افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی - افعال مرتبط با شغل

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی مربوط به شغل مانند "استخدام کردن"، "واگذار کردن" و "داوطلب شدن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی
to work [فعل]
اجرا کردن

کار کردن

Ex: They work hard to meet the deadline .

آن‌ها سخت کار می‌کنند تا به مهلت مقرر برسند.

to overwork [فعل]
اجرا کردن

بیش از حد کار کردن

Ex: The student is actively overworking to prepare for upcoming exams .

دانشجو به طور فعال کار بیش از حد می‌کند تا برای امتحانات آینده آماده شود.

to hire [فعل]
اجرا کردن

استخدام کردن

Ex: They 're going to hire a professional photographer for the product shoot .

آنها قصد دارند یک عکاس حرفه‌ای برای عکاسی محصول استخدام کنند.

to recruit [فعل]
اجرا کردن

جذب کردن (نیروی کار)

Ex: Start-ups often face challenges when recruiting talent due to budget constraints .

استارت‌آپ‌ها اغلب در استخدام استعدادها به دلیل محدودیت‌های بودجه با چالش‌هایی مواجه می‌شوند.

to employ [فعل]
اجرا کردن

استخدام کردن

Ex: The firm employs skilled craftsmen to make its products .

شرکت استخدام می‌کند صنعتگران ماهر را برای ساخت محصولاتش.

to sign up [فعل]
اجرا کردن

قرارداد بستن

Ex: The aspiring actors happily signed up for the audition , hoping for a breakthrough .

بازیگران مشتاق با خوشحالی برای آزمون بازیگری ثبت نام کردند، به امید یک پیشرفت.

to staff [فعل]
اجرا کردن

تامین نیروی انسانی

Ex: The company is actively staffing its customer service department to handle increased demand .

شرکت به طور فعال در حال استخدام نیرو برای بخش خدمات مشتریان خود است تا تقاضای افزایش یافته را مدیریت کند.

to man [فعل]
اجرا کردن

تامین نیروی انسانی

Ex: The supervisor is responsible for ensuring that all shifts are adequately manned .

سرپرست مسئول است اطمینان حاصل کند که تمام شیفت‌ها به اندازه کافی پرسنل دارند.

to assign [فعل]
اجرا کردن

واگذار کردن

Ex: The supervisor decided to assign the challenging project to the experienced team .

سرپرست تصمیم گرفت پروژه چالش‌برانگیز را به تیم با تجربه واگذار کند.

to entrust [فعل]
اجرا کردن

چیزی را به کسی سپردن

Ex: The company has recently entrusted the development of a new product to a skilled team .

شرکت اخیراً توسعه یک محصول جدید را به یک تیم ماهر سپرده است.

to mandate [فعل]
اجرا کردن

واگذار کردن

Ex: The board has recently mandated the compliance team with new regulatory responsibilities .

هیئت مدیره اخیراً تیم انطباق را با مسئولیت‌های نظارتی جدید مامور کرده است.

to appoint [فعل]
اجرا کردن

واگذار کردن (مسئولیت یا وظیفه)

Ex: The president has recently appointed a new advisor to the team .

رئیس جمهور اخیراً یک مشاور جدید به تیم منصوب کرده است.

to task [فعل]
اجرا کردن

تحمیل کردن

Ex: Over the years , the organization has successfully tasked teams with various projects .

در طول سال‌ها، سازمان با موفقیت تیم‌ها را به پروژه‌های مختلف وظیفه داده است.

اجرا کردن

گماشتن

Ex: The mayor has designated a special task force to handle the emergency .

شهردار یک نیروی ویژه برای رسیدگی به وضعیت اضطراری منصوب کرده است.

to delegate [فعل]
اجرا کردن

اختیار دادن

Ex: The executive team is currently delegating authority for critical decision-making .

تیم اجرایی در حال حاضر اختیارات تصمیم‌گیری حیاتی را واگذار می‌کند.

اجرا کردن

سفارش کار هنری دادن

Ex: Governments may commission architects to design public buildings and monuments .

دولت‌ها ممکن است معماران را برای طراحی ساختمان‌های عمومی و بناهای یادبود مامور کنند.

to sack [فعل]
اجرا کردن

اخراج کردن

Ex: The supervisor is actively sacking employees who consistently fail to meet targets .

سرپرست به طور فعال کارمندانی را که مدام در رسیدن به اهداف شکست می‌خورند اخراج می‌کند.

to intern [فعل]
اجرا کردن

کارآموزی کردن

Ex: The engineering student is currently interning at a technology startup .

دانشجوی مهندسی در حال حاضر در یک استارتاپ فناوری کارآموزی می‌کند.

اجرا کردن

داوطلب شدن

Ex: Over the years , she has successfully volunteered for numerous charitable initiatives .

در طول سال‌ها، او با موفقیت برای بسیاری از ابتکارات خیریه داوطلب شده است.

to lay off [فعل]
اجرا کردن

تعدیل‌ نیرو کردن

Ex:

شرکت هواپیمایی به دلیل کاهش تقاضای سفر، خلبانان را اخراج کرد.

to take on [فعل]
اجرا کردن

استخدام کردن

Ex:

آن‌ها آماده‌اند که کارآموزان جدید را برای تابستان استخدام کنند.

اجرا کردن

کناره‌گیری کردن

Ex: The chairman of the board stepped down , creating an opening for a new chairperson .

رئیس هیئت مدیره کناره‌گیری کرد، که یک موقعیت برای رئیس جدید ایجاد کرد.

اجرا کردن

مطرح کردن

Ex: He put forward a motion to adjourn the meeting .

او پیشنهاد تعویق جلسه را مطرح کرد.