صفت‌های انگلیسی برای "ضعف"

این صفات به ما امکان می‌دهند تا قدرت یا توانایی فیزیکی، ذهنی یا عاطفی کاهش یافته یا محدود شده مرتبط با یک موجودیت خاص را بیان کنیم.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های اشیا
weak [صفت]
اجرا کردن

ضعیف

Ex: He pointed to a weak section in the wall that needed reinforcement .

او به بخش ضعیف در دیوار اشاره کرد که نیاز به تقویت داشت.

fragile [صفت]
اجرا کردن

آسیب‌پذیر

Ex: She felt emotionally fragile after the loss of her pet .

او پس از از دست دادن حیوان خانگی‌اش احساس شکنندگی عاطفی کرد.

flimsy [صفت]
اجرا کردن

ضعیف و ناپایدار

Ex: The flimsy construction of the tent could n't withstand the strong winds .

ساختار شکننده چادر نتوانست در برابر بادهای شدید مقاومت کند.

powerless [صفت]
اجرا کردن

ناتوان

Ex: As a child , he felt powerless to defend himself against bullying .

به عنوان یک کودک، او احساس ناتوانی می‌کرد تا از خود در برابر زورگویی دفاع کند.

impaired [صفت]
اجرا کردن

ضعیف شده

Ex: The impaired performance of the computer resulted from outdated hardware .

عملکرد ضعیف‌شده کامپیوتر ناشی از سخت‌افزار قدیمی بود.

limp [صفت]
اجرا کردن

شل

Ex: After the long hike , he walked at a limp pace , exhausted from the journey .

پس از پیاده‌روی طولانی، او با قدم‌های شل راه می‌رفت، از سفر خسته شده بود.

ethereal [صفت]
اجرا کردن

زیبا و باظرافت

Ex: The ethereal scent of jasmine filled the garden , transporting visitors to a dreamlike state .

عطر ملکوتی یاسمن باغ را پر کرد و بازدیدکنندگان را به حالتی رویایی برد.

brittle [صفت]
اجرا کردن

شکننده

Ex: The stale bread had become brittle , losing its softness and freshness .

نان بیات شکننده شده بود، نرمی و تازگی خود را از دست داده بود.

delicate [صفت]
اجرا کردن

زودشکن

Ex: Handle the delicate china teacups with care to avoid chipping .

با فنجان‌های چینی حساس چای با احتیاط رفتار کنید تا از ترک خوردن جلوگیری شود.

tenuous [صفت]
اجرا کردن

بسیار نازک یا ظریف

Ex: The spider 's web was so tenuous that even the slightest breeze could break it .

تار عنکبوت آنقدر نازک بود که حتی ملایم‌ترین نسیم هم می‌توانست آن را پاره کند.

vulnerable [صفت]
اجرا کردن

آسیب‌پذیر

Ex: The elderly are particularly vulnerable to illness , so it 's important for them to get vaccinated .
frail [صفت]
اجرا کردن

ضعیف (از لحاظ فیزیکی)

Ex:

سلامتی او رو به وخامت گذاشته بود، او را ضعیف کرده و قادر به انجام کارهای ساده نبود.

feeble [صفت]
اجرا کردن

ضعیف

Ex: Despite his feeble condition , he refused to give up and continued to exercise to regain his strength .

علیرغم وضعیت ضعیف خود، او از تسلیم شدن امتناع کرد و به ورزش کردن برای بازیابی قدرت خود ادامه داد.

debilitated [صفت]
اجرا کردن

ضعیف‌شده

Ex: The debilitated soldier , recovering from injuries , faced a challenging path to physical recovery .

سرباز ضعیف شده، در حال بهبودی از جراحات، با مسیری چالش‌برانگیز به سوی بهبودی جسمی روبرو بود.

faint [صفت]
اجرا کردن

ضعیف

Ex: The athlete 's faint attempt at the high jump fell short , lacking the required strength .

تلاش ضعيف ورزشکار در پرش ارتفاع کوتاه آمد، فاقد قدرت لازم بود.

breakable [صفت]
اجرا کردن

شکستنی

Ex: The breakable glassware in the kitchen cabinet requires gentle handling to prevent shattering .

ظروف شیشه‌ای شکننده در کابینت آشپزخانه نیاز به دست زدن ملایم دارند تا از شکستن جلوگیری شود.