افعال انگلیسی اشاره به "جنایت"

در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به جرم مانند "اعتراف کردن"، "دزدیدن" و "نقض کردن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی
to confess [فعل]
اجرا کردن

اعتراف کردن

Ex: Last week , the defendant unexpectedly confessed to the charges against them in court .

هفته گذشته، متهم به طور غیرمنتظره‌ای به اتهامات وارد شده در دادگاه اعتراف کرد.

to murder [فعل]
اجرا کردن

به قتل رساندن

Ex: If the crime goes unsolved , the killer will likely murder again .

اگر جرم حل نشود، قاتل احتمالاً دوباره قتل خواهد کرد.

to conspire [فعل]
اجرا کردن

توطئه کردن

Ex: Individuals caught conspiring to commit terrorism may face severe legal consequences .

افرادی که در حال توطئه برای ارتکاب اقدامات تروریستی دستگیر شوند ممکن است با پیامدهای قانونی شدیدی روبرو شوند.

to steal [فعل]
اجرا کردن

دزدیدن

Ex: Last night , someone stole my bicycle from the front yard .

دیشب، کسی دوچرخه‌ام را از حیاط جلو دزدید.

to rob [فعل]
اجرا کردن

دزدی کردن

Ex: Law enforcement arrested individuals who were planning to rob a local business .

مقامات قانونی افرادی را که قصد دزدی از یک کسب و کار محلی را داشتند دستگیر کردند.

to kidnap [فعل]
اجرا کردن

آدم‌ربایی کردن

Ex: The international community condemned the act of terrorism , which included attempts to kidnap diplomats .

جامعه بین‌المللی اقدام تروریستی را محکوم کرد که شامل تلاش‌هایی برای ربودن دیپلمات‌ها بود.

to abduct [فعل]
اجرا کردن

آدم‌ربایی کردن

Ex: Last week , the extremists unexpectedly abducted a prominent activist .

هفته گذشته، افراط‌گرایان به طور غیرمنتظره‌ای یک فعال برجسته را ربودند.

to plunder [فعل]
اجرا کردن

چپاول کردن

Ex: In times of social unrest , looters may attempt to plunder businesses and homes .

در زمان‌های ناآرامی اجتماعی، غارتگران ممکن است سعی کنند کسب‌وکارها و خانه‌ها را غارت کنند.

to hijack [فعل]
اجرا کردن

ربودن

Ex: While negotiations were ongoing , the terrorists were continuously hijacking planes for political purposes .

در حالی که مذاکرات در جریان بود، تروریست‌ها به طور مداوم هواپیماها را برای مقاصد سیاسی ربوده می‌کردند.

to mug [فعل]
اجرا کردن

زورگیری کردن

Ex: Right now , the muggers are actively mugging unsuspecting individuals near the train station .

هم اکنون، دزدان به طور فعال در حال دزدی از افراد بی‌خبر نزدیک ایستگاه قطار هستند.

اجرا کردن

تصاحب کردن

Ex: The government was criticized for appropriating land without consulting the local communities .

دولت به دلیل تصرف زمین بدون مشورت با جوامع محلی مورد انتقاد قرار گرفت.

to poach [فعل]
اجرا کردن

غیرقانونی شکار کردن

Ex: The wildlife sanctuary implemented strict measures to deter individuals from attempting to poach turtles during nesting season .

پناهگاه حیات وحش اقدامات سختگیرانه‌ای را برای جلوگیری از تلاش افراد به شکار غیرقانونی لاک‌پشت‌ها در فصل تخم‌گذاری اجرا کرد.

to traffic [فعل]
اجرا کردن

قاچاق کردن

Ex: The police arrested him for trafficking in stolen electronics .

پلیس او را به دلیل قاچاق لوازم الکترونیکی دزدیده شده دستگیر کرد.

to smuggle [فعل]
اجرا کردن

قاچاق کردن

Ex: Smugglers attempted to smuggle a large quantity of narcotics across the border .

