واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - پشیمانی و اندوه

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پشیمانی و غم را یاد خواهید گرفت که برای آزمون General Training IELTS ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
to wail [فعل]
اجرا کردن

با صدای بلند گریه کردن

Ex: Tomorrow , the villagers will wail as they bid farewell to their departing leader .

فردا، روستاییان ناله خواهند کرد در حالی که به رهبر در حال عزیمت خود خداحافظی می‌کنند.

to bewail [فعل]
اجرا کردن

عمیقاً پشیمان بودن

Ex: Last year , the artist bewailed the destruction of their studio in a fire .

سال گذشته، هنرمند نوحه سرایی کرد بر ویرانی استودیویش در آتش.

to atone [فعل]
اجرا کردن

توبه کردن

Ex: The religious leader openly admitted to past sins and expressed a genuine desire to atone through prayer , reflection , and acts of repentance .

رهبر مذهبی به گناهان گذشته خود به صراحت اعتراف کرد و تمایل صادقانه‌ای برای تکفیر از طریق نماز، تفکر و اعمال توبه ابراز داشت.

to rue [فعل]
اجرا کردن

تأسف خوردن

Ex: She currently rues the decision to skip the important meeting .

او در حال حاضر از تصمیم به رد کردن جلسه مهم پشیمان است.

to lament [فعل]
اجرا کردن

نوحه خواندن

Ex: He lamented the passing of his childhood pet .

او سوگوار مرگ حیوان خانگی دوران کودکی خود شد.

to bemoan [فعل]
اجرا کردن

ابراز پشیمانی کردن

Ex: She often bemoans the loss of traditional values in today ’s society .

او اغلب سوگواری می‌کند برای از دست دادن ارزش‌های سنتی در جامعه امروزی.

to recant [فعل]
اجرا کردن

اعتراف کردن

Ex: In the upcoming meeting , the spokesperson will recant the company 's previous stance on the issue .

در جلسه آینده، سخنگو از موضع قبلی شرکت در مورد این موضوع عقب‌نشینی خواهد کرد.

to despair [فعل]
اجرا کردن

ناامید شدن

Ex: He despaired about finding a job in such a competitive market .

او از پیدا کردن شغل در چنین بازار رقابتی نومید شده بود.

to deplore [فعل]
اجرا کردن

اظهار تأسف کردن

Ex: She deplored the way the project was handled , feeling it could have been done better .

او از نحوه مدیریت پروژه ابراز تاسف کرد، احساس می‌کرد که می‌توانست بهتر انجام شود.

to sob [فعل]
اجرا کردن

گریه کردن

Ex: The overwhelming grief caused her to sob openly during the memorial service .

اندوه فراوان باعث شد او در مراسم یادبود به هقهق بیفتد.

to despond [فعل]
اجرا کردن

ناامید شدن

Ex: People often despond when faced with unexpected hardships .

مردم اغلب هنگام مواجهه با سختی‌های غیرمنتظره ناامید می‌شوند.

contrite [صفت]
اجرا کردن

پشیمان

Ex: Her contrite apology was heartfelt and acknowledged the harm she had caused .

عذرخواهی پشیمان او از ته دل بود و آسیبی که وارد کرده بود را تصدیق می‌کرد.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی