افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی - افعال مرتبط با تعاملات اجتماعی

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به تعاملات اجتماعی مانند "دعوت کردن"، "سلام کردن" و "همراهی کردن" اشاره دارند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مربوط به موضوعات کنش‌های انسانی
to invite [فعل]
اجرا کردن

دعوت کردن

Ex: The bride and groom are inviting friends and family to their wedding .

عروس و داماد دوستان و خانواده را به عروسی خود دعوت می‌کنند.

to greet [فعل]
اجرا کردن

احوال‌پرسی کردن

Ex: The neighbors are currently greeting each other in the hallway .

همسایه‌ها در حال حاضر در راهرو یکدیگر را سلام می‌کنند.

to welcome [فعل]
اجرا کردن

استقبال کردن

Ex: The tour guide welcomed the tourists at the hotel lobby .

راهنمای تور از گردشگران در لابی هتل استقبال کرد.

to salute [فعل]
اجرا کردن

دوستانه احوالپرسی کردن

Ex: Every morning , the doorman salutes residents with a cheerful greeting as they leave for work .

هر صبح، دربان با یک سلام شادمانه به ساکنان سلام می‌کند وقتی که برای کار بیرون می‌روند.

اجرا کردن

عذرخواهی کردن

Ex: Last week , he promptly apologized for the misunderstanding .

هفته گذشته، او به سرعت برای سوء تفاهم عذرخواهی کرد.

to thank [فعل]
اجرا کردن

تشکر کردن

Ex: She is currently thanking everyone for their contributions .

او در حال حاضر از همه برای مشارکت‌هایشان تشکر می‌کند.

اجرا کردن

تبریک گفتن

Ex: Colleagues have recently congratulated each other on completing challenging projects .

همکاران اخیراً به مناسبت اتمام پروژه‌های چالش‌برانگیز به یکدیگر تبریک گفتند.

to host [فعل]
اجرا کردن

میزبانی کردن

Ex: Event planners have recently hosted successful conferences .

برنامه‌ریزان رویداد اخیراً کنفرانس‌های موفقی را میزبانی کرده‌اند.

اجرا کردن

همراهی کردن

Ex: He offered to accompany his elderly neighbor to the grocery store .

او پیشنهاد داد که همسایه سالخورده خود را به فروشگاه مواد غذایی همراهی کند.

to partner [فعل]
اجرا کردن

شریک

Ex: The teacher asked me to partner you for today 's activity .

معلم از من خواست که برای فعالیت امروز با تو همکاری کنم.

to party [فعل]
اجرا کردن

مهمانی گرفتن

Ex: The group is currently partying to celebrate the success of their project .

گروه در حال حاضر در حال جشن گرفتن برای موفقیت پروژه خود است.

اجرا کردن

معاشرت کردن با

Ex: The group is currently socializing at the community center .

گروه در حال حاضر در مرکز جامعه در حال معاشرت است.

اجرا کردن

قسمت‌های مهم یک مکان را به کسی نشان دادن

Ex:

بگذارید شما را در محله بگردانم تا مغازه‌های محلی را کشف کنیم.

to ask in [فعل]
اجرا کردن

کسی را به داخل دعوت کردن

Ex:

می‌توانید از همکارتان بخواهید که به جلسه بیاید؟

اجرا کردن

(کسی را به خانه خود) دعوت کردن

Ex:

ما اسمیت‌ها را دعوت کردیم تا بازی بزرگ را در تلویزیون تماشا کنند.

to see out [فعل]
اجرا کردن

بدرقه کردن

Ex:

او شما را تا ماشین بدرقه خواهد کرد وقتی که می‌روید.

to hobnob [فعل]
اجرا کردن

معاشرت کردن

Ex: The team is currently hobnobbing at the awards ceremony .

تیم در حال حاضر در مراسم اهدای جوایز معاشرت می‌کند.

to hang out [فعل]
اجرا کردن

با دیگران بیرون رفتن

Ex: They often hang out by the beach during the summer .

آنها اغلب در تابستان وقت می‌گذرانند در کنار ساحل.

اجرا کردن

راجع به چیزی یا کسی خبری شدن

Ex: We anticipate hearing from the committee regarding our proposal .

ما منتظر شنیدن از کمیته در مورد پیشنهاد خود هستیم.