آموزش - استراتژی‌ها و ابزارهای یادگیری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به استراتژی‌ها و ابزارهای یادگیری مانند "استدلال"، "نقشه ذهنی" و "طوفان فکری" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
اجرا کردن

عقل سلیم

Ex: Common sense suggests that eating healthy foods benefits overall well-being .

عقل سلیم نشان می‌دهد که خوردن غذاهای سالم به سلامت کلی کمک می‌کند.

observation [اسم]
اجرا کردن

مشاهده

Ex: The doctor ’s observation confirmed the diagnosis .

مشاهده پزشک تشخیص را تأیید کرد.

reasoning [اسم]
اجرا کردن

استدلال

Ex: His reasoning for rejecting the proposal was based on thorough analysis and data .

استدلال او برای رد پیشنهاد بر اساس تحلیل جامع و داده‌ها بود.

اجرا کردن

استدلال

Ex: The philosopher 's ratiocination challenged conventional wisdom , leading to groundbreaking insights into the nature of reality .

استدلال فیلسوف، خرد متعارف را به چالش کشید و منجر به بینش‌های انقلابی در مورد ماهیت واقعیت شد.

اجرا کردن

درک مطلب

Ex: The detective 's keen understanding of human behavior enabled him to unravel the mysteries behind seemingly inexplicable crimes .

درک تیزبینانه کارآگاه از رفتار انسان به او این امکان را داد که رمز و رازهای پشت جنایات به ظاهر غیرقابل توضیح را کشف کند.

اجرا کردن

فهم

Ex: The book was written in a way that challenged the reader ’s comprehension of its deeper meaning .

کتاب به گونه‌ای نوشته شده بود که درک خواننده از معنای عمیق‌تر آن را به چالش می‌کشید.

اجرا کردن

فراشناخت

Ex: Training in metacognition can enhance academic performance by helping students become more aware of their cognitive strengths and weaknesses .

آموزش در فراشناخت می‌تواند با کمک به دانش‌آموزان برای آگاهی بیشتر از نقاط قوت و ضعف شناختی خود، عملکرد تحصیلی را بهبود بخشد.

inquiry [اسم]
اجرا کردن

تحقیق

Ex: The teacher encouraged the students to approach every topic with a spirit of inquiry .

معلم دانش‌آموزان را تشویق کرد تا با روحیه پرسشگری به هر موضوعی نزدیک شوند.

اجرا کردن

طوفان فکری

Ex: The design team employed brainstorming techniques to come up with innovative solutions for the project 's challenges .

تیم طراحی از تکنیک‌های طوفان فکری برای ارائه راه‌حل‌های نوآورانه برای چالش‌های پروژه استفاده کرد.

اجرا کردن

تفکر جانبی

Ex: Lateral thinking techniques can help break through mental blocks and generate fresh perspectives on complex problems .

تکنیک‌های تفکر جانبی می‌توانند به شکستن موانع ذهنی و ایجاد دیدگاه‌های جدید در مورد مشکلات پیچیده کمک کنند.

اجرا کردن

تفکر انتقادی

Ex: In the age of misinformation , critical thinking is essential for discerning credible sources and evaluating the validity of information .

در عصر اطلاعات نادرست، تفکر انتقادی برای تشخیص منابع معتبر و ارزیابی اعتبار اطلاعات ضروری است.

اجرا کردن

تفکر تحلیلی

Ex: Analytic thinking can help individuals make informed decisions by evaluating multiple factors and potential outcomes .

تفکر تحلیلی می‌تواند به افراد کمک کند تا با ارزیابی چندین عامل و نتایج بالقوه، تصمیمات آگاهانه بگیرند.

notetaking [اسم]
اجرا کردن

یادداشت برداری

Ex: The conference provided attendees with notetaking guides to help them stay engaged and retain key insights from the presentations .

کنفرانس به شرکت‌کنندگان راهنمای یادداشت‌برداری ارائه داد تا به آن‌ها کمک کند درگیر بمانند و بینش‌های کلیدی از ارائه‌ها را به خاطر بسپارند.

annotation [اسم]
اجرا کردن

حاشیه

Ex: The historian 's annotations in the archival documents provided valuable insights into the historical context of the events described .

