علوم طبیعی SAT - زمین و آب

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زمین و آب، مانند "زمین"، "مصب"، "دره" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در آزمون های SAT خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم طبیعی SAT
terrain [اسم]
اجرا کردن

ناهمواری

Ex: The diverse terrain of the national park attracted outdoor enthusiasts seeking adventure , from dense forests to rocky cliffs and serene lakes .

زمین‌چهره متنوع پارک ملی، علاقه‌مندان به طبیعت را که در جستجوی ماجراجویی بودند، از جنگل‌های انبوه تا صخره‌های سنگی و دریاچه‌های آرام، جذب کرد.

foothill [اسم]
اجرا کردن

دامنه کوه

Ex: Wildlife thrives in the diverse habitats of the foothills .

حیات وحش در زیستگاه‌های متنوع دامنه‌های کوه رشد می‌کند.

crest [اسم]
اجرا کردن

قله

Ex: The crest of the dune was the only spot in the desert from where one could see the oasis .

قله تپه شنی تنها نقطه در صحرا بود که از آنجا می‌توانستند واحه را ببینند.

boulder [اسم]
اجرا کردن

تخته‌سنگ

Ex: Climbers scaled the sheer face of the boulder , testing their strength and agility on its challenging routes .

کوهنوردان از سطح عمودی سنگ بزرگ بالا رفتند، قدرت و چابکی خود را در مسیرهای چالش‌برانگیز آن آزمایش کردند.

ridge [اسم]
اجرا کردن

تاج کوه

Ex: The glacier left a prominent ridge of debris as it receded over thousands of years .

یخچال طبیعی در طول هزاران سال پسروی خود، یک تپه برجسته از بقایا به جا گذاشت.

landslide [اسم]
اجرا کردن

رانش زمین

Ex: The hikers narrowly escaped the landslide that swept through the valley .

کوهنوردان به سختی از ریزش کوه که دره را درنوردید جان سالم به در بردند.

rainforest [اسم]
اجرا کردن

جنگل بارانی

Ex: The rainforest ecosystem is incredibly diverse and complex .

اکوسیستم جنگل بارانی به طور باورنکردنی متنوع و پیچیده است.

landmark [اسم]
اجرا کردن

بنای تاریخی

Ex: The Taj Mahal in India , with its stunning white marble architecture , is a universally recognized landmark .

تاج‌محل در هند، با معماری خیره‌کننده‌ی مرمر سفیدش، یک نشانه جهانی شناخته‌شده است.

mound [اسم]
اجرا کردن

تپه کوچک

Ex: The garden had small mounds of soil where vegetables were planted .

باغ دارای تپه‌های کوچکی از خاک بود که سبزیجات در آن کاشته شده بود.

berm [اسم]
اجرا کردن

برم

Ex: The town planted wildflowers on the berm to beautify the roadside .

شهر گل‌های وحشی را روی برم کاشت تا کنار جاده را زیبا کند.

bluff [اسم]
اجرا کردن

پرتگاه

Ex: Climbers scaled the sheer face of the bluff to reach the summit .

کوهنوردان برای رسیدن به قله، از سطح شیبدار bluff بالا رفتند.

bank [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The trees on the bank provided much-needed shade for the hikers resting by the river .

درختان روی کناره رودخانه سایه بسیار مورد نیاز را برای کوهنوردانی که در کنار رودخانه استراحت می‌کردند فراهم کردند.

gorge [اسم]
اجرا کردن

ژرف‌دره

Ex: Mist rose from the bottom of the gorge at sunrise .
tundra [اسم]
اجرا کردن

تندرا

Ex: The Antarctic tundra , found on the continent of Antarctica , experiences even more extreme cold and isolation than its Arctic counterpart .

توندرای قطب جنوب، که در قاره قطب جنوب یافت می‌شود، سرمای و انزوا حتی شدیدتری نسبت به همتای قطبی شمالی خود تجربه می‌کند.

tract [اسم]
اجرا کردن

قطعه زمین

Ex: The company acquired a waterfront tract for constructing a new marina .

شرکت یک زمین ساحلی برای ساخت یک مارینای جدید خریداری کرد.

overland [صفت]
اجرا کردن

زمینی

Ex:

راه‌های تجاری زمینی تمدن‌های دور را در دوران باستان به هم متصل می‌کردند.

to erode [فعل]
اجرا کردن

ساییده شدن

Ex: Over time , exposed rock surfaces in the desert erode due to wind and sand .

با گذشت زمان، سطوح سنگی در معرض دید در بیابان به دلیل باد و شن فرسوده می‌شوند.

rapid [اسم]
اجرا کردن

بخشی از یک رودخانه که در آن جریان بسیار سریع است

Ex: The river 's rapids can be dangerous after heavy rain .

آبشارهای رودخانه می‌توانند پس از باران شدید خطرناک باشند.

creek [اسم]
اجرا کردن

نهر

Ex: The small creek meandered through the meadow , creating a haven for local wildlife .

