صفات ویژگیهای اشیا - صفات ضعف
این صفات به ما امکان میدهند تا قدرت یا توانایی فیزیکی، ذهنی یا عاطفی کاهش یافته یا محدود شده مرتبط با یک موجودیت خاص را بیان کنیم.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
structurally fragile or lacking durability

ضعیف
آن قفسه قدیمی یک اتصال ضعیف دارد و ممکن است زیر وزن بشکند.
easily damaged or broken

آسیبپذیر, شکننده
توافق صلح شکننده در معرض خطر فروپاشی تحت فشار سیاسی بود.
likely to break due to the lack of strength or durability

ضعیف و ناپایدار, بیدوام
پارچه شکننده با یک کشش جزئی به راحتی پاره شد.
lacking the ability or authority to influence or control situations

ناتوان, عاجز
او در مقابل اعتیادش احساس ناتوانی میکرد.
weakened in strength, effectiveness, quality, or usefulness

ضعیف شده, کاهش کیفیت یافته
عملکرد ضعیف موتور منجر به خرابیهای مکرر شد.
not having any energy or determination

شل, بی حال
او پس از چند روز کار اضافی پشت سر هم احساس ضعف و خستگی میکرد.
extremely delicate, light, as if it belongs to a heavenly realm

زیبا و باظرافت
او لباسی از پارچه ماورایی پوشیده بود که به نظر میرسید در نور ماه میدرخشد.
easily broken, cracked, or shattered due to the lack of flexibility and resilience

شکننده, ترد
همانطور که دما کاهش یافت، برگهای شکننده روی درختان با هر نسیم باد به صدا درآمدند.
easily harmed or destroyed

زودشکن
اثر هنری ظریف پشت شیشه در موزه محافظت میشد.
very delicate or thin

بسیار نازک یا ظریف
او به نخ نازک چسبید، امیدوار بود که وزن شیء را تحمل کند.
able to be physically harmed or wounded

آسیبپذیر, ضعیف، حساس
نوزادان به طور خاص در برابر بیماریها آسیبپذیر هستند.
having a weak physical state or delicate health

ضعیف (از لحاظ فیزیکی)
علیرغم ظاهر ضعیف او، روحیهاش تسلیمناپذیر بود و با شجاعت با هر چالشی روبرو میشد.
lacking in physical strength or energy

ضعیف
علیرغم تلاشهایش، مشتهای ضعیف او نتوانستند کیسه بوکس سنگین در باشگاه را فرورفته کنند.
extremely weakened and experiencing a significant decline in physical or mental health

ضعیفشده
حالت ضعیف زن سالخورده مراقبت و حمایت مداوم را ضروری میکرد.
