چاق
بچههای بیادب به خاطر چاق بودنش او را مسخره کردند، که باعث شد احساس ناامنی کند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به وزن بدن مانند "استخوانی", "تپل" و "تنومند" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
چاق
بچههای بیادب به خاطر چاق بودنش او را مسخره کردند، که باعث شد احساس ناامنی کند.
چاق
گربه سارا اضافه وزن دارد چون او به آن بیش از حد تشویقی میدهد.
چاق
کلینیک برنامههای تخصصی برای بیماران چاق با هدف ترویج کاهش وزن ارائه میدهد.
توپر
علیرغم فشار اجتماعی برای لاغر بودن، او با غرور از بدن پُر خود تجلیل میکرد.
تپل و قدکوتاه
توله سگ تپل با هیجان در حیاط راه رفت، دم چاقش با هیجان تکان می خورد.
تنومند
او در خیابان راه میرفت، اندام تنومند او با هر قدم از این سو به آن سو تاب میخورد.
عضلانی یا درشت
انگشتان کلفت او با مهارت قطعات پیچیده پازل را حرکت میداد.
چاق
هیکل چاق او حرکت در فضاهای شلوغ را برایش دشوار میکرد.
چاق و کوتاه
قاب کوتاه و چاق او یافتن لباس هایی که به خوبی برازنده او باشند را دشوار می کرد.
چاق
علیرغم سنش، بوکسور عضلات گوشتی خود را از طریق تمرینات سخت حفظ کرد.
چاق
علیرغم سالهای پیشرفتهاش، او تپل و شاد باقی ماند، با اشتیاقی به زندگی که مسری بود.
چاق
او شوخی کرد که دیگر نمیتواند در شلوار جینش جا شود چون در تعطیلات کمی چاق شده بود.
کمیچاق
هیکل چاق او پیدا کردن کت و شلوارهایی که به خوبی اندازه باشند را دشوار میکرد.
an overweight or obese person
لاغر
او به طور طبیعی لاغر است و نیازی به نگرانی در مورد افزایش وزن ندارد.
پوستواستخوان
مدل لاغر با اعتماد به نفس روی راهرو مد راه رفت.
لاغر
بسیاری از مدلهای مد تحت فشار هستند تا ظاهر کموزن خود را برای مطابقت با استانداردهای صنعت حفظ کنند.
لاغر
ظاهر لاغر او دوستانش را نگران کرد، که از او خواستند به دنبال مراقبتهای پزشکی باشد.
پوستواستخوان
او لباسهای گشاد میپوشید تا بازوها و پاهای لاغر خود را پنهان کند.
لاغر و تحلیلرفته
اسب لاغر از بیتوجهی نجات یافت و مراقبت مناسب دریافت کرد.
استخوانی
پس از ماهها بیماری، او از بیمارستان خارج شد در حالی که ضعیف و استخوانی به نظر میرسید.
رنگ پریده و نزار
چهره مردهوار مرد بیخانمان سالهای رنج و مبارزه را آشکار میکرد.
ضعیف و ریزهاندام
بچه گربه ضعیف و کوچک به زحمت صدایی از خود درآورد در حالی که برای جلب توجه میومیو میکرد.
لاغر
انگشتان نازک او با مهارت روی کلیدهای پیانو حرکت میکردند و ملودیهای زیبایی میساختند.
ظریف
رقاص لاغر با ظرافت و دقت حرکت کرد.
باریک و ظریف
گوزن جوان پاهای لاغری داشت که او را با ظرافت از میان جنگل میبرد.
خوشهیکل
با وجود برنامه شلوغش، او برای تمرینات روزانه وقت میگذاشت تا خوش اندام بماند.
ظریف
ساختار کوچک مدل، او را به گزینهای طبیعی برای نمایشهای مد با طراحیهای لوکس تبدیل کرد.
زیبا و ظریف
زن ظریف همه را با قاب کوچک و جذاب و لبخند جذاب خود مجذوب کرد.
لاغر اما عضلانی
بوکسور لاغر و عضلانی به جای نیروی خام، به سرعت و چابکی تکیه کرد تا حریفان خود را در رینگ شکست دهد.
عضلهای
عضلات رگهدار شیر هنگام آماده شدن برای جهیدن به سوی شکارش منقبض شد، که قدرت و چابکی آن را به نمایش گذاشت.
لاغر
قاب لاغر مرد پیر او را حتی شکنندهتر نشان میداد.
ظریف
او دستهای ظریف داشت، چابک و ماهر در هنر جراحی، قادر به انجام روشهای پیچیده با دقت.
باریکاندام (زن)
او از سیلوئت لاغر او در حالی که با اطمینان در خیابان راه میرفت، تحسین کرد.
بزرگ
مرد بزرگ مجبور شد خم شود تا از برخورد سرش به قاب در جلوگیری کند.