جویبار کوچک از میان چمنزار می‌پیچید و پناهگاهی برای حیات وحش محلی ایجاد می‌کرد.

tributary [اسم]
اجرا کردن

ریزابه

Ex: A complex network of tributaries , such as the Thames , Severn , and Trent Rivers , interconnect to form the extensive river system in the United Kingdom .

شبکه‌ای پیچیده از رودهای فرعی، مانند رودخانه‌های تیمز، سورن و ترنت، به هم متصل می‌شوند تا سیستم گسترده رودخانه در بریتانیا را تشکیل دهند.

puddle [اسم]
اجرا کردن

چاله آب

Ex: The car splashed through the puddles on the road , sending water spraying onto the sidewalk .

ماشین از میان گودال‌های آب در جاده رد شد و آب را به پیاده‌رو پاشید.

eddy [اسم]
اجرا کردن

گرداب

Ex: An eddy formed behind the rock , creating a small , swirling pool .

یک گرداب در پشت سنگ تشکیل شد و یک حوضچه کوچک چرخان ایجاد کرد.

current [اسم]
اجرا کردن

جریان (آب)

Ex: The river 's current was too strong for them to swim against safely .

جریان رودخانه برای شنا کردن در خلاف جهت آن به صورت ایمن بسیار قوی بود.

brook [اسم]
اجرا کردن

نهر

Ex: A small bridge crossed over the brook in the park .

یک پل کوچک از روی جویبار در پارک عبور می‌کرد.

ripple [اسم]
اجرا کردن

یک موج کوچک

Ex: The ripple of the stream was soothing to listen to .

موج جویبار شنیدنی آرامش‌بخش بود.

trickle [اسم]
اجرا کردن

چکه

Ex: The melting snow formed a trickle that ran down the mountainside .

برف ذوب شده یک چکه تشکیل داد که از دامنه کوه پایین می‌رفت.

inlet [اسم]
اجرا کردن

ورودی

Ex: During high tide , the inlet filled with seawater , bringing in a variety of fish .

در هنگام جزر و مد بالا، ورودی با آب دریا پر شد و انواع ماهی‌ها را به همراه آورد.

swash [اسم]
اجرا کردن

صدای ملایم آب

Ex: The swash of the river against the rocks created a peaceful ambiance .

برخورد ملایم آب رودخانه به سنگ‌ها فضایی آرامش‌بخش ایجاد کرد.

runoff [اسم]
اجرا کردن

رواناب

Ex: In farming areas , the runoff from fields can carry fertilizers and pesticides into rivers and lakes .

در مناطق کشاورزی، رواناب از مزارع می‌تواند کودها و آفت‌کش‌ها را به رودخانه‌ها و دریاچه‌ها حمل کند.

lagoon [اسم]
اجرا کردن

تالاب

Ex: The Napa Sonoma Marshes Wildlife Area in California encompasses tidal lagoons vital for migratory bird habitats .

منطقه حیات وحش باتلاق‌های ناپا سونوما در کالیفرنیا شامل تالاب‌های جزر و مدی حیاتی برای زیستگاه پرندگان مهاجر است.

swamp [اسم]
اجرا کردن

باتلاق

Ex: Explorers traversed the swamp carefully , navigating through dense vegetation and muddy terrain .

کاشفان با دقت از باتلاق عبور کردند، از میان پوشش گیاهی انبوه و زمین گلی گذر کردند.

estuary [اسم]
اجرا کردن

پای‌رود

Ex:

صدف‌ها در آب‌های لب‌شور مصب رشد می‌کنند.

gully [اسم]
اجرا کردن

دره

Ex:

کشاورزان در امتداد بانک‌های گالی درخت کاشتند تا از اتلاف بیشتر خاک جلوگیری کنند.

slough [اسم]
اجرا کردن

یک شاخه مرده

Ex: The slough provided a habitat for rare aquatic plants and animals .

باتلاق زیستگاهی برای گیاهان و جانوران آبزی نادر فراهم کرد.

splatter [اسم]
اجرا کردن

پاشش

Ex: The kids had a water balloon fight , leaving colorful splatters all over the backyard .

بچه‌ها یک جنگ بالن آبی داشتند و پاشیده‌های رنگی را در سراسر حیاط خلوت باقی گذاشتند.

fjord [اسم]
اجرا کردن

آبدره

Ex: Alaska 's Glacier Bay is famous for its fjords , sculpted by the forces of nature over countless years .

خلیج یخ‌چال آلاسکا به خاطر فوردهایش معروف است، که توسط نیروهای طبیعت در طول سال‌های بی‌شماری شکل گرفته‌اند.

tsunami [اسم]
اجرا کردن

سونامی

Ex: Survivors of the tsunami recounted stories of the overwhelming power and speed of the waves .

بازماندگان سونامی داستان‌هایی از قدرت و سرعت خیره‌کننده امواج را بازگو کردند.

cascade [اسم]
اجرا کردن

آبشار کوچک

Ex: The rocky landscape was dotted with numerous cascades .

چشم‌انداز سنگی با تعداد زیادی آبشار پوشیده شده بود.