واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - تلاش و پیشگیری
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تلاش و پیشگیری را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to make an effort to achieve a goal or complete a task

تلاش کردن, همت کردن
تیم تحقیقاتی تلاش میکند تا راهحلهای نوآورانه برای مشکلات پیچیده علمی پیدا کند.
to try as hard as possible to achieve a goal

سخت تلاش کردن (برای رسیدن به چیزی)
سازمانها تلاش میکنند تا خدمات استثنایی ارائه دهند تا انتظارات مشتریان را برآورده کنند.
to put in a lot of effort to achieve a particular outcome or goal

تلاش کردن
او ساعتها روی پروژه کار کرد، مطمئن شد که هر جزئیات درست باشد.
to try to do or accomplish something, particularly something difficult

تلاش کردن, سعی کردن، همت به خرج دادن
to cleverly avoid or escape from someone or something

اجتناب کردن
تلاشها برای شکار پرنده نادر چالشبرانگیز بود زیرا به طور مداوم از دست پرندهشناسان گریخت.
to deliberately avoid facing or fulfilling something difficult, unpleasant, or obligatory

طفره رفتن
وکیل متهم سعی میکند با انداختن تقصیر به عوامل خارجی در طول محاکمه از مسئولیت فرار کند.
to leave a place quietly or without being noticed

مخفیانه گریختن
جاسوس موفق شد در تاریکی شب از کمپ دشمن فرار کند بدون اینکه کشف شود.
to free oneself from a place that one is being held against their will, such as a prison

فرار کردن (از زندان)
مجرم بدنام سالها برای فرار برنامه ریزی کرد.
to resist or hold back from doing or saying something

خودداری کردن
با آگاهی از اهمیت زمانبندی، او از قطع کردن صحبت گوینده در طول ارائه خودداری کرد.
to intentionally avoid an issue or responsibility

از چیزی فرار کردن
وقتی برای جزئیات تحت فشار قرار گرفت، مظنون در طول بازجویی از هر سوالی فرار کرد.
to depart quietly and without being noticed

مخفیانه جایی را ترک کردن
بدون اینکه بخواهد توجه را جلب کند، سعی کرد در حین استراحت از جلسه فرار کند.
to take action to counter the effects of something

مقابله کردن
سازمانهای محیط زیست در حال همکاری هستند تا تأثیر زبالههای صنعتی بر منابع آب محلی را خنثی کنند.
to not allow someone to do something or go somewhere

منع کردن, ممنوع کردن
شرکت سیاستی داشت که کارمندان را از استفاده از دستگاههای شخصی در ساعات کاری منع میکرد.
to prevent something dangerous or unpleasant from happening

جلوگیری کردن, دفع کردن
مذاکرات دیپلماتیک در پی جلوگیری از یک درگیری بین کشورهای همسایه بود.
to intentionally prevent someone or something from accomplishing a purpose or plan

جلوگیری کردن
استراتژی هوشمندانه کارآگاه، نقشه فرار مجرم را خنثی کرد.
to deliberately create challenges or difficulties that slow down or prevent the smooth advancement or development of something

جلوگیری کردن, مانع شدن
اعتصاب پیش رو این پتانسیل را دارد که عملیات تجاری منظم را مسدود کند.
to prevent or limit an action or process

منع کردن
یک محیط حمایتی میتواند به مهار استرس و ارتقای رفاه کمک کند.
to stop or prevent something from happening

از وقوع چیزی جلوگیری کردن
شکستهای قبلی در ارتباطات، همکاری موفق بین تیمها را مانع شد.
to oppose or resist someone or something

مخالفت کردن
در یک جامعه دموکراتیک، مردم حق دارند به هنجارهای تثبیتشده مقابله کنند و به دنبال تغییر باشند.
to counteract or neutralize the intended or anticipated effect of something

بیاعتبار کردن
تغییرات در رفتار مصرفکننده، افزایش پیشبینیشده تقاضا برای برخی محصولات را بیاثر کرد.
![to [make] an effort to [make] an effort](/assets/img/no-pic-260w.png)