پیچیده
پرونده حقوقی پیچیده بود و شامل قوانین و مقررات متعددی میشد.
این صفات به ما امکان میدهند سطح پیچیدگی، عمق یا پیچیدگی مرتبط با یک مفهوم، سیستم یا موقعیت خاص را بیان کنیم.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پیچیده
پرونده حقوقی پیچیده بود و شامل قوانین و مقررات متعددی میشد.
دشوار
تجزیه و تحلیل دادههای جمعآوری شده از آزمایش پیچیده ثابت شد، که نیاز به تخصص آماری و تفسیر دقیق داشت.
محرمانه
او به زبانی رازآلود صحبت کرد که تنها تعداد کمی میتوانستند بفهمند.
پیچیده
گوشی هوشمند جدید دارای فناوری پیچیدهای است، از جمله تشخیص چهره پیشرفته و قابلیتهای واقعیت افزوده.
با توجه به جزئیات
روال رقص مفصل بود، با طراحی رقص پیچیده و حرکات هماهنگ.
پیچیده
او یک گردنبند پیچیده از زنجیرهای طلای درهم تنیده پوشیده بود.
پیچیده
سخنرانی پیچیده استاد درباره مکانیک کوانتومی برای دانشجویان دنبال کردنش سخت بود.
مفصل
کارآگاه در طول تحقیق یادداشتهای مفصل برداشت تا مطمئن شود چیزی از قلم نیفتاده است.
ترکیبی
دستور العمل نیاز به مجموع ترکیبی دو فنجان آرد و شکر داشت.
بسیار پیچیده
تلاش برای درک ساختار بیزانسی بوروکراسی شرکت بسیاری از کارمندان را ناامید کرد.
پیچیده
سبک روایی پیچیده کتاب، دنبال کردن طرح اصلی داستان را دشوار کرده بود.
پیچیده
دانشمند با یک مشکل پیچیده در تحقیق مواجه شد که برای غلبه بر آن به رویکردهای نوآورانه نیاز داشت.
تکه تکه
دستورالعملها پراکنده بودند، فاقد ساختار منسجم و حذف جزئیات مهم بودند.
ظریف
بازیگر یک اجرای ظریف ارائه داد که هر احساسی را به تصویر کشید.