حاشیه‌نویسی‌های مورخ در اسناد آرشیوی، بینش‌های ارزشمندی در مورد زمینه تاریخی رویدادهای توصیف شده ارائه داد.

chunking [اسم]
اجرا کردن

تکه تکه کردن

Ex:

نویسنده فنی از تکه‌تکه کردن در راهنماها برای کاربرپسند بودن استفاده کرد.

inference [اسم]
اجرا کردن

استنباط

Ex: The scientist 's groundbreaking discovery was the result of careful observations and logical inferences .

کشف انقلابی دانشمند نتیجه مشاهدات دقیق و استنتاجات منطقی بود.

اجرا کردن

یادگیری طوطی وار

Ex: Critics argue that excessive reliance on rote learning can stifle creativity and hinder the development of problem-solving skills .

منتقدان استدلال می‌کنند که وابستگی بیش از حد به حفظ کردن طوطی‌وار می‌تواند خلاقیت را خفه کند و رشد مهارت‌های حل مسئله را مختل کند.

اجرا کردن

یادگیری بصری

Ex: Visual learning strategies in history education may include analyzing maps , timelines , and primary source documents to gain insights into historical events and contexts .

استراتژی‌های یادگیری بصری در آموزش تاریخ ممکن است شامل تحلیل نقشه‌ها، جدول‌های زمانی و اسناد منبع اولیه برای کسب بینش در مورد رویدادها و زمینه‌های تاریخی باشد.

اجرا کردن

یادگیری مشاهده‌ای

Ex: Observational learning plays a significant role in the transmission of cultural practices and traditions from one generation to the next .

یادگیری مشاهده‌ای نقش مهمی در انتقال روش‌ها و سنت‌های فرهنگی از یک نسل به نسل دیگر دارد.

mind map [اسم]
اجرا کردن

نقشه ذهنی

Ex: The workshop facilitator used a mind map to visually summarize the key takeaways from the presentation , making complex information more accessible to participants .

تسهیل‌کننده کارگاه از یک نقشه ذهنی برای خلاصه‌سازی بصری نکات کلیدی ارائه استفاده کرد و اطلاعات پیچیده را برای شرکت‌کنندگان قابل‌دسترس‌تر ساخت.

mood board [اسم]
اجرا کردن

تخته خلق و خو

Ex: As part of a literature assignment , students construct mood boards to visually represent the themes , characters , and settings of a novel they are studying , deepening their understanding through visual analysis .

به عنوان بخشی از یک تکلیف ادبی، دانش‌آموزان تخته‌های حال و هوا را می‌سازند تا به صورت بصری تم‌ها، شخصیت‌ها و تنظیمات رمانی را که مطالعه می‌کنند نشان دهند، درک خود را از طریق تحلیل بصری عمیق‌تر می‌کنند.

اجرا کردن

برچسب-گروه-لیست

Ex: The project manager used list-group-label to categorize project tasks into different phases and assign responsibilities accordingly .

مدیر پروژه از list-group-label برای دسته‌بندی وظایف پروژه به مراحل مختلف و تخصیص مسئولیت‌ها بر این اساس استفاده کرد.

اجرا کردن

نمودار ون

Ex: In the debate , the speaker used a Venn diagram to visually explain the common ground between the two opposing viewpoints .

در مناظره، سخنران از نمودار ون برای توضیح بصری زمینه مشترک بین دو دیدگاه مخالف استفاده کرد.

concept map [اسم]
اجرا کردن

نقشه مفهومی

Ex: The workshop facilitator encouraged participants to collaborate on a concept map to visualize the key components of the problem they were trying to solve .

تسهیلگر کارگاه شرکت‌کنندگان را تشویق کرد تا روی یک نقشه مفهومی همکاری کنند تا اجزای کلیدی مسئله‌ای را که سعی در حل آن داشتند، تجسم کنند.

problem set [اسم]
اجرا کردن

مجموعه مسئله

Ex: The chemistry professor provided a problem set to review concepts covered in the lecture .

استاد شیمی یک مجموعه مسئله برای مرور مفاهیم مطرح شده در سخنرانی ارائه داد.

اجرا کردن

ابزار دستکاری

Ex: The classroom had a variety of manipulative tools available for learning activities .

کلاس درس دارای انواع ابزارهای دستکاری برای فعالیت‌های یادگیری بود.

mnemonic [اسم]
اجرا کردن

یادآور

Ex:

دانش‌آموزان اغلب یادآورهای خود را برای به خاطر سپردن فرمول‌ها یا معادلات ریاضی ایجاد می‌کنند، مانند "SOHCAHTOA" برای مثلثات.