افعال عمل گفتاری - افعال برای اطلاعرسانی و نامگذاری
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به اطلاع رسانی و نامگذاری اشاره دارند مانند "گزارش"، "اطلاع" و "انتقال" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to give a written or spoken description of an event to someone

گزارش دادن
شاهدان گزارش دادند که یک وسیله نقلیه مشکوک را قبل از وقوع سرقت در خارج از بانک پارک شده دیدهاند.
to make information, knowledge, or a skill known or understood

انتقال دادن (مهارت یا دانش)
متخصص در کارگاه امروز نکات عملی برای مدیریت موثر زمان را منتقل کرد.
to give information about someone or something, especially in an official manner

اطلاع دادن, آگاهی دادن
گوینده اخبار عموم را از آخرین تحولات در تحقیقات جاری مطلع خواهد کرد.
to give someone essential information or instructions about a particular subject or task

اطلاعات ضروری به کسی دادن
سخنگو قبل از کنفرانس مطبوعاتی به طور مختصر آگاه شد تا ارتباط دقیقی از موضع سازمان تضمین شود.
to officially let someone know about something

اطلاع دادن, باخبر کردن
سرپرست کارکنان را از طریق کانالهای ارتباطی شرکت در مورد جلسات آموزشی آینده مطلع خواهد کرد.
to pass on information from one party to another

(اطلاعات) انتقال دادن
دانشمندان یافتههای تحقیقاتی خود را در کنفرانسها منتقل کردند تا اطلاعات را در جامعه گستردهتر به اشتراک بگذارند.
to notify someone about a situation, event, or information

اطلاع دادن, آگاه کردن
او وکیل خود را از شواهد جدید در پرونده مطلع کرد.
to provide someone with information and make them aware of something

آگاه کردن, اطلاع دادن
من تصمیم گرفتم که دوستم را از مهمانی تولد غافلگیرانهای که برایش برنامه ریزی کرده بودیم مطلع کنم.
to formally provide someone with information

اطلاع دادن
مدیر به تیم در مورد تغییرات آینده در سیاستهای شرکت توصیه کرد.
to inform someone with facts or news

در جریان گذاشتن, باخبر کردن، مطلع کردن
لطفاً همکاران خود را از آخرین تحولات در نیازهای مشتری مطلع کنید.
to pass on information or messages from one place or person to another

انتقال دادن
لطفاً برنامهی بهروز شده را قبل از جلسه به همه اعضای تیم منتقل کنید.
to give a name to something, such as a book, movie, article, etc.

عنوان دادن, نام گذاری کردن
پس از اتمام نقاشی، هنرمند با دقت انتخاب کرد که آن را "آرامش غروب" عنوان کند.
to give a title to something, such as a book, movie, piece of art, etc.

عنوان دادن
فیلمساز تصمیم گرفت مستند را "صداهای ناشنیده" عنوان کند تا روایتهای حاشیهنشین را برجسته کند.
to give a specific setting to an event, place, etc.

تم دادن, اعمال تم خاص
پارک تفریحی هر ساله ترن هوایی خود را با تزئینات ترسناک برای فصل هالووین تم میدهد.
to describe something using a specific word or phrase

نامیدن, وصف کردن
جامعه پزشکی این وضعیت را به عنوان سندرم خستگی مزمن معرفی میکند.
to give a name to something or someone

نامیدن
چرا همیشه دستگاههای الکترونیکی خود را به طور خلاقانه نامگذاری میکنید؟
to give a new name to someone or something

تغییر نام دادن, نامگذاری مجدد
شرکت تصمیم گرفت محصول پرچمدار خود را تغییر نام دهد تا ویژگیها و عملکرد آن را بهتر منعکس کند.
to give a name to something

نامگذاری کردن, عنوان دادن
برای سادهسازی ارتباطات، مدیر پروژه پیشنهاد داد که هر فاز پروژه را نامگذاری کنند تا سازماندهی بهتری داشته باشد.
to give someone or something a name in honor or in memory of another person or thing

(به نام کسی یا چیزی) نامگذاری کردن
اگر پسری داشته باشیم، قصد داریم او را به نام پدربزرگم نامگذاری کنیم.
to give a name or title to someone or something

نامیدن
او نمیتواند به یاد آورد که رستورانی که هفته گذشته به آن رفتیم چه نامیده میشد.
to give someone or something a different name, often to show affection or emphasize a particular trait

لقب دادن, نام مستعار گذاشتن
دوستانش تصمیم گرفتند به او لقب "آفتاب" بدهند به دلیل شخصیت شاد و مثبتش.
to give someone or something a nickname, often to show affection or to highlight a specific trait

لقب دادن, نامیدن
پس از نمایش مهارتهای آشپزی خود در یک برنامه تلویزیونی محبوب، سرآشپز توسط طرفداران و منتقدان به عنوان "استاد طعم" معروف شد.