صاف
او از ردیفهای مستقیم تاکها در تاکستان تحسین کرد.
صفتهای شکل اطلاعاتی درباره ظاهر خارجی یا ساختار چیزی ارائه میدهند، که شکل کلی، سیلوئت یا پیکربندی آن را منتقل میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
صاف
او از ردیفهای مستقیم تاکها در تاکستان تحسین کرد.
گشاد
کفش های کودک خیلی گشاد بودند، بنابراین هنگام دویدن مدام میلغزیدند.
تنگ
شلوار جین جدید آنقدر تنگ بود که او در دکمه بستن آن مشکل داشت.
شیبدار
صخرههای شیبدار در امتداد ساحل، مناظر خیرهکنندهای ارائه میدادند اما صعود از آنها خطرناک بود.
شیب دار
هنرمند بوم را با زاویه کمی مایل قرار داد تا هنگام نقاشی دید بهتری داشته باشد.
توخالی
خرگوش شکلاتی عید پاک توخالی بود، پر از آب نبات های کوچک برای یک خوشمزه گی اضافه.
شاخدار
رئیس شاخدار گاو، یا برآمدگی پیشانی، نشانه ای از قدرت آن بود.
هموار
میز تراز بود، سطحی پایدار برای گلدان فراهم میکرد.
منحنی
رنگینکمان پس از باران یک قوس خمیده در آسمان تشکیل داد.
مارپیچ
صدف یک الگوی مارپیچی زیبا داشت، با هر حلقه به تدریج در اندازه افزایش مییافت.
خمیده
نوک عقاب قلابمانند بود، که به آن اجازه میداد با دقت طعمه خود را پاره کند.
مکعبی شکل
جاروبرقی رباتیک بدنهای مکعبی شکل داشت که به آن اجازه میداد تا به طور مؤثر در گوشهها حرکت کند.
بلند و نازک (مو)
جاروی قدیمی با استفاده رشتهای شده بود، رشتههایش نازک و پرزدار شده بودند.
وز
بعد از خوابیدن با موهای خیس، بیدار شد و دید که فر و آشفته شده است.
فرفری
دوستم موهای فر زیبایی دارد که وقتی راه میرود میپرد.
لایهای
مدل موی لایهای او به زیبایی صورتش را قاب میکند.
تیز
چنگالهای گربه تیز بودند، که به آن اجازه میداد درختان را بالا برود و شکار را بگیرد.
کند
شمشیر اسباببازی پلاستیکی یک تیغه کند داشت تا ایمنی کودکان در حین بازی را تضمین کند.
نوک تیز
مداد نوکی تیز داشت، عالی برای نوشتن یا نقاشی کشیدن.
چین دار
کلاه سرآشپز یک نوار چیندار داشت که به آن ظاهری سنتی و حرفهای میداد.