واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - Politics

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سیاست را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
populism [اسم]
اجرا کردن

عوام‌گرایی

Ex: Critics argue that populism can lead to divisive and polarized politics , as well as simplistic solutions to complex problems that may undermine democratic institutions .

منتقدان استدلال می‌کنند که پوپولیسم می‌تواند به سیاست‌های تفرقه‌انگیز و قطبی شده منجر شود، همچنین به راه‌حل‌های ساده‌انگارانه برای مشکلات پیچیده که ممکن است نهادهای دموکراتیک را تضعیف کند.

اجرا کردن

تمامیت‌خواهی

Ex: Propaganda was used to promote totalitarianism among the populace .
bipartisan [صفت]
اجرا کردن

دو حزبی

Ex: The bipartisan agreement on environmental policies showcased a commitment to addressing climate change through cooperative efforts .

توافق دو حزبی در مورد سیاست‌های محیط زیستی نشان‌دهنده تعهدی برای مقابله با تغییرات آب و هوایی از طریق تلاش‌های مشترک بود.

caucus [اسم]
اجرا کردن

رایزنش

Ex: The caucus of senators met to discuss pending legislation .

کاکوس سناتورها برای بحث در مورد قوانین معلق تشکیل جلسه داد.

psephology [اسم]
اجرا کردن

انتخابات‌پژوهی

Ex: Psephology has evolved with advancements in data analytics , allowing for more accurate predictions based on complex electoral data .

پسیفولوژی با پیشرفت‌ها در تحلیل داده‌ها تکامل یافته است، که امکان پیش‌بینی‌های دقیق‌تری را بر اساس داده‌های پیچیده انتخاباتی فراهم می‌کند.

agitprop [اسم]
اجرا کردن

اطلاعات سیاسی گمراه‌کننده

Ex: The historical period was marked by intense agitprop , with governments on both sides using propaganda to shape public perception during the war .

دوره تاریخی با آژیتپراپ شدید مشخص شد، با دولت‌های هر دو طرف که از تبلیغات برای شکل‌دهی به ادراک عمومی در طول جنگ استفاده کردند.

اجرا کردن

یک موقعیت را تا مرز فاجعه سوق دادن

Ex:

در مواجهه با یک اختلاف تجاری، هر دو کشور به brinkmanship متوسل شدند و با تهدید به تعرفه‌ها و تحریم‌ها به دنبال کسب مزایای اقتصادی بودند.

اجرا کردن

مشروطیت

Ex: Movements for constitutionalism emerged during periods of political reform .
dog whistle [اسم]
اجرا کردن

پیام سرّی

Ex: The company 's marketing campaign included dog whistles to target a niche market .

کمپین بازاریابی شرکت شامل سوت سگ برای هدف قرار دادن یک بازار خاص بود.

geopolitics [اسم]
اجرا کردن

ژئوپلیتیک

Ex: Environmental changes , such as shifts in climate or access to natural resources , introduce new dimensions to the study of geopolitics as nations adapt to these evolving circumstances .

تغییرات محیطی، مانند تغییرات آب و هوایی یا دسترسی به منابع طبیعی، ابعاد جدیدی به مطالعه ژئوپلیتیک اضافه می‌کنند در حالی که ملت‌ها با این شرایط در حال تحول سازگار می‌شوند.

اجرا کردن

سیاست قدرت

Ex:

تحریم‌های اقتصادی و مذاکرات تجاری ابزارهای رایج در سیاست قدرت هستند که به دولت‌ها اجازه می‌دهند بر یکدیگر نفوذ و فشار وارد کنند.

fanaticism [اسم]
اجرا کردن

تعصب

Ex: Many historical tragedies have been the result of unchecked fanaticism and extreme ideologies .

بسیاری از تراژدی‌های تاریخی نتیجه تعصب کنترل نشده و ایدئولوژی‌های افراطی بوده‌اند.

hard right [اسم]
اجرا کردن

راست افراطی

Ex: In the current political landscape , hard right movements are gaining traction with their nationalist and conservative platforms .

در چشم‌انداز سیاسی کنونی، جنبش‌های راست افراطی با پلتفرم‌های ملی‌گرا و محافظه‌کار خود در حال کسب محبوبیت هستند.

militarism [اسم]
اجرا کردن

نظامی‌گری

Ex: The government ’s shift towards militarism was evident in its increased defense budget and the promotion of military values and virtues in education and media .

تغییر جهت دولت به سمت نظامی‌گری در افزایش بودجه دفاعی و ترویج ارزش‌ها و فضایل نظامی در آموزش و رسانه مشهود بود.

statism [اسم]
اجرا کردن

دولت‌گرایی

Ex: The debate between statism and laissez-faire capitalism centers on the extent to which the state should intervene in the economy and regulate private enterprise .

بحث بین دولتمداری و سرمایه‌داری لسه‌فر حول این است که دولت تا چه حد باید در اقتصاد دخالت کند و شرکت‌های خصوصی را تنظیم کند.

اجرا کردن

یک‌جانبه‌گرایی

Ex: The decision to conduct nuclear tests without prior consultation with neighboring countries was a clear example of unilateralism , causing regional tensions .

تصمیم به انجام آزمایش‌های هسته‌ای بدون مشورت قبلی با کشورهای همسایه نمونه‌ای واضح از یکجانبه‌گرایی بود که باعث تنش‌های منطقه‌ای شد.

incumbent [اسم]
اجرا کردن

متصدی

Ex: Many expect the incumbent to secure another term , given the current political climate .

بسیاری انتظار دارند که متصدی فعلی با توجه به جو سیاسی فعلی، دوره دیگری را تضمین کند.

sedition [اسم]
اجرا کردن

فتنه

Ex: The protest organizer was arrested on charges of sedition for urging participants to resist law enforcement .

سازمان‌دهنده تظاهرات به اتهام تحریک به شورش برای تشویق شرکت‌کنندگان به مقاومت در برابر اجرای قانون دستگیر شد.

suffrage [اسم]
اجرا کردن

حق رأی

Ex: Women 's suffrage was a pivotal movement in the early 20th century .

حق رأی زنان جنبشی محوری در اوایل قرن بیستم بود.

siege [اسم]
اجرا کردن

محاصره

Ex: The military strategist devised a plan to break the siege and lift the blockade on the besieged city .

استراتژیست نظامی طرحی برای شکستن محاصره و برداشتن محاصره از شهر محاصره شده تدوین کرد.

red tape [اسم]
اجرا کردن

کاغذ بازی اداری

Ex: The new regulations added even more red tape to an already complex system .

مقررات جدید حتی کاغذبازی بیشتری به یک سیستم از قبل پیچیده اضافه کرد.

اجرا کردن

اجرا کردن (یک قانون)

Ex: The decree was promulgated by royal proclamation .

فرمان توسط اعلامیه سلطنتی صادر شد.

skirmish [اسم]
اجرا کردن

درگیری

Ex: The police quickly intervened to break up the skirmish between protesters and counter-protesters .

پلیس به سرعت برای متفرق کردن درگیری بین معترضان و ضد معترضان مداخله کرد.

absolutism [اسم]
اجرا کردن

مطلق‌گرایی

Ex: The rise of absolutism in the 17th century reshaped European politics .
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مناطق وزن و پایداری اشکال
افزایش مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance بی نظیری Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
ویژگی های انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تایید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
حرکات زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن تهیه غذا Science تغییر و شکل دادن
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشم انداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت