افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی - افعال مرتبط با سیستم حقوقی

در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به سیستم حقوقی مانند "شکایت کردن"، "رسمی کردن" و "شهادت دادن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی
to punish [فعل]
اجرا کردن

تنبیه کردن

Ex: The court decided to punish the thief with a prison sentence for stealing .

دادگاه تصمیم گرفت سارق را به خاطر دزدی با حکم زندان مجازات کند.

to sentence [فعل]
اجرا کردن

محکوم کردن

Ex: Last year , the jury unanimously sentenced the defendant to a lengthy prison term .

سال گذشته، هیئت منصفه متهم را به اجماع به یک دوره طولانی زندان محکوم کرد.

to allege [فعل]
اجرا کردن

ادعا کردن

Ex: During the trial , the defense attorney alleged that the evidence against their client was obtained unlawfully .

در طول دادگاه، وکیل مدافع ادعا کرد که شواهد علیه موکلش به طور غیرقانونی به دست آمده است.

to accuse [فعل]
اجرا کردن

متهم کردن

Ex: It is essential to be cautious and gather evidence before accusing someone of a serious offense .

ضروری است که قبل از اتهام زدن به کسی به جرمی جدی، محتاط بود و شواهد را جمع آوری کرد.

to sue [فعل]
اجرا کردن

از کسی شکایت کردن

Ex: The attorney is suing the corporation on behalf of the wronged employees .

وکیل به نمایندگی از کارکنان آسیب دیده، شرکت را تعقیب قضایی می‌کند.

to bail [فعل]
اجرا کردن

به قید ضمانت آزاد کردن

Ex: He had to bail his brother out of jail after his arrest for a minor offense .

او مجبور شد برای آزاد کردن برادرش از زندان پس از دستگیری به خاطر یک جرم کوچک وثیقه بپردازد.

to entitle [فعل]
اجرا کردن

حق قانونی دادن

Ex: Last year , their significant contribution to the project entitled them to recognition and awards .

سال گذشته، مشارکت قابل توجه آنها در پروژه، آنها را مستحق به رسمیت شناختن و جوایز کرد.

اجرا کردن

اقامه دعوی کردن

Ex: The lawyer worked tirelessly to prosecute the case , hoping for a conviction .

وکیل بی‌وقفه کار کرد تا پرونده را تعقیب کند، به امید محکومیت.

to enact [فعل]
اجرا کردن

وضع کردن (قانون)

Ex: Last year , the president successfully enacted a series of economic reforms .

سال گذشته، رئیس جمهور با موفقیت یک سری اصلاحات اقتصادی را تصویب کرد.

to repeal [فعل]
اجرا کردن

فسخ کردن

Ex: Last year , the government successfully repealed a controversial law affecting internet privacy .

سال گذشته، دولت با موفقیت یک قانون جنجالی که بر حریم خصوصی اینترنت تأثیر می‌گذاشت را لغو کرد.

to impeach [فعل]
اجرا کردن

اتهام زدن

Ex: The company 's internal audit led them to impeach an employee for embezzlement .

حسابرسی داخلی شرکت منجر به استیضاح یک کارمند به دلیل اختلاس شد.

to charge [فعل]
اجرا کردن

متهم کردن

Ex: Last year , the authorities successfully charged the suspect with money laundering .

سال گذشته، مقامات با موفقیت متهم را به پولشویی متهم کردند.

to indict [فعل]
اجرا کردن

متهم کردن

Ex: Last year , the authorities successfully indicted the alleged hacker for cybercrimes .

سال گذشته، مقامات با موفقیت هکر ادعایی را به دلیل جرایم سایبری متهم کردند.

to imprison [فعل]
اجرا کردن

زندانی کردن

Ex: Last year , the judge successfully imprisoned the embezzler for financial fraud .

سال گذشته، قاضی با موفقیت اختلاسگر را به دلیل کلاهبرداری مالی زندانی کرد.

to jail [فعل]
اجرا کردن

زندانی کردن

Ex: Last year , the judge successfully jailed the embezzler for financial fraud .

سال گذشته، قاضی با موفقیت متهم به اختلاس را به دلیل کلاهبرداری مالی زندانی کرد.

to intern [فعل]
اجرا کردن

بازداشت کردن

Ex: In certain historical periods , specific ethnic groups were unfairly interned based on prejudice .

در برخی دوره‌های تاریخی، گروه‌های قومی خاص به ناحق بازداشت شدند بر اساس پیش‌داوری.

اجرا کردن

زندانی کردن

Ex: Law enforcement has the authority to incarcerate those found guilty of drug trafficking .

ماموران اجرای قانون اختیار زندانی کردن کسانی را که به قاچاق مواد مخدر محکوم شده‌اند دارند.

to acquit [فعل]
اجرا کردن

تبرئه کردن

Ex: The legal team was actively acquitting individuals through advanced legal strategies .

تیم حقوقی به طور فعال با استفاده از استراتژی‌های حقوقی پیشرفته افراد را تبرئه می‌کرد.

to litigate [فعل]
اجرا کردن

به دادگاه شکایت کردن

Ex: He chose to litigate rather than settle the matter out of court .

او تصمیم گرفت طرح دعوی کند به جای اینکه موضوع را خارج از دادگاه حل کند.

اجرا کردن

دعوی را استماع و قضاوت کردن

Ex: By the end of the day , the court will have hopefully adjudicated all pending disputes .

تا پایان روز، امیدواریم دادگاه تمام اختلافات معلق را حکم داده باشد.

اجرا کردن

رسمی کردن

Ex: The organization formalized its nonprofit status by registering with the government .

سازمان وضعیت غیرانتفاعی خود را با ثبت نام در دولت رسمی کرد.

to recuse [فعل]
اجرا کردن

رد کردن

Ex: Last year , the defense successfully recused the judge due to concerns about bias .

سال گذشته، دفاع با موفقیت قاضی را به دلیل نگرانی‌ها درباره جانبداری رد کرد.

to penalize [فعل]
اجرا کردن

مجازات کردن

Ex: The court unexpectedly penalized the defendant for financial fraud .

دادگاه به طور غیرمنتظره‌ای متهم را به دلیل کلاهبرداری مالی مجازات کرد.

to subpoena [فعل]
اجرا کردن

احضار به دادگاه

Ex: Investigators are currently subpoenaing financial records for the ongoing investigation .

محققان در حال حاضر اسناد مالی را برای تحقیق جاری احضار می‌کنند.

to legalize [فعل]
اجرا کردن

قانونی کردن

Ex: The country has passed a law to legalize the use of drones for commercial purposes .

کشور قانونی را تصویب کرده است تا استفاده از پهپادها را برای مقاصد تجاری قانونی کند.

اجرا کردن

قانون وضع کردن

Ex: The president promised to legislate reforms aimed at reducing income inequality .

رئیس جمهور قول داد که اصلاحات با هدف کاهش نابرابری درآمد را تصویب کند.

to forfeit [فعل]
اجرا کردن

از دست دادن (مالکیت، حق یا امتیاز قانونی)

Ex: The court successfully forfeited the individual 's property as part of the legal penalty .

دادگاه با موفقیت اموال فرد را به عنوان بخشی از مجازات قانونی مصادره کرد.

to testify [فعل]
اجرا کردن

شهادت دادن (در دادگاه)

Ex: Last year , the victim unexpectedly testified against the accused in the trial .

سال گذشته، قربانی به طور غیرمنتظره‌ای علیه متهم شهادت داد.