سرمایهگذاری کردن
شرکت به شدت در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری کرد.
در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به کسب و کار مانند "سرمایه گذاری"، "خرده فروشی" و "سود" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
سرمایهگذاری کردن
شرکت به شدت در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری کرد.
برونسپاری کردن
سازمان اخیراً خدمات بازاریابی را برای یک رویکرد هدفمند برونسپاری کرده است.
پول درآوردن
او با تدریس در آخر هفتهها درآمد اضافی به دست میآورد.
خردهفروشی کردن
فروشگاههای کوچک میتوانند صنایع دستی را خردهفروشی کنند به مشتریانی که به دنبال اقلام منحصر به فرد هستند.
سود بردن
او از آموزش اضافی که شرکتش ارائه میدهد سود خواهد برد.
سود بردن
شرکت در حال حاضر از افزایش تقاضا برای محصولات نوآورانه خود سود میبرد.
فروختن
در طول جشنوارهها، کامیونهای غذا ممکن است طیف متنوعی از پیشنهادات آشپزی را فروش دهند.
فروختن
برند مد میلیونها واحد از عطر جدید خود را فروخت.
مجدد فروختن
شرکت در حال حاضر موجودی اضافی را دوباره میفروشد تا فضای انبار را مدیریت کند.
کامل فروختن
کنسرت گروه محبوب در عرض چند دقیقه پس از شروع فروش بلیط تمام شد.
ذخیره کردن
خردهفروشان قفسههای خود را با لوازم مدرسه پر میکنند.
تبلیغ کردن
ترویجکنندگان بهصورت فعال در حال تبلیغ رویداد آینده در رسانههای اجتماعی هستند.
اجاره دادن
کتابخانه تصمیم گرفت فضای اجتماعیش را برای رویدادها و گردهماییها اجاره دهد.
(هزینه خاصی را) مطالبه کردن
شرکتهای هواپیمایی ممکن است برای چمدانهای تحویلی هزینه اضافی دریافت کنند.
ارزانفروشی کردن
فریلنسر اخیراً برای تضمین یک پروژه بلندمدت، قیمتها را پایین آورده است.
به دست آوردن
یک اپلیکیشن موبایل محبوب میتواند از طریق خریدهای درونبرنامهای درآمد قابل توجهی به دست آورد.
قیمت گذاشتن
این کسبوکار اخیراً خدمات خود را بر اساس روندهای صنعت قیمتگذاری کرده است.
به کاری مشغول بودن
خانواده آنها نسلهاست که درگیر هستند در شرابهای مرغوب، ارائه یک مجموعه متنوع.
از طریق تلاش ها یا اقدامات موفق کسب درآمد کردن
او به عنوان یک موسیقیدان محبوب در تور پول زیادی به دست آورده است.
بستن
مالک مجبور شد به طور موقت تولید را برای تعمیر و نگهداری تعطیل کند.
دورهگردی کردن
صنعتگران و صنعتگران اغلب کالاهای دست ساز خود را در نمایشگاه ها و جشنواره ها می فروشند.
تصفیه کردن
در بازسازی کسبوکار، شرکتها ممکن است تصمیم به انحلال برخی بخشها برای بهبود ثبات مالی بگیرند.
راه اندازی کردن
راهاندازی یک رستوران موفق نیازمند برنامهریزی و اجرای دقیق است.
تعطیل کردن
شرکت پس از تصفیه داراییهایش تعطیل خواهد شد.
فروختن
مالکان مجبور شدند بخشی از سهام خود را بفروشند تا سرمایهای برای گسترش جمعآوری کنند.