قاچاقچیان سعی کردند مقدار زیادی مواد مخدر را از مرز قاچاق کنند.

to loot [فعل]
اجرا کردن

غارت کردن

Ex: Universities have strict policies to prevent students from looting academic papers and passing them off as their own work .

دانشگاه‌ها سیاست‌های سختگیرانه‌ای دارند تا از غارت مقالات علمی توسط دانشجویان و ارائه آن‌ها به عنوان کار خود جلوگیری کنند.

to bribe [فعل]
اجرا کردن

رشوه دادن

Ex: The businessman resorted to bribing competitors ' employees to gain insider information .

تاجر به رشوه دادن به کارکنان رقبا متوسل شد تا اطلاعات داخلی به دست آورد.

اجرا کردن

متهم کردن

Ex: In an attempt to protect themselves , some individuals may withhold information that could incriminate them in legal proceedings .

در تلاش برای محافظت از خود، برخی افراد ممکن است اطلاعاتی را که می‌تواند آنها را در فرآیندهای قانونی متهم کند، مخفی کنند.

اجرا کردن

پای کسی را گیر کردن

Ex: The investigation aimed to uncover information that could implicate the entire criminal network .

تحقیق با هدف کشف اطلاعاتی بود که می‌توانست کل شبکه جنایی را متهم کند.

to violate [فعل]
اجرا کردن

نقض کردن

Ex: The protesters were arrested for violating the terms of their assembly permit .

معترضان به دلیل تخطی از شرایط مجوز تجمع خود دستگیر شدند.

to breach [فعل]
اجرا کردن

نقض کردن (قانون و...)

Ex: The court ruled in favor of the plaintiff , stating that the defendant had breached the confidentiality agreement .

دادگاه به نفع خواهان حکم داد و اعلام کرد که خوانده مقررات توافقنامه محرمانگی را نقض کرده است.

to infringe [فعل]
اجرا کردن

نقض کردن

Ex: The new policy was implemented to prevent employees from inadvertently infringing company guidelines .

سیاست جدید برای جلوگیری از تخطی ناخواسته کارمندان از دستورالعمل‌های شرکت اجرا شد.

اجرا کردن

به‌زور وارد شدن (برای دزدی)

Ex: Breaking into someone 's car is a serious offense .

شکستن و ورود به ماشین کسی یک جرم جدی است.

to stick up [فعل]
اجرا کردن

با استفاده از سلاح از کسی سرقت کردن

Ex: The armed robbers stuck up the convenience store last night .

دزدان مسلح دیشب فروشگاه را سرقت کردند.

اجرا کردن

قسر در رفتن

Ex:

او فکر می‌کرد می‌تواند با تقلب در امتحان از مجازات فرار کند، اما معلم فهمید.

اجرا کردن

دزدی کردن

Ex: The office building was burglarized over the weekend , with computers and office equipment stolen .

ساختمان اداری در آخر هفته سرقت شد، کامپیوترها و تجهیزات اداری به سرقت رفت.

to embezzle [فعل]
اجرا کردن

اختلاس کردن

Ex: The CEO faced legal consequences for embezzling millions from the company 's accounts .

مدیر عامل به دلیل اختلاس میلیون‌ها از حساب‌های شرکت با پیامدهای قانونی مواجه شد.

to shoplift [فعل]
اجرا کردن

کِش رفتن (از فروشگاه و مغازه)

Ex: The security cameras captured the individual attempting to shoplift items from the store .

دوربین‌های امنیتی فردی را ثبت کردند که سعی در دزدی از فروشگاه اقلام از فروشگاه داشت.

اجرا کردن

(اماکن یا اموال را) تخریب کردن

Ex: Authorities urged citizens to report any incidents of people attempting to vandalize public monuments .

مقامات از شهروندان خواستند تا هرگونه حادثه‌ای از تلاش افراد برای تخریب بناهای عمومی را گزارش دهند.