آهسته
فرآیند کند بهبود زخم به مراقبت منظم نیاز داشت.
این صفات نرخ یا سرعتی را که چیزی حرکت میکند یا عمل میکند توصیف میکنند، و ویژگیهایی مانند "سریع"، "آهسته" و غیره را منتقل میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
آهسته
فرآیند کند بهبود زخم به مراقبت منظم نیاز داشت.
سریع
دوش سریع قبل از اینکه او برای روز بیرون برود، او را سرحال آورد.
سریع
او به موقعیتهای اضطراری سریع پاسخ میداد.
سریع
او با سرعت سریع تایپ کرد، گزارش را در زمان رکورد به پایان رساند.
سریع
پاسخ سریع خدمات اضطراری در طول فاجعه جانها را نجات داد.
سریع
او پاسخ سریعی به ایمیل فوری داد.
سریعتر از فرکانس صدا
شرکت هوافضا در حال توسعه یک جت مسافربری فراصوت جدید برای سفرهای بین قارهای سریعتر است.
چابک
انگشتان چالاک پیانیست روی کلیدها پرواز میکرد.
فرز چابک
ورزشکار چالاک به راحتی از تکلها در زمین فرار کرد.
آماده
کارمند آماده وظایف را به طور کارآمد و به موقع تکمیل کرد.
سریعتر از حد معمول
شرکت پس از اجرای استراتژیهای جدید بازاریابی، رشد شتابیافته را تجربه کرد.
پرانرژی
او یک پیادهروی تند صبحگاهی کرد تا خودش را بیدار کند.
باعجله
پاسخ سریع خدمات اضطراری جانها را نجات داد.
سریع
آسانسور سریعالسیر آنها را در عرض چند ثانیه به بالاترین طبقه برد.
سریع
ترن هوایی پرسرعت با پیچ و تابهایش سواران را هیجانزده کرد.
کند
گربه کند بود، به زوری سرش را بلند میکرد.
بدون هیچ عجلهای
گردشگران شهر را با آرامش گشتند، اغلب توقف میکردند تا از مناظر لذت ببرند.
کند
برخی از دانشآموزان در طول سخنرانی که ارائهای کند و پرزحمت داشت، علاقه خود را از دست دادند.
سریعالسیر
سرویس اکسپرس در رستوران به مشتریان اجازه میدهد تا غذای خود را سریع سفارش دهند و دریافت کنند.
بسیار کند
ترافیک کند مانند حلزون در بزرگراه ساعتها به سفرشان اضافه کرد.