صفات ویژگی‌های اشیا - صفت‌های قدرت

این صفات درجه قدرت فیزیکی، ذهنی یا عاطفی یا شدت مرتبط با یک موجودیت، عمل یا ویژگی خاص را بیان می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های اشیا
unbreakable [صفت]
اجرا کردن

غیر قابل شکستن

Ex: The unbreakable glassware was designed to withstand high temperatures and impacts .

ظروف شیشه‌ای شکست‌ناپذیر برای مقاومت در برابر دماهای بالا و ضربه‌ها طراحی شده‌اند.

formidable [صفت]
اجرا کردن

تحسین‌برانگیز

Ex: Her formidable intellect made her a top contender for the prestigious scholarship .

هوش قدرتمند او او را به یکی از مدعیان اصلی برای بورسیه تحصیلی معتبر تبدیل کرد.

unyielding [صفت]
اجرا کردن

مقاوم و سخت

Ex:

با بازداشتن مهاجمان، دفاع سخت‌گیرانه قلعه در برابر حملات مکرر مقاومت کرد.

indomitable [صفت]
اجرا کردن

سرکش

Ex: The indomitable strength of the ancient fortress withstood centuries of siege .

استحکامات تسخیرناپذیر دژ باستانی قرن‌ها محاصره را تحمل کرد.

powerful [صفت]
اجرا کردن

قدرتمند

Ex: The movie had a powerful impact on viewers .

فیلم تأثیر قوی بر روی بینندگان داشت.

strong [صفت]
اجرا کردن

قوی

Ex: The strong muscles of the tiger enabled it to bring down its prey with ease .

عضلات قوی ببر به آن اجازه داد تا با آسانی شکار خود را زمین بزند.

firm [صفت]
اجرا کردن

قوی و مقاوم

Ex: The firm walls of the fortress withstood the enemy 's siege .

دیوارهای محکم قلعه در برابر محاصره دشمن مقاومت کردند.

resistant [صفت]
اجرا کردن

مقاوم

Ex: The sunscreen lotion is resistant to water , making it suitable for swimming .

لوسیون ضد آفتاب به آب مقاوم است، که آن را برای شنا مناسب می‌کند.

resilient [صفت]
اجرا کردن

انعطاف‌پذیر

Ex: The resilient elastic in the waistband of the pants maintained its shape even after repeated stretching .

کش انعطاف‌پذیر در کمربند شلوار حتی پس از کشش‌های مکرر شکل خود را حفظ کرد.

potent [صفت]
اجرا کردن

قوی

Ex: His potent presence in the room commanded attention from everyone .

حضور قدرتمند او در اتاق توجه همه را جلب کرد.

unstoppable [صفت]
اجرا کردن

غیر قابل مهار

Ex: Her unstoppable ambition drove her to achieve her goals despite challenges .

بلندپروازی توقف‌ناپذیر او علیرغم چالش‌ها او را به سمت دستیابی به اهدافش سوق داد.

powered [صفت]
اجرا کردن

تغذیه شده

Ex: The solar-powered calculator operates using energy from sunlight.

ماشین حساب خورشیدی با استفاده از انرژی نور خورشید کار می‌کند.

mighty [صفت]
اجرا کردن

قدرتمند

Ex: The mighty oak tree stood tall in the forest , symbolizing resilience and endurance .

درخت بلوط توانمند در جنگل ایستاده بود، نماد مقاومت و استقامت.

hardy [صفت]
اجرا کردن

تنومند

Ex: Maria grew up on a remote farm , which gave her a strong , hardy physique that allowed her to endure long days of strenuous labor outside .

ماریا در یک مزرعه دورافتاده بزرگ شد، که به او فیزیکی مقاوم داد که به او اجازه می‌داد روزهای طولانی کار سخت در بیرون را تحمل کند.

vigorous [صفت]
اجرا کردن

قوی

Ex: Despite his age , the vigorous senior maintained an active lifestyle , hiking regularly .

علیرغم سنش، سالمند پرنشاط سبک زندگی فعالی را حفظ کرد و به طور منظم پیاده‌روی می‌کرد.

bulletproof [صفت]
اجرا کردن

ضد گلوله

Ex:

سرباز یک کلاه ضدگلوله پوشیده بود تا در برابر آتش دشمن محافظت کند.

forceful [صفت]
اجرا کردن

قاطع

Ex: The forceful objection from the opposition stalled the passing of the bill .

اعتراض قوی از سوی مخالفان تصویب لایحه را متوقف کرد.

اجرا کردن

نابودنشدنی

Ex: The fortress was built from indestructible stone .
proof [صفت]
اجرا کردن

مقاوم

Ex:

محافظ صفحه ضد خش نمایشگر تلفن را از آسیب دور نگه داشت.

fortified [صفت]
اجرا کردن

تقویت شده

Ex: The fortified security measures prevented unauthorized access to the building .

اقدامات امنیتی تقویت شده از دسترسی غیرمجاز به ساختمان جلوگیری کرد.

resistive [صفت]
اجرا کردن

مقاوم

Ex: The resistive force of friction slows down the moving object .

نیروی مقاومتی اصطکاک جسم متحرک را کند می‌کند.

punchy [صفت]
اجرا کردن

تاثیرگذار

Ex: Her punchy style of painting used bold brush strokes and vibrant colors .

سبک نقاشی پرتوان او از ضربات قلمی جسورانه و رنگ‌های پرجنب‌وجوش استفاده می‌کرد.