صفتهای ویژگیهای انتزاعی - صفتهای پیچیدگی
این صفات به ما امکان میدهند سطح پیچیدگی، عمق یا پیچیدگی مرتبط با یک مفهوم، سیستم یا موقعیت خاص را بیان کنیم.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
involving many different parts or elements that make something difficult to understand or deal with

پیچیده, بغرنج
دستورالعملهای پروژه برای دنبال کردن خیلی پیچیده بودند.
not easy to understand or analyze

دشوار
حل معادله ریاضی پیچیده از آب درآمد، که نیازمند مهارتهای پیشرفته حل مسئله بود.
requiring specialized or secret knowledge to comprehend fully

محرمانه, سری
تخصص مرموز او در فیزیک کوانتومی او را به یک مشاور پرطرفدار تبدیل کرد.
(of a system, device, or technique) intricately developed to a high level of complexity

پیچیده
معماری پیچیده ساختمان ترکیبی از عناصر مدرن و کلاسیک بود.
carefully developed or executed with great attention to detail

با توجه به جزئیات
معماری کلیسا مفصل بود، با کندهکاریهای تزئینی و پنجرههای شیشهرنگی.
having many complex parts or details that make it difficult to understand or work with

پیچیده
هنرمند یک نقاشی پیچیده پر از جزئیات پنهان خلق کرد.
(of sentences, explanations, arguments, etc.) long and difficult to understand, often due to complexity or excessive detail

پیچیده
توضیح پیچیده او فقط به سردرگمی درباره پروژه افزود.
including many specific elements or pieces of information

مفصل, باجزئیات
نقشه دارای نشانههای جزئینگرانهای بود که تمام مسیرهای پیادهروی در پارک ملی را نشان میداد.
formed or created by joining two or more elements or parts together

ترکیبی, مشترک
شرکت یک پیشنهاد بسته ترکیبی شامل اینترنت، تلویزیون و خدمات تلفن ارائه داد.
formed by the combination of two or more separate elements or parts

مرکب, پیچیده
داروی ترکیبی حاوی ترکیبی از مواد مؤثر برای درمان چندین علامت بود.
so detailed and complex that understanding becomes difficult

بسیار پیچیده
مقررات بیزانسی سیستم حقوقی تقریباً غیرممکن کرد که شهروندان عادی بتوانند در آن راه خود را پیدا کنند.
extremely long and complicated and sometimes tricky to understand

پیچیده, بغرنج
توضیح پیچیده وکیل فقط هیئت منصفه را بیشتر گیج کرد.
full of complications or difficulties

پیچیده, غامض، گرهدار
حل مسئله پیچیده ریاضی حتی برای ماهرترین ریاضیدانان نیز چالشی گرهدار ثابت شد.
