افعال فرآیندهای ذهنی - فعلها برای فرض و تخمین
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به فرض و تخمین اشاره دارند مانند "حدس زدن"، "فرض کردن" و "حدس زدن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to estimate or form a conclusion about something without sufficient information to verify its accuracy

حدس زدن
آیا میتوانید حدس بزنید چند ژلهبین در شیشه وجود دارد؟
to imagine, expect, or intend something

تصور کردن, فکر کردن
من فکر میکنم برای پاک کردن ذهنم قدم بزنم.
to guess something using available information

گمان کردن
سرمایهگذاران اغلب محاسبه میکنند بازده بالقوه سرمایهگذاری را قبل از گرفتن تصمیمات مالی.
to think or believe that something is possible or true, without being sure

فرض کردن, فکر کردن، گمان کردن، تصور کردن، انتظار داشتن
با توجه به پیشبینی آب و هوا، فرض میکنم که بعداً امروز باران خواهد بارید.
to think that something is true based on probability or likelihood

فرض کردن, گمان کردن
وقتی هوا ناگهان تغییر کرد، آنها مجبور شدند فرض کنند که رویداد در فضای باز ممکن است لغو شود.
to think that something is true without having proof or evidence

فرض کردن, پنداشتن
مردم اغلب بدون دانستن داستان کامل، بدترین را فرض میکنند.
to come to a conclusion without enough evidence

حدس زدن, گمان بردن
وقتی تأخیر غیرمنتظره رخ داد، مسافران فقط میتوانستند حدس بزنند که ممکن است مشکلی در برنامه قطار وجود داشته باشد.
to form a theory or opinion about a subject without knowing all the facts

حدس زدن
بدون جزئیات واضح، آنها فقط میتوانستند درباره علت قطعی ناگهانی برق حدس بزنند.
to formulate a hypothesis to explain something, often as a starting point for further investigation or study

نظریهپردازی کردن, استدلال نظری کردن
بر اساس روندهای بازار، شرکت نظریه پردازی کرده است که راهاندازی یک خط تولید جدید پایگاه مشتریان گستردهتری را جذب خواهد کرد.
to propose a theory or explanation based on limited evidence

فرضیهسازی کردن, فرض کردن
در غیاب شواهد مستقیم، محققان مجبور شدند درباره علل بالقوه پدیده نادر فرضیهسازی کنند.
to form an idea or opinion about something with limited information or unclear evidence

حدس زدن, گمان کردن
بدون جزئیات روشن، رسانهها گمانهزنی کردند که استعفای ناگهانی چهره سیاسی ممکن است به جنجالهای افشا نشده مرتبط باشد.
to suppose or guess something without concrete evidence

حدس زدن, بر این گمان بودن
من تصور میکنم که آنها تا ظهر خواهند رسید، بر اساس برنامه معمولشان.
to estimate something by calculating and guessing

تخمین زدن
آیا میتوانید بدون داشتن جزئیات دقیق، هزینه تعمیرات را حدس بزنید و تخمین بزنید؟
to guess the value, number, quantity, size, etc. of something without exact calculation

تخمین زدن, برآورد کردن
آیا میتوانید تخمین بزنید که هزینهی خریدهای هفتهی ما چقدر خواهد شد؟
to guess or calculate a value, size, etc. to be lower than it actually is

دست کم گرفتن, کم تخمین زدن
مدیر از کمتخمینی تقاضا برای محصول جدید اظهار پشیمانی کرد.
to guess or calculate a value, size, or etc. to be higher than it actually is

بیش از حد تخمین زدن, بیش از حد ارزش گذاری کردن
او تعداد مهمانانی که به مهمانی میآمدند را بیش از حد تخمین زد.
to estimate something using past experiences or known data

تخمین زدن, استنتاج کردن
او توانست با تحلیل مطالعات مشابه، نتیجه احتمالی آزمایش را برونیابی کند.
to make a rough guess about quantities or time

تخمین زدن, تقریباً مشخص کردن
او سعی کرد فاصله بین دو شهر را روی نقشه تقریب بزند.
to determine or assign a monetary worth to something

ارزش گذاری کردن, برآورد ارزش
آنها یک متخصص را برای ارزیابی مجموعه نادر تمبر استخدام کردند.
to determine the worth or importance of something

ارزیابی کردن, برآورد ارزش
ضروری است که تأثیر سیاستهای جدید بر اقتصاد را ارزیابی کنیم.
to guess or predict future outcomes or trends based on current data or analysis

آینده را پیشبینی کردن
آیا میتوانید پیشبینی کنید رشد خرید اینترنتی بر اساس رفتار اخیر مصرفکننده چگونه خواهد بود؟