تمام
تمام گروه برای تیم برنده هورا کشیدند.
این صفات بیانگر شمول یا حذف تمام بخشها هستند، و بر تمامیت یا ناقص بودن یک موجودیت، مفهوم، یا تجربه خاص تأکید میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تمام
تمام گروه برای تیم برنده هورا کشیدند.
تمام
تمام کلاس با هم کار کردند تا مسئله ریاضی را حل کنند، دانش و مهارتهای خود را به اشتراک گذاشتند.
مجموع کل
مساحت کلی آپارتمان 800 فوت مربع بود که فضای کافی برای زندگی راحت را فراهم میکرد.
کامل
این کتاب یک راهنمای کامل برای باغبانی است.
جامع
بررسی کامل دستنوشته توسط ویراستار اطمینان حاصل کرد که قبل از انتشار تمام استانداردهای کیفیت را برآورده میکند.
جامع
سیاست بیمه جامع پوششی برای انواع خطرات و خطرات بالقوه ارائه میداد.
متحد و موافق
تیم تصمیمی یکصدا برای اتخاذ استراتژی جدید گرفت.
کل
گزارش موجودی تجمعی تعداد کل اقلام موجود در انبار در تمامی انبارها را نشان داد.
تمام شده
او با نگاه کردن به شاهکار تمام شدهاش احساس موفقیت کرد.
فراگیر
برنامه تمرینی جامع ورزشکاران را برای تقاضاهای فیزیکی مسابقه آماده کرد.
گنجیده
مرکز جامعهای جامع خدمات و منابعی را برای افراد در تمام سنین و پیشینهها فراهم کرد.
کلی
تأثیر کلی تغییرات آب و هوایی بر محیط زیست موضوع نگرانی جهانی است.
کامل
پس از یک روز کامل گشتوگذار در شهر، آنها خسته اما راضی به هتل خود بازگشتند.
کافی
دستورالعملهای ارائه شده برای او کافی بودند تا کار را تکمیل کند.
کافی
پس از انجام یک تحقیق کافی، پلیس توانست مظنون را شناسایی کند.
خالی
چمدان خالی در گوشه نشسته بود، منتظر بود تا با لباسهای سفر پر شود.
عاری
داستان او از هر حقیقتی خالی بود، پر از جزئیات ساختگی.
جزئی
بازسازی جزئی بر بهروزرسانی آشپزخانه متمرکز بود و بقیه خانه را دستنخورده باقی گذاشت.
ناقص
پازل ناقص است زیرا یک قطعه کم دارد.
نیمه
کیف وقتی به محل کمپ رسیدیم نصف پر بود.
تقسیم شده
بخشهای تقسیمشده نمودار دایرهای، دستههای مختلف هزینهها را نشان میداد.
تکه تکه شده
اطلاعات تکهتکه شده درک تصویر کامل را دشوار کرد.
ناتمام
پروژه ساخت و ساز ناتمام ساختمان را در معرض عناصر قرار داد.
ناکافی (از نظر کمی یا کیفیت)
عایقبندی ناقص در دیوارها منجر به قبضهای انرژی بالا در طول زمستان شد.
پاره
شلوار جین پاره او مد بود، با پارگیهای عمدی و لبههای فرسوده.