افعال انگلیسی اشاره کننده به "علائم بیماری"

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به علائم بیماری مانند "استفراغ"، "عطسه" و "خارش" اشاره دارند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی
to vomit [فعل]
fa flag

بالا آوردن

Ex: The patient often vomits as a side effect of the medication .

بیمار اغلب به عنوان عارضه جانبی دارو استفراغ می‌کند.

to gag [فعل]
fa flag

احساس تهوع کردن

Ex: The unpleasant taste of the medicine made the child gag when trying to swallow it.

طعم ناخوشایند دارو باعث شد کودک هنگام تلاش برای قورت دادن آن تهوع پیدا کند.

to puke [فعل]
fa flag

استفراغ کردن

Ex: The roller coaster ride made her nauseous , and she had to puke afterward .

سواری ترن هوایی او را دچار تهوع کرد، و بعد از آن مجبور شد استفراغ کند.

to throw up [فعل]
fa flag

استفراغ کردن

Ex: The roller coaster was so intense that many people on board threw up .

رولر کوستر آنقدر شدید بود که بسیاری از افراد حاضر در آن استفراغ کردند.

to cough [فعل]
fa flag

سرفه کردن

Ex: He had to cough to clear his throat .

او مجبور شد سرفه کند تا گلویش را پاک کند.

to sneeze [فعل]
fa flag

عطسه کردن

Ex: I sneeze uncontrollably when I have a cold .

وقتی سرما می‌خورم غیرقابل کنترل عطسه می‌کنم.

to itch [فعل]
fa flag

خارش داشتن

Ex: Wearing a wool sweater made his skin itch throughout the day .

پوشیدن یک پلیور پشمی باعث شد پوستش تمام روز خارش داشته باشد.

to ache [فعل]
fa flag

درد کردن

Ex: Prolonged standing can cause your feet to ache, especially if you're not wearing comfortable shoes.

ایستادن طولانی مدت می‌تواند باعث درد پاهای شما شود، به ویژه اگر کفش راحت نپوشید.

to bleed [فعل]
fa flag

خونریزی داشتن

Ex: When the athlete got a deep cut on his knee , it started to bleed profusely .

وقتی ورزشکار زخم عمیقی روی زانویش برداشت، شروع به خونریزی شدید کرد.

to faint [فعل]
fa flag

از حال رفتن

Ex: Prolonged standing in the heat can cause some individuals to faint due to dehydration .

ایستادن طولانی مدت در گرما می‌تواند باعث شود برخی افراد به دلیل کم‌آبی غش کنند.

to collapse [فعل]
fa flag

غش کردن

Ex: The marathon runner collapsed at the finish line after pushing through extreme fatigue .

دونده ماراتن پس از تحمل خستگی شدید در خط پایان از حال رفت.

to pass out [فعل]
fa flag

غش کردن

Ex: It was so hot in the room that she felt like she was going to pass out .

اتاق آنقدر گرم بود که احساس می‌کرد می‌خواهد غش کند.

fa flag

به هوش آمدن

Ex: The patient was under anesthesia during the surgery but started to come around shortly after it was complete .

بیمار در حین عمل جراحی تحت بیهوشی بود اما کمی پس از پایان آن شروع به به هوش آمدن کرد.

to wheeze [فعل]
fa flag

خس‌خس کردن

Ex: After running a marathon , she started to wheeze due to exertion and shortness of breath .

بعد از دویدن در ماراتن، او به دلیل فشار و تنگی نفس شروع به خس خس کرد.

to swell [فعل]
fa flag

متورم شدن

Ex: Allergic reactions can cause the face to swell , making features temporarily larger .

واکنش‌های آلرژیک می‌توانند باعث تورم صورت شوند و ویژگی‌ها را موقتاً بزرگتر کنند.