معمولی
سلیقه او در لباس معمولی بود، لباسهای ساده و غیررسمی را ترجیح میداد.
این صفات به ما امکان میدهند تا حضور یک الگو، روال یا تکرار در یک فرآیند، رفتار یا رویداد خاص را بیان کنیم.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
معمولی
سلیقه او در لباس معمولی بود، لباسهای ساده و غیررسمی را ترجیح میداد.
منظم
فروشگاه مواد غذایی تخفیفهای منظم روی برخی از اقلام برای جذب مشتریان ارائه میدهد.
معمول
رستوران غذای معمولی سرو میکرد، هیچ چیز خارقالعادهای نبود اما هیچ چیز وحشتناکی هم نبود.
معمولی
برای کودکان طبیعی است که در سازگاری با یک مدرسه جدید کمی مشکل داشته باشند.
آشنا
سبک تدریس استاد برای دانشجویانی که قبلاً در کلاس او شرکت کرده بودند آشنا بود.
متعارف
مرسوم است که کارمندان برای مصاحبههای شغلی به صورت رسمی لباس بپوشند.
عادت کرده
زندگی در یک خانه دو زبانه، او به راحتی به عادت به تغییر بین زبانها کرد.
سنتی
رویکرد ارتودوکس او به آموزش بر انضباط و ساختار تأکید داشت.
هنجاری
مطالعه الگوهای هنجاری در پویایی گروه را مشاهده کرد.
روشمند
کارآگاه به تحقیق به شیوهای منظم نزدیک شد، هر قطعه از شواهد را با دقت بررسی کرد تا حقیقت را کشف کند.
سازمان یافته
رویکرد سازمانیافته او به امور مالی به او کمک کرد تا بودجهای سالم داشته باشد.
قاعدهمند
رویکرد سیستماتیک به حل مسئله شامل دنبال کردن یک روش گام به گام واضح بود.
معمولی
کتاب درسی توضیحات معمولی ارائه داد و نتوانست دانشآموزان را با محتوای پویا درگیر کند.