ضمیرها و تعیین‌کننده‌ها - ضمایر شخصی انعکاسی و متقابل

ضمایر انعکاسی زمانی استفاده می‌شوند که فاعل و مفعول جمله یکسان باشند. ضمایر متقابل زمانی استفاده می‌شوند که مفعول و فاعل به طور متقابل بر یکدیگر عمل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ضمیرها و تعیین‌کننده‌ها
myself [ضمیر]
اجرا کردن

خودم (ضمیر انعکاسی اول شخص مفرد)

Ex: I often talk to myself when I 'm alone .

من اغلب با خودم صحبت می‌کنم وقتی تنها هستم.

yourself [ضمیر]
اجرا کردن

خودت (ضمیر انعکاسی دوم شخص مفرد)

Ex: Make sure to take care of yourself while you 're traveling .

مطمئن شوید که در حین سفر از خودتان مراقبت می‌کنید.

himself [ضمیر]
اجرا کردن

خودش (ضمیر انعکاسی سوم شخص مفرد مذکر)

Ex: After the long day of work , he treated himself to a relaxing bath .

پس از یک روز طولانی کار، او خودش را به یک حمام آرامش‌بخش مهمان کرد.

herself [ضمیر]
اجرا کردن

خودش (ضمیر انعکاسی سوم شخص مفرد مؤنث)

Ex: After the long hike , she rewarded herself with a hot cup of tea .

بعد از پیاده‌روی طولانی، او خودش را با یک فنجان چای داغ پاداش داد.

itself [ضمیر]
اجرا کردن

خودش (ضمیر انعکاسی سوم شخص غیر انسان)

Ex: The cat groomed itself meticulously .

گربه خودش را با دقت آراست.

ourselves [ضمیر]
اجرا کردن

خودمان (ضمیر انعکاسی اول شخص جمع)

Ex: We need to remind ourselves to stay positive in challenging times .

ما باید به خودمان یادآوری کنیم که در زمان‌های سخت مثبت بمانیم.

yourselves [ضمیر]
اجرا کردن

خودتان (ضمیر انعکاسی دوم شخص جمع)

Ex:

مطمئن شوید که در فصل شلوغ تعطیلات از خودتان مراقبت می‌کنید.

themselves [ضمیر]
اجرا کردن

خودشان (ضمیر انعکاسی سوم شخص جمع)

Ex: The team members congratulated themselves on their well-deserved victory .

اعضای تیم به خودشان برای پیروزی شایسته‌شان تبریک گفتند.

oneself [ضمیر]
اجرا کردن

خود

Ex: To truly understand others , one must first understand oneself .

برای درک واقعی دیگران، ابتدا باید خودت را درک کنی.

each other [ضمیر]
اجرا کردن

یکدیگر

Ex: The two teams congratulated each other after the game .

دو تیم پس از بازی به یکدیگر تبریک گفتند.

one another [ضمیر]
اجرا کردن

یکدیگر

Ex: The guests at the party introduced themselves and mingled with one another .

مهمانان در مهمانی خود را معرفی کردند و با یکدیگر معاشرت کردند.