to mature mentally and not do certain behaviors

از نظر ذهنی بالغ شدن
وقتی وارد دهه بیست سالگی خود شد، سارا به طور طبیعی از رفتارهای تکانشی سالهای نوجوانی خود گذشت.
to bring to equality by adjusting different elements

تعادل ایجاد کردن
او زمان بازی را بین اعضای تیم متوازن کرد.
to sing loudly and boldly, expressing strong musical energy

با صدای بلند آواز خواندن
میشد شنید که هنرمند خیابانی از دور آهنگها را با صدای بلند میخواند.
to become dry or drier after the removal of moisture

خشک شدن
رنگ خیس روی دیوارها به آرامی خشک میشود، رنگ واقعی را آشکار میکند.
to reach a point where growth or upward movement ceases, resulting in a stable or consistent level

پایدار شدن, ثابت شدن
قیمتهای بازار مسکن تثبیت شدهاند، که این زمان را برای خرید خانه مقرونبهصرفهتر میکند.
to turn from a liquid state into a solid state as a result of exposure to low temperatures

منجمد شدن, یخ زدن
آب یخ میزند وقتی دما به زیر نقطه انجماد میرسد.
to live in a location separate from one's primary place of activity

جای دیگری زندگی کردن
پزشک در روستا دور از شهر زندگی میکرد و به جوامع روستایی خدمات پزشکی ارائه میداد.
to produce a paper copy of a document from a printer

پرینت گرفتن
آیا میتوانید یک کپی برای من چاپ کنید؟
to exit a computer account such as email, Instagram, etc. in a way that you have to re-enter your username and password in order to use it again

از حساب کاربری خارج شدن
سیاست امنیتی مستلزم آن است که کارمندان قبل از ترک دفتر از سیستم خارج شوند.
to gradually become unfrozen after being taken out of the freezer

(یخ چیزی) آب شدن
فراموش نکنید که توتهای یخزده را برای صبحانه ذوب کنید.
to exercise in order to get healthier or stronger

ورزش کردن, تمرین کردن
دیروز بعد از کار به مدت یک ساعت ورزش کرد.
to adjust the lens of a camera in a way that makes the person or thing being filmed or photographed appear further away or smaller

دورنمایی کردن
فیلمبردار نیاز داشت تا زوم را کم کند تا تمام صحنه را در طول اجرای زنده شامل شود.
to complete or conduct a task, job, etc.

انجام دادن
قبل از تصمیمگیری، انجام تحلیل هزینه-فایده تغییرات پیشنهادی ضروری است.
to decorate or arrange something, typically a place, in a particular way

تزیین کردن
تیم مشتاق بود که فضای دفتر را آراسته کند تا محیطی خوشآمد و الهامبخش ایجاد کند.
to resolve problems or disagreements through discussion or effort to reach a solution or agreement

حل و فصل کردن
تیم باید مشکلات را حل کند قبل از اینکه بتواند با پروژه ادامه دهد.
to put or organize things in a tidy or systematic way

دستهبندی کردن, تفکیک کردن
او چند ساعت وقت صرف کرد تا ابزارها را در گاراژ مرتب کند برای دسترسی بهتر.
to record the time of one's departure from work

ساعت زدن (هنگام خروج)
به دلیل انعطافپذیری شغل، کارکنان دورکار اغلب توانایی ثبت خروج پس از اتمام وظایف خود را به جای پایبندی به یک برنامه سختگیرانه تحسین میکنند.
to complete an official form or document by writing information on it

تکمیل کردن, پر کردن (جای خالی در فرم و...)
از شرکتکنندگان خواسته شد تا یک پرسشنامه را پر کنند تا بازخوردی درباره برنامه آموزشی ارائه دهند.
to write something on paper, ensuring it is clear and includes all the necessary details

به وضوح نوشتن
به کارمندان دستور داده شد که یک شعار تیمی انتخاب کنند و آن را با دقت روی بنر بنویسند.
(of an emotion or action) to be in control and very strong at the moment

تسلط داشتن
دلسوزی اغلب پیروز میشود، که باعث درک بهتر بین مردم میشود.
to put out a flame, candle, etc. using the air in one's lungs

فوت کردن (شمع و...)
او با دقت شمعهای روی کیک تولدش را خاموش کرد.
to suddenly and forcefully break and release what is inside

ترکیدن (در اثر فشار)
سد ترکید، دره را با آب پر کرد.
to make something stop burning or shining

خاموش کردن (آتش یا شعله)
باد خاموش کرد فانوسهای روی ایوان را.
to take control of a company or business by purchasing all its shares

سهام یک شرکت را خریدن
استراتژی تهاجمی شرکت فناوری خرید استارتاپهای نوآورانه در صنعت است.
to get money in exchange for selling something valuable one owns

چیزی باارزش را فروختن
او قصد دارد سهام خود را قبل از رکود بازار به پول نقد تبدیل کند.
to spend a lot of money on fancy or unnecessary things

بریزوبپاش کردن, مثل ریگ پول خرج کردن
برای نشان دادن پایان امتحانات، دانشآموزان تصمیم گرفتند پول زیادی خرج کنند برای یک شام فاخر تا دستاوردهای خود را جشن بگیرند.
