واژگان برای IELTS General (نمره 5) - احساسات مثبت
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به احساسات مثبت را که برای آزمون IELTS General Training ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the feeling of being happy and well

شادی
گذراندن وقت با عزیزان اغلب منجر به احساس گرما و خوشبختی میشود.
the feeling of great happiness

شادمانی, شادی
راه رفتن با پای برهنه روی ساحل در غروب خورشید او را از احساس آرامش و شادی پر کرد.
a state of mind marked by wanting good things to happen

امیدواری
امیدواری تیم پس از اولین بردشان در فصل افزایش یافت.
a mental spark that drives unusual creativity or activity

الهامگرفتن
سفرهایش به او الهام برای یک ایده تجاری جدید داد.
a feeling of great enjoyment and happiness

لذت, دلخوشی
بچهها با لذت فریاد زدند در حالی که در پارک بازی میکردند.
a strong feeling of enthusiasm and happiness

هیجان
هیجان امیلی با گذشت هر روز بیشتر میشد در حالی که روزهای باقیمانده تا مراسم فارغالتحصیلی را میشمرد.
a feeling of great excitement and passion

شوروشوق, اشتیاق
اشتیاق او زمانی که در مورد سرگرمی مورد علاقهاش صحبت میکرد آشکار بود.
the quality of being thankful or showing appreciation for something

سپاسگزاری, قدردانی
قلب او پس از اینکه دوستانش با یک جشن تولد غافلگیرش کردند، پر از سپاسگزاری بود.
the very strong emotion we have for someone or something that is important to us and we like a lot and want to take care of

عشق
عشق او به حیوانات، او را به مدافع پرشور حفاظت از حیات وحش تبدیل کرد.
a feeling of great pleasure or joy

شوق, شادمانی
خوشحالی زوجین در حالی که دست در دست در پارک قدم میزدند آشکار بود.
a feeling of no worries or anxieties

آرامش خاطر
سکوت صبح زود برای او لحظهای نادر از آرامش به ارمغان آورد.
the feeling of pleasure that someone experiences from an activity, a thing or a situation

لذت
لذت بچهها در پارک تفریحی در خندههایشان آشکار بود.
a feeling of much respect for and approval of someone or something

تحسین, ستایش
شجاعت او در مواجهه با خطر، تحسین همسالان و جامعه را برای او به ارمغان آورد.
a state of being free from pain, worry, or other unpleasant feelings

راحتی, آسایش
پتوهای نرم و بالشهای راحت به او آرامش مورد نیاز برای استراحت پس از یک هفته پرتنش را دادند.
a happy and positive state of mind or attitude

نشاط, شادابی
شادمانی پرستار بیماران مضطرب را آرامش داد.
a general tendency to look on the bright side of things and to expect positive outcomes

خوشبینی
خوشبینی طبیعی او باعث میشد باور داشته باشد که همه چیز به بهترین شکل حل خواهد شد، مهم نیست که شرایط چقدر دشوار باشد.
a sudden feeling of pleasure and excitement

هیجان
هیجان زدن گل پیروزی برای روزها با او ماند.
the action of laughing or the sound it makes

خنده, صدای خنده
خنده مسری او روحیه همه را در جلسه بالا برد.
a feeling of admiration or surprise caused by something that is very unusual and exciting

هیبت, شگفتی
او هنگام یادگیری رازهای اقیانوس احساس شگفتی کرد.
a feeling caused by being away from dangers, worries, or fears

آرامش خاطر
کودکان به امنیت عاطفی نیاز دارند تا با اعتماد به نفس بزرگ شوند.
a feeling of joy, happiness, and optimism

شادمانی
با وجود باران، جشنواره پر از شادی و جشن بود.
a feeling of expectation and desire for a particular thing to happen or to be true

امید
امید او به صلح در منطقه، او را به کار بیوقفه برای راهحلهای دیپلماتیک واداشت.
a feeling of happiness when one's needs are satisfied

رضایت
تکمیل رمانش برای او احساس عمیقی از رضایت به ارمغان آورد.
