Cambridge IELTS 19 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
در اینجا میتوانید واژگان از آزمون 2 - شنیداری - بخش 4 (1) در کتاب درسی Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
in a direction away from the center or inside

به سمت بیرون, به خارج
گلبرگهای گل به سمت خورشید به سمت بیرون باز شدند.
to make something visible

آشکار کردن, ظاهر ساختن
با کنار زدن لایهها، باستانشناس آشکار کرد اشیاء باستانی را که قرنها مدفون بودند.
a part of a living organism that is made up of cells and is designed to perform a specific function

ساختار, اندام
ساختار برگ به جذب نور خورشید برای فتوسنتز کمک میکند.
a thin, needle-like structure used by some animals or plants to pierce or penetrate surfaces, typically for feeding or extracting fluids

استیلت, سوزن
دانشمند به استیلت حشره زیر میکروسکوپ نگاه کرد.
an organism's smallest unit, capable of functioning on its own

سلول
سلولها بلوکهای ساختمانی زندگی هستند، که هر یک شامل یک سیستم پیچیده از اندامکها و مولکولها میشوند.
the place or area in which certain animals, birds, or plants naturally exist, lives, and grows

زیستگاه, محل سکونت
کاکتوسها به خوبی با زیستگاه خشک صحرا سازگار شدهاند.
in most cases; as a standard or norm

معمولاً, اغلب، عموماً
چنین علائمی معمولاً با آلرژی همراه هستند.
the bottom surface of a body of water, such as a sea, lake, etc.

کف, بستر
او میتوانست بستر سنگی حوضچه کم عمق را از طریق آب زلال ببیند.
having the ability or capacity to do something

توانا, قادر
نرمافزار قادر است چندین کار را به طور همزمان انجام دهد.
to continue to live or exist specifically after experiencing a particular severe event or accident

سالم ماندن
جامعه کوچک جزیره با تخلیه به موقع و بازسازی بعد از آن از طوفان جان سالم به در برد.
energy transmitted through space or matter in the form of waves or particles

تشعشع, تابش، پرتوافکنی
آزمایشگاه سطوح تشعشع را در اتاق اندازهگیری کرد.
(physics) the amount of force exerted per area that is measured in pascal, newton per square meter, etc.

فشار
زیردریاییها در اعماق زیاد در برابر فشار عظیم آب مقاومت میکنند.
to resist or endure the force, pressure, or challenges imposed upon oneself

تحمل کردن, تاب آوردن
پارچه مورد استفاده در مبلمان فضای باز طراحی شده است تا در معرض آب و هوای سخت مقاومت کند.
species that do not possess or cannot develop a spinal column, such as an arthropod, mollusk, etc.

بیمهرگان
او در کلاس زیستشناسی بیمهرگان مختلفی از جمله کرمهای خاکی و عروسهای دریایی را مطالعه کرد.
a tiny, soft-bodied animal with eight legs that can survive in extreme conditions

تاردیگراد, خرس آبی
برخی از تاردیگریدها به فضا فرستاده شدند تا واکنش آنها به شرایط فضایی آزمایش شود.
too small to be seen with the naked eye

پوشیده بر چشمان عادی
ذرات میکروسکوپی در هوا باعث ایجاد آلرژی میشدند.
a group that animals, plants, etc. of the same type which are capable of producing healthy offspring with each other are divided into

گونه
پروانه شهریار یک گونه از پروانهها است که هر سال هزاران مایل مهاجرت میکند.
to be a member or part of a particular group or organization

عضو گروه یا مجموعهای بودن
علیرغم پیشینههای مختلف، همه آنها متعلق به یک تیم ورزشی هستند.
to have or include a variety of what is mentioned

متغیر بودن, دامنه داشتن، گستره داشتن
مهارتهای او از برنامهنویسی و طراحی وب تا طراحی گرافیک و ویرایش ویدیو گسترده بود.
(of an animal, child, or plant) to grow with strength, health, or energy

رشد کردن, برومند شدن
نهالها پس از انتقال به خاک غنی از مواد مغذی رشد کردند.
to carefully look at something

بررسی کردن
من بررسی خواهم کرد پیشنویس نهایی گزارش را قبل از ارسال آن.
to create a new word, phrase, or expression

ابداع کردن, ساختن
در صنعت فناوری، نوآوران اغلب اصطلاحاتی را برای توصیف فناوریهای نوظهور میسازند.
to hold common feelings, ideas, sentiments, etc. with someone else

