افعال انگلیسی اشاره کننده به "مذهب و پدیده های ماوراء طبیعی"

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به مذهب و پدیده‌های ماوراءالطبیعه مانند "نماز خواندن"، "جن‌گیری" و "توبه کردن" اشاره دارند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی
to bless [فعل]
اجرا کردن

دعا کردن

Ex: Before the journey , the travelers gathered to be blessed for a safe trip .

قبل از سفر، مسافران جمع شدند تا برای سفری ایمن برکت بگیرند.

to pray [فعل]
اجرا کردن

دعا کردن

Ex: The community came together to pray for rain during the drought , seeking divine intervention .

جامعه برای نماز خواندن برای باران در طول خشکسالی گرد هم آمدند و به دنبال مداخله الهی بودند.

to baptize [فعل]
اجرا کردن

تعمید دادن

Ex: John decided to be baptized in the traditional manner , through full immersion .

جان تصمیم گرفت به روش سنتی، از طریق غوطه‌وری کامل تعمید داده شود.

to preach [فعل]
اجرا کردن

موعظه کردن

Ex: The priest was invited to preach during the special Easter service , focusing on the message of resurrection .

کشیش برای موعظه کردن در طول مراسم ویژه عید پاک دعوت شد، با تمرکز بر پیام رستاخیز.

to repent [فعل]
اجرا کردن

توبه کردن

Ex: The religious teachings stressed the need to repent and seek forgiveness from a higher power .

آموزه‌های مذهبی بر نیاز به توبه و طلب بخشش از یک قدرت برتر تأکید کردند.

اجرا کردن

تقدیس کردن

Ex: The ceremony served to consecrate the marriage vows , invoking divine blessings on the union .

مراسم برای تقدیس سوگندهای ازدواج انجام شد و برکت الهی را بر این پیوند فراخواند.

to sanctify [فعل]
اجرا کردن

تقدیس کردن

Ex: The ritual was designed to sanctify those who had strayed from the righteous path .

این مراسم برای تقدیس کسانی طراحی شده بود که از راه راست منحرف شده بودند.

to minister [فعل]
اجرا کردن

خدمت کردن

Ex: The pastor spent many years ministering , spreading the message of compassion and love .

کشیش سال‌های زیادی را به خدمت گذراند و پیام مهربانی و عشق را گسترش داد.

اجرا کردن

تبلیغ مسیحیت

Ex: He spent his life evangelizing those who had never heard of the gospel .

او زندگی خود را صرف تبلیغ مسیحیت به کسانی کرد که هرگز انجیل را نشنیده بودند.

to christen [فعل]
اجرا کردن

غسل تعمید دادن

Ex: The family gathered at the riverside to christen their newest member with water from the stream .

خانواده در کنار رودخانه جمع شدند تا جدیدترین عضو خود را با آب جوی تعمید دهند.

to redeem [فعل]
اجرا کردن

نجات دادن

Ex: Many turn to prayer as a means to redeem their souls and find spiritual renewal .

بسیاری به نماز روی می‌آورند به عنوان وسیله‌ای برای نجات روحشان و یافتن تجدید روحانی.

اجرا کردن

موعظه کردن

Ex: The pastor sermonized on the significance of forgiveness in building a harmonious community .

کشیش درباره اهمیت بخشش در ساختن یک جامعه هماهنگ موعظه کرد.

to tithe [فعل]
اجرا کردن

ده یک دادن

Ex:

جماعت تشویق شدند که به طور منظم ده یک بدهند، و آن را به عنوان راهی برای مشارکت در جامعه کلیسا بشناسند.

to conjure [فعل]
اجرا کردن

فراخواندن

Ex: He was able to conjure visions from the past using ancient spells .

او قادر بود با استفاده از طلسم‌های باستانی، تصاویری از گذشته را فراخوانی کند.

to invoke [فعل]
اجرا کردن

موجب شدن

Ex: He tried to invoke the spirit of his late mentor , hoping for guidance during his trials .

او سعی کرد روح معلم مرحومش را فراخوانی کند، به امید راهنمایی در طول آزمایش‌هایش.

to haunt [فعل]
اجرا کردن

تسخیر کردن (روح)

Ex: Local legends spoke of a cemetery where restless spirits would haunt the grounds at night .

افسانه‌های محلی از گورستانی می‌گفتند که ارواح ناآرام شب‌ها در آن پرسه می‌زدند.

to exorcise [فعل]
اجرا کردن

دفع کردن

Ex: The ritual was meant to exorcise the dark presence that had taken hold of the old mansion .

این مراسم برای جن‌زدایی از حضور تاریکی که عمارت قدیمی را تسخیر کرده بود، طراحی شده بود.