والد
والدین در جلسه مدرسه شرکت کردند تا در مورد پیشرفت فرزندشان بحث کنند.
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به خانواده را یاد خواهید گرفت که برای آزمون عمومی آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
والد
والدین در جلسه مدرسه شرکت کردند تا در مورد پیشرفت فرزندشان بحث کنند.
همنیا
او در زمانهای سخت برای مشاوره و حمایت به خواهر یا برادر خود تکیه میکرد.
پدربزرگ و مادربزرگ
او دوست دارد به داستانهای پدربزرگ و مادربزرگش از زمانی که جوان بودند گوش دهد.
مادربزرگ
آنها هر آخر هفته به دیدن مادربزرگ خود میروند.
پدربزرگ
وقتی بچه بودم، پدربزرگم مرد و آن زمان بسیار غمگینی برای خانوادهمان بود.
نوه
پدربزرگ و مادربزرگ من عاشق وقت گذراندن با نوههایشان هستند، آنها را به پارک میبرند و بازی میکنند.
عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه
ما یک خانواده بزرگ با بسیاری از عموها و خالهها داریم.
خاله/عمه/زنعمو/زندایی
آنها برای روز شکرگزاری به خانه عمه خود رفتند.
خواهرزاده یا برادرزاده (مرد)
او عاشق گذراندن وقت با برادرزادههای دوستداشتنیاش است.
خواهرزاده یا برادرزاده (زن)
دختر برادر یا خواهر من برایم مثل یک خواهر کوچک است، و سعی میکنم در زندگیاش تأثیر مثبتی داشته باشم.
عموزاده، عمهزاده، داییزاده، خالهزاده
آنها در حال برنامهریزی برای یک گردهمایی خانوادگی هستند و نمیتوانند صبر کنند تا با تمام پسرعموها و دخترعموهای خود دیدار کنند.
شوهر
سارا و همسرش ده سال است که با خوشحالی ازدواج کردهاند و بنیانی محکم از عشق و اعتماد ساختهاند.
همسر
او یک همسر دوستداشتنی است که از رویاها و جاهطلبیهای شوهرش حمایت میکند.
ناپدری
او از روشی که ناپدری اش همیشه از او حمایت میکرد و توصیههای خوبی ارائه میداد، قدردانی کرد.
نامادری
آنها بعد از ازدواج پدرشان با نامادریشان به خانه جدیدی نقل مکان کردند.
خواهرخوانده
او از داشتن یک ناخواهری که بتواند به او اعتماد کند و علایقش را با او تقسیم کند، هیجان زده بود.
برادرخوانده
علیرغم برخی ناراحتیهای اولیه، برادر ناتنی من به سرعت به بخش مهمی از زندگی من تبدیل شد.
فرزندخوانده
برادر ناتنی
علیرغم اینکه نابرادری هستیم، همیشه مانند برادران کامل با هم رفتار کردهایم.
خواهر ناتنی
کشف اینکه من یک نیمهخواهر دارم شوکهکننده بود، اما برای پیوندی که شکل دادهایم سپاسگزارم.
پدر خوانده
پدرخوانده اغلب در گردهماییها و جشنهای خانوادگی شرکت میکرد.
مادر خوانده
مادرخوانده در تمام رویدادهای مهم زندگی کودک شرکت کرد.
خویشاوند
در زمان نیاز، خویشاوندان اغلب برای حمایت از یکدیگر گرد هم میآیند.
خویشاوند
او خانه را از خویشاوندان دور خود به ارث برد.