حمل و نقل زمینی - تصادفات جاده‌ای و شرایط

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تصادفات جاده ای و شرایطی مانند "دست انداز"، "برخورد" و "حالت تهوع در ماشین" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
accident [اسم]
اجرا کردن

تصادف

Ex: She witnessed a car accident at the busy intersection downtown .

او شاهد یک تصادف ماشین در تقاطع شلوغ مرکز شهر بود.

car crash [اسم]
اجرا کردن

تصادف

Ex: The police arrived quickly at the scene of the car crash to investigate and direct traffic .

پلیس به سرعت به محل تصادف ماشین رسید تا بررسی کند و ترافیک را هدایت کند.

collision [اسم]
اجرا کردن

برخورد شدید و تصادفی

Ex: Police investigated the collision at the intersection , which caused a traffic jam .

پلیس برخورد در تقاطع را بررسی کرد که باعث ترافیک شد.

bingle [اسم]
اجرا کردن

تصادف جزئی

Ex: Drivers should always exchange information after a bingle , regardless of how minor it seems .

رانندگان باید همیشه پس از یک تصادف جزئی اطلاعات را مبادله کنند، مهم نیست که چقدر کوچک به نظر برسد.

اجرا کردن

تصادف جزئی

Ex: They decided not to report the fender-bender since the damage was minimal .

آنها تصمیم گرفتند تصادف جزئی را گزارش ندهند زیرا خسارت ناچیز بود.

اجرا کردن

برخورد رو در رو

Ex: Surviving a head-on collision at high speeds can result in severe injuries to both drivers and passengers .

نجات از برخورد رو در رو در سرعت‌های بالا می‌تواند منجر به آسیب‌های جدی برای رانندگان و مسافران شود.

اجرا کردن

برخورد جانبی

Ex: The airbags deployed automatically in the side collision , protecting the driver and passengers from serious injury .

کیسه‌های هوا به طور خودکار در برخورد جانبی باز شدند و راننده و مسافران را از آسیب‌های جدی محافظت کردند.

pile-up [اسم]
اجرا کردن

تصادف زنجیرهای

Ex: The pile-up on the freeway caused a significant traffic jam that lasted for hours .

تصادف زنجیره‌ای در بزرگراه باعث ترافیک سنگینی شد که ساعتها طول کشید.

rollover [اسم]
اجرا کردن

واژگونی

Ex: Survivors of the rollover were fortunate to escape with minor injuries .

بازماندگان واژگونی خوش‌شانس بودند که با جراحات جزئی فرار کردند.

smash-up [اسم]
اجرا کردن

تصادف شدید

Ex: He called 911 immediately after the smash-up .

او بلافاصله بعد از تصادف با 911 تماس گرفت.

اجرا کردن

تصادف T شکل

Ex: The drivers were okay , but their cars were damaged in the T-bone accident .

راننده‌ها خوب بودند، اما ماشین‌هایشان در تصادف T شکل آسیب دیدند.

to collide [فعل]
اجرا کردن

به‌هم خوردن

Ex:

فضاپیما یک برخورد نزدیک داشت وقتی که تقریباً با یک سیارک در مسیرش برخورد کرد.

to slam [فعل]
اجرا کردن

کوبیدن

Ex: In a fit of frustration , he slammed the malfunctioning phone on the desk .

در لحظه‌ای از ناامیدی، او تلفن خراب را روی میز کوبید.

to smash [فعل]
اجرا کردن

محکم (ضربه) زدن

Ex: The truck driver smashed his vehicle into the back of the stationary car at the traffic light .

راننده کامیون وسیله نقلیه خود را به پشت ماشین متوقف در چراغ راهنمایی کوبید.

to ding [فعل]
اجرا کردن

خراشیدن

Ex:

در حالی که آنها مبلمان را جابجا می‌کردند، چندین بار دیوارها را خراش دادند.

اجرا کردن

برخورد کردن به

Ex: She had barely started driving when she plowed into a parked car nearby .

او به تازگی رانندگی را شروع کرده بود که به یک ماشین پارک شده در نزدیکی برخورد کرد.

to rear-end [فعل]
اجرا کردن

از پشت زدن

Ex:

تصادف زمانی رخ داد که یک ماشین با سرعت بالا به عقب یک وسیله نقلیه ثابت برخورد کرد.

to ram [فعل]
اجرا کردن

برخورد شدید با مانع داشتن

Ex: The ship 's bow rammed into the rocky shoreline during the storm , causing significant damage .

دماغه کشتی در طول طوفان به ساحل سنگی برخورد کرد و خسارت قابل توجهی به بار آورد.

to run over [فعل]
اجرا کردن

زیر گرفتن

Ex: The driver swerved to avoid running over the family of ducks crossing the road .

راننده برای جلوگیری از زیر گرفتن خانواده اردک‌هایی که از جاده عبور می‌کردند، پیچید.

to skid [فعل]
اجرا کردن

سر خوردن

Ex:

موتورسوار با احتیاط ترمز کرد تا از لغزش روی سطح لغزنده جلوگیری کند.

to total [فعل]
اجرا کردن

کاملاً نابود کردن

Ex: He totaled his car in the accident last night .

او در تصادف دیشب ماشینش را کاملاً نابود کرد.

اجرا کردن

خروج از جاده

Ex: To avoid roadway departure , drivers should not drive too fast .

برای جلوگیری از خروج از جاده، رانندگان نباید خیلی سریع رانندگی کنند.

to lock [فعل]
اجرا کردن

قفل شدن (از حرکت ایستادن)

Ex: The gears of the machine locked , causing it to come to a sudden halt .

دنده‌های ماشین قفل شدند، که باعث توقف ناگهانی آن شد.

roadkill [اسم]
اجرا کردن

حیوان زیر گرفته شده

Ex: They spotted roadkill while driving through the countryside .

آنها در حین رانندگی در حومه شهر، حیوان مرده در جاده را دیدند.

road rage [اسم]
اجرا کردن

خشونت جاده‌ای

Ex: The news reported a case of road rage where one driver threw objects at another vehicle .

اخبار از موردی از خشم جاده‌ای گزارش داد که در آن یک راننده اشیایی را به سمت وسیله نقلیه دیگری پرتاب کرد.

اجرا کردن

هیپنوتیزم بزرگراه

Ex:

گوش دادن به موسیقی می‌تواند به جلوگیری از هیپنوتیزم بزرگراهی کمک کند.

اجرا کردن

حالت تهوع ناشی از حرکت (در اتوموبیل و غیره)

Ex: Sitting in the front seat of the car helped reduce her motion sickness during long drives .

نشستن در صندلی جلو ماشین به کاهش بیماری حرکت او در طول سفرهای طولانی کمک کرد.

carsick [صفت]
اجرا کردن

ماشین‌زده

Ex: She took a ginger candy to help prevent feeling carsick on the journey .

او یک آب نبات زنجبیلی برداشت تا به جلوگیری از احساس بیماری حرکت در سفر کمک کند.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری