افعال مربوط به موضوعات کنشهای انسانی - افعال مرتبط با تعاملات اجتماعی
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به تعاملات اجتماعی مانند "دعوت کردن"، "سلام کردن" و "همراهی کردن" اشاره دارند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to make a formal or friendly request to someone to come somewhere or join something

دعوت کردن
او مرا به شام در رستوران مورد علاقهاش دعوت کرد.
to give someone a sign of welcoming or a polite word when meeting them

احوالپرسی کردن, استقبال کردن
در بسیاری از فرهنگها، مرسوم است که با دست دادن یا تکان دادن سر به کسی سلام میکنند.
to meet and greet someone who has just arrived

استقبال کردن, خوشامد گفتن
طرفداران بیرون از استادیوم منتظر ماندند تا از گروه مورد علاقه خود استقبال کنند.
to greet someone with a gesture or expression, often indicating respect or friendliness

دوستانه احوالپرسی کردن
هنگام ملاقات با تیم جدیدش، مربی به هر بازیکن به صورت جداگانه سلام داد، که باعث شد آنها احساس خوشآمدگویی کنند.
to tell a person that one is sorry for having done something wrong

عذرخواهی کردن
مهم است که عذرخواهی کنید اگر به طور تصادفی احساسات کسی را جریحه دار کردید، حتی ناخواسته.
to show gratitude to someone for what they have done

تشکر کردن, سپاسگزاری کردن
مودبانه است که از کسی که به شما کمک کرده یا مهربانی نشان داده تشکر کنید.
to express one's good wishes or praise to someone when something very good has happened to them

تبریک گفتن
پس از تکمیل موفقیتآمیز یک پروژه، همکاران اغلب جمع میشوند تا یکدیگر را تبریک بگویند.
to be the organizer of an event such as a meeting, party, etc. to which people are invited

میزبانی کردن, میزبان بودن
دوستان میتوانند برای جشن گرفتن مناسبتهای خاص با عزیزانشان یک مهمانی شام برگزار کنند.
to go somewhere with someone

همراهی کردن
راهنما همراهی خواهد کرد گردشگران را در پیادهرویشان از جنگل.
to team up with someone in an activity, such as a dance or a game

شریک, همکاری کردن
آیا مایلید در بازی بعدی شطرنج با من همکاری کنید؟
to celebrate or engage in lively and festive social activities, often with a group of people

مهمانی گرفتن
پس از تکمیل موفقیتآمیز یک پروژه، همکاران ممکن است تصمیم بگیرند برای استراحت مهمانی برگزار کنند.
to interact and spend time with people

معاشرت کردن با, خوشوبش کردن با
همکاران اغلب در زمان استراحت معاشرت میکنند تا در محیط کار همبستگی ایجاد کنند.
to show someone the important parts of a place by walking through it together

قسمتهای مهم یک مکان را به کسی نشان دادن
راهنمای تور ما را به گردش برد در شهر تاریخی، با اشاره به نقاط دیدنی آن.
to invite someone to enter a place, often a room, office, house, etc.

کسی را به داخل دعوت کردن
از ما خواسته شد داخل بیاییم تا به جشن بپیوندیم.
to receive someone as a guest at one's home

(کسی را به خانه خود) دعوت کردن
او از دعوت کردن دوستانش برای مهمانی شام لذت میبرد.
to accompany someone to the exit when they are departing

بدرقه کردن, همراهی کردن به سمت خروج
میزبان همیشه مهمانان را بدرقه میکند وقتی که از خانه او میروند.
to socialize, often in a friendly or familiar manner, especially with people of influence or importance

معاشرت کردن, همنشینی کردن
سلبریتیها ممکن است در رویدادهای انحصاری معاشرت کنند، در گفتگوهای غیررسمی با ستارههای دیگر شرکت کنند.
to spend much time in a specific place or with someone particular

با دیگران بیرون رفتن, وقت گذراندن
من دوست دارم با دوستانم در کافیشاپ محلی وقت بگذرانم.
to be contacted by a person or an entity, usually by letter, email, or phone call

راجع به چیزی یا کسی خبری شدن
آیا از شرکت در مورد درخواست شغلیتان شنیدهاید؟