اخیر فروش، این سناریو را محتمل میسازد که شرکت عملیات خود را گسترش دهد.
having a high possibility of happening or being true based on available evidence or circumstances

محتمل, احتمالی
باستانشناس معتقد است که محتمل است ویرانههای باستانی کشف شده متعلق به تمدنی ناشناخته قبلی باشد.
having the potential of being done successfully

شدنی, عملی
ممکن است با کمک اضافی عملی باشد که کار را زودتر به پایان برسانید.
capable of being successfully accomplished

قابل انجام, عملی
طرح بلندپروازانه است اما با کار تیمی کافی کاملاً قابل انجام است.
able to be carried out or obtained without much difficulty

قابل دستیابی, قابل انجام
تمرین منظم باعث میشود تسلط بر یک زبان جدید قابل دستیابی باشد.
likely to become a reality in the future

آینده, آتی
مشاور املاک یک تور مجازی از خانه احتمالی به خریداران علاقهمند ارائه داد.
based on the likelihood of an event or outcome occurring

احتمالاتی
استدلال احتمالی به تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت کمک میکند.
expected based on available information or evidence

قابل پیشبینی
غیاب او محتمل است به دلیل طوفان، که باعث بسته شدن جادهها شد.
designed or made to be impossible to fail or make a mistake, even by someone with little skill or knowledge

بدون احتمال خطا, مصون از خطا
آنها یک طرح بینقص طراحی کردند تا اطمینان حاصل شود که رویداد به رغم چالشهای غیرمنتظره بهصورت روان اجرا میشود.
having the possibility to develop or be developed into something particular in the future

محتمل, بالقوه
آنها در مورد نامزدهای بالقوه برای موقعیت خالی بحث کردند.
occurring unexpectedly or without prior planning

تصادفی, غیرعمدی
ریزش کاملاً تصادفی بود، زیرا بطری توسط باد واژگون شده بود.
not able to occur, exist, or be done

غیرممکن
آنها در تلاش بودند تا به یک استاندارد غیرممکن از کمال دست یابند.
having a low chance of happening or being true

بعید, غیر محتمل
با توجه به پیشرفت فعلی، بعید است که آنها پروژه را به موقع به پایان برسانند.
having a low chance of occurring

بعید
دو بار در طول عمر توسط صاعقه زده شدن غیرمحتمل است، از نظر آماری.
not seeming believable or reasonable enough to be considered true

غیر منطقی, نامعقول
ایده حمله بیگانگان با توجه به عدم وجود هرگونه شواهد، غیرقابل باور به نظر میرسید.