مشترک داشتن
من و همکارانم در این مورد نظر یکسانی به اشتراک نمیگذاریم.
a distinguishing quality or characteristic, especially one that forms part of someone's personality or identity

خصلت, خصوصیت
حس شوخ طبعی او یک ویژگی بود که او را محبوب دوستانش میکرد.
having a smooth and curved shape, lacking sharp angles or corners

گرد, با لبههای گرد
خطوط گرد مجسمه به آن احساس سیالیت و زیبایی بخشید.
a round, hollow container with flat ends and curved sides, usually made of wood or metal, used to hold liquids

بشکه, خمره
کشاورزان از یک بشکه برای جمعآوری آب باران استفاده کردند.
to be made up of various components or parts within a whole

شامل بودن, در بر گرفتن
پروژه شامل چندین فاز بود، هر کدام با اهداف خاص.
one of the repeating divisions of an insect's body, often including paired appendages

*بخش
بخشهای کرم ابریشم به وضوح تعریف شدهاند.
a sharp and curved nail on the toe of an animal or a bird

پنجه, چنگ
چنگالهای قدرتمند ببر، آن را به یک شکارچی عالی تبدیل کرده بود.
by using or with the help of something

بهوسیله, بهکمک، توسط
او بیخوابی خود را به وسیلهٔ مدیتیشن و یوگا درمان کرد.
the act of pulling something in by using air, water, or another force to create a space with lower pressure

مکش, خلاء
لیوان به دلیل مکش به دیوار چسبید.
to give someone or something the means or ability to do something

قادر ساختن, اختیار دادن
توسعههای فعلی در فناوری امکان روشهای پایدارتر را فراهم میکنند.
to grip or hold onto something tightly, making it difficult to separate or detach

چسبیدن, محکم گرفتن
خاطرات زمانشان با هم به ذهنش چسبیده بود، که باعث میشد برایش سخت باشد که به جلو حرکت کند.
to firmly hold something

محکم گرفتن
در لحظه تنش، او نتوانست از چنگ زدن به دسته صندلی خودداری کند.
an animal that is hunted and eaten by another animal

شکار, طعمه، صید
سرعت یوزپلنگ به آن کمک میکند تا شکار سریع را بگیرد.
each of the two organs in the chest that helps one breathe

ریه, شش
او تنگی نفس و خس خس سینه را تجربه کرد، علائمی که معمولاً با آسم، یک بیماری مزمن ریه که با التهاب راههای هوایی مشخص میشود، مرتبط است.
any vital part of the body which has a particular function

عضو, اندام
اندام اندام مرکزی سیستم عصبی است که بیشتر عملکردهای بدن را کنترل میکند.
the action of taking air into the lungs and sending it out again

تنفس
تمرینات یوگا میتوانند به بهبود تنفس شما و کاهش استرس کمک کنند.
to the smallest amount or degree

اصلاً, بههیچوجه
من اصلاً او را دوست ندارم.
a substance that flows easily and takes the shape of its container, including both liquids and gases

مایع, گاز
روغن یک مایع غلیظ است که اغلب برای روانکاری موتورها استفاده میشود.
a natural empty space or hollow area inside the body

حفره, فضای خالی
پزشک حفره گوش را معاینه کرد.
used to refer to the specific matter or topic being discussed or considered

در رابطه با چیزی
to a somewhat notable, considerable, or surprising degree

نسبتاً
امروز هوا نسبتاً سرد است، ممکن است بخواهید کت بپوشید.
(of something sharp) to make a hole or break in or through something

سوراخ کردن, نفوذ کردن
قلاب دهان ماهی را سوراخ کرد.
used to indicate that the speaker or writer is providing an exact or accurate version of something, often to clarify, specify, or emphasize a particular point

به طور دقیق
a very tiny, soft-bodied animal with eight short legs that lives in wet places like moss and can survive in extremely hard conditions

تاردیگرید, خرس آبی
یک قطره آب روی یک سنگ ممکن است حاوی بسیاری خوکچه های خزه ای باشد.
something that has been crushed or flattened

لهشده
بطری پلاستیکی خرد شده باید بازیافت میشد.
without going into specific details or rare cases

به طور کلی, عموما
توصیه، به طور کلی، دنبال کردنش آسان است.
