مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 8

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
to prattle [فعل]
اجرا کردن

وراجی کردن

Ex: During the meeting , he prattled about unrelated topics , veering away from the main discussion .

در طول جلسه، او درباره موضوعات نامربوط وراجی کرد، از بحث اصلی دور شد.

to egress [فعل]
اجرا کردن

خارج شدن

Ex: During the evacuation drill , students practiced how to quickly and safely egress the school building .

در طول تمرین تخلیه، دانش‌آموزان تمرین کردند که چگونه به سرعت و با ایمنی از ساختمان مدرسه خارج شوند.

to maroon [فعل]
اجرا کردن

در جزیره بی‌آب‌وعلف رها کردن

Ex: If we had been shipwrecked , they would have marooned us on that deserted island .

اگر ما کشتی شکسته می‌شدیم، آنها ما را در آن جزیره متروک رها می‌کردند.

to chaff [فعل]
اجرا کردن

دست انداختن

Ex: If she had known how sensitive he was , she would n't have chaffed him about his failed attempt at cooking dinner .

اگر می‌دانست چقدر حساس است، او را به خاطر تلاش ناموفقش در پخت شام مسخره نمی‌کرد.

to bray [فعل]
اجرا کردن

هارهار خندیدن

Ex: If you bray with laughter too loudly , you might disrupt the peace of the library .

اگر خیلی بلند عرعر بخندید، ممکن است آرامش کتابخانه را برهم بزنید.

to harass [فعل]
اجرا کردن

پی در پی اذیت کردن

Ex: The telemarketer 's incessant calls served to harass rather than persuade , disrupting our daily routines and invading our privacy .

تماس‌های بی‌وقفه بازاریاب تلفنی بیشتر برای آزار بود تا متقاعد کردن، که برنامه‌های روزمره ما را مختل و حریم خصوصی ما را نقض می‌کرد.

to blight [فعل]
اجرا کردن

آفت‌زده کردن

Ex: Throughout the summer , heavy rains were blighting the region , causing flooding and devastation .

در طول تابستان، باران‌های سنگین منطقه را ویران می‌کردند و باعث سیل و ویرانی می‌شدند.

to maltreat [فعل]
اجرا کردن

بدرفتاری کردن

Ex: The organization was criticized for maltreating its employees , who were subjected to harsh working conditions and verbal abuse .

سازمان به دلیل بدرفتاری با کارکنانش مورد انتقاد قرار گرفت، کارکنانی که تحت شرایط کاری سخت و سوء استفاده کلامی قرار داشتند.

to slake [فعل]
اجرا کردن

فرونشاندن

Ex: During the heatwave , the pool was continuously slaking the swimmers ' desire for coolness and refreshment .

در طول موج گرما، استخر به طور مداوم تشنگی شناگران برای خنکی و طراوت را برطرف می‌کرد.

to leaven [فعل]
اجرا کردن

ور آمدن (خمیر)

Ex: Adding baking powder to the cake batter will leaven it and create a soft , airy texture when baked .

اضافه کردن پودر بیکینگ به خمیر کیک آن را تخمیر می‌کند و هنگام پخت بافتی نرم و پفکی ایجاد می‌کند.

to compel [فعل]
اجرا کردن

مجبور کردن

Ex: The circumstances are compelling them to reconsider their initial decision .

شرایط آن‌ها را مجبور می‌کند تا تصمیم اولیه خود را دوباره بررسی کنند.

to grimace [فعل]
اجرا کردن

چهره درهم کشیدن

Ex: The child grimaced in pain as the doctor examined his injured arm .

کودک از درد چهره در هم کشید در حالی که پزشک بازوی آسیب دیده او را معاینه می‌کرد.

to sic [فعل]
اجرا کردن

تشویق به حمله کردن

Ex:

در طول آشوب، افسر سگ‌های پلیس را به سوی متهمان فراری می‌انداخت.

to ordain [فعل]
اجرا کردن

منصوب کردن

Ex: While I was attending the ordination ceremony , the bishop was ordaining the candidates with solemn prayers and rituals .

در حالی که من در مراسم تقدیس شرکت کرده بودم، اسقف با دعاها و مراسم رسمی، نامزدها را تقدیس می‌کرد.

اجرا کردن

شیون کردن مثل گربه

Ex: While I was reading , the construction workers were caterwauling as they demolished the old building .

در حالی که من در حال خواندن بودم، کارگران ساختمانی در حالی که ساختمان قدیمی را خراب می‌کردند، جیغ می‌زدند.

to forage [فعل]
اجرا کردن

خوراک‌جویی کردن

Ex: They recently foraged for wild herbs to use in cooking .

اخیراً آنها برای استفاده در آشپزی، گیاهان وحشی را جمع‌آوری کردند.

to accost [فعل]
اجرا کردن

سر صحبت را با (کسی) باز کردن

Ex: While I was walking home last night , a stranger was accosting people outside the subway station .

دیشب وقتی به سمت خانه راه می‌رفتم، یک غریبه در خارج از ایستگاه مترو مردم را مورد آزار قرار می‌داد.

to beseech [فعل]
اجرا کردن

التماس کردن

Ex: We beseech the authorities to take immediate action to address the growing humanitarian crisis .

ما از مقامات تمنا می‌کنیم که برای مقابله با بحران فزاینده انسانی فوراً اقدام کنند.

اجرا کردن

بنیان نهادن

Ex: The government is instituting measures to address climate change .

دولت اقداماتی را برای مقابله با تغییرات آب و هوایی مؤسس می‌کند.