افعال مربوط به موضوعات کنشهای انسانی - افعال مرتبط با سیستم حقوقی
در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به سیستم حقوقی مانند "شکایت کردن"، "رسمی کردن" و "شهادت دادن" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to cause someone suffering for breaking the law or having done something they should not have

تنبیه کردن
سیاستهای شرکت معمولاً پیامدهایی را برای مجازات کارکنان به دلیل رفتار غیراخلاقی در محیط کار مشخص میکنند.
to officially state the punishment of someone found guilty in a court of law

محکوم کردن
دادگاه فرد محکوم به کلاهبرداری را هفته آینده محکوم خواهد کرد.
to say something is the case without providing proof for it

ادعا کردن
او ادعا میکند که قرارداد زمانی نقض شد که آنها به موقع تحویل ندادند.
to formally say that someone has done something wrong or illegal, often involving making specific charges against them

متهم کردن
او انتخاب کرد که همکارش را به دزدی لوازم اداری متهم کند، که منجر به یک تحقیق شد.
to bring a charge against an individual or organization in a law court

از کسی شکایت کردن
در یک پرونده آسیب شخصی، قربانی ممکن است انتخاب کند که طرف مسئول را برای جبران خسارت تعقیب کند.
to release someone until their trial after they gave an amount of money to the court

به قید ضمانت آزاد کردن
خانواده تصمیم گرفتند با پرداخت وثیقه لازم، بستگان خود را با وثیقه آزاد کنند.
to give someone the legal right to have or do something particular

حق قانونی دادن
مالکیت سهام در شرکت به شما حق رأی در جلسه سهامداران را میدهد.
to try to charge someone officially with a crime in a court as the lawyer of the accuser

اقامه دعوی کردن
از او خواسته شد که پرونده را تعقیب کند، متهم را به دادگاه برای کلاهبرداری بیاورد.
to approve a proposed law

وضع کردن (قانون), تصویب کردن، بهصورت قانون درآوردن
پس از بحثهای فراوان، دولت تصمیم گرفت قانونی برای مقابله با جرایم سایبری تصویب کند.
to officially cancel a law, regulation, or policy, making it no longer valid or in effect

فسخ کردن, لغو کردن
قانونگذاران در حال بررسی هستند که آیا سیاست مهاجرتی بحثبرانگیز را لغو کنند یا خیر.
to formally charge or accuse someone of a crime or misdemeanor

اتهام زدن, متهم کردن
آنها بر اساس شهادت جدید شاهد، سعی کردند متهم را استیضاح کنند.
to officially accuse someone of an offense

متهم کردن
ماموران اجرای قانون ممکن است افراد را به دلیل ورود به مناطق ممنوعه متهم کنند.
to officially accuse a person of a crime

متهم کردن
تصمیم به اتهام زدن به متهم با واکنشهای مختلفی از سوی عموم مواجه شد.
to put someone in prison or keep them somewhere and not let them go

زندانی کردن, به زندان انداختن
مقامات اجرای قانون ممکن است افراد محکوم به جرایم جدی را زندانی کنند.
to put someone in a designated facility either as punishment or while waiting for legal proceedings

زندانی کردن, حبس کردن
مقامات اجرای قانون ممکن است افراد متهم به جرایم جدی را تا زمان محاکمه زندانی کنند.
to restrict someone's freedom by confining them, often done for security, control, or public safety reasons

بازداشت کردن, حبس کردن
دولت ممکن است انتخاب کند که افرادی که تهدیدی برای امنیت ملی هستند را بازداشت کند.
to confine someone in prison or a similar facility due to legal reasons or as a form of punishment

زندانی کردن, حبس کردن
افراد محکوم به جرایم جدی ممکن است برای مدتی مشخص زندانی شوند.
to officially decide and declare in a law court that someone is not guilty of a crime

تبرئه کردن
هیئت منصفه به اتفاق آرا تصمیم به تبرئه متهم به دلیل عدم وجود شواهد کافی گرفت.
to initiate legal action against another party or person

به دادگاه شکایت کردن
او مجبور شد دعوی قضایی کند تا از مالکیت فکری خود محافظت کند.
to make a formal decision or judgment about who is right in an argument or dispute

دعوی را استماع و قضاوت کردن, رسیدگی (قضایی) کردن
داوران برای حکمیت در اختلاف کار بین کارگران و شرکت منصوب شدند.
to make something legally valid

رسمی کردن, قانونی کردن
کمیته به طور غیرمنتظرهای قوانین جدید حاکم بر عضویت را رسمی کرد.
to formally object or challenge a judge's participation in a case, often due to concerns about their impartiality or potential conflicts of interest

رد کردن, خودداری کردن
وکلا میتوانند قضات را به صورت استراتژیک رد کنند تا یک محاکمه عادلانه را تضمین کنند و اعتماد عمومی را حفظ نمایند.
to impose a punishment on someone for a wrongdoing or violation

مجازات کردن, جریمه کردن
دولتها اغلب افرادی را که قوانین راهنمایی و رانندگی را نقض میکنند با جریمه یا سایر عواقب مجازات میکنند.
to officially summon someone to attend a court proceeding, produce evidence, or provide testimony under penalty of law

احضار به دادگاه, مجبور به شهادت دادن
وکلای دادگستری میتوانند اسناد مرتبط با یک پرونده حقوقی را از طرفین درگیر احضار کنند.
to permit something by law, granting people the right or freedom to do it

قانونی کردن, اعتبار قانونی دادن
در طول دهه 1990، چندین کشور در فرآیند قانونی کردن قمار برای تقویت گردشگری بودند.
to create or bring laws into effect through a formal process

قانون وضع کردن, قانونگذاری کردن، قانون تصویب کردن
در سال 2005، دولت ممنوعیت سیگار کشیدن در مکانهای عمومی را تصویب کرد.
to no longer be able to access a right, property, privilege, etc. as a result of violating a law or a punishment for doing something wrong

از دست دادن (مالکیت، حق یا امتیاز قانونی), جریمه دادن
ورزشکار ممکن است به دلیل دوپینگ در طول مسابقه مدال خود را از دست بدهد.
to make a statement as a witness in court saying something is true

شهادت دادن (در دادگاه)
قربانی در دادگاه آینده علیه متهم شهادت خواهد داد.