کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - شنیداری - بخش 4 (1) در کتاب درسی Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
outwards [قید]
اجرا کردن

به سمت بیرون

Ex:

رودخانه به سمت بیرون به اقیانوس جریان یافت.

to reveal [فعل]
اجرا کردن

آشکار کردن

Ex: With a dramatic flourish , she unveiled the painting to reveal a breathtaking landscape .

با حرکتی نمایشی، او نقاشی را آشکار کرد تا منظره‌ای نفس‌گیر را آشکار کند.

structure [اسم]
اجرا کردن

ساختار

Ex: The plant 's root structure anchors it to the soil and absorbs water .

ساختار ریشه گیاه آن را در خاک محکم می‌کند و آب را جذب می‌کند.

stylet [اسم]
اجرا کردن

استیلت

Ex:

استیلت‌ها در بسیاری از حشراتی که از شیره گیاهان تغذیه می‌کنند یافت می‌شوند.

cell [اسم]
اجرا کردن

سلول

Ex: Cells can be classified into two main categories : prokaryotic cells , lacking a nucleus , and eukaryotic cells , which have a nucleus enclosed within a membrane .

سلول‌ها را می‌توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: سلول‌های پروکاریوتی، که فاقد هسته هستند، و سلول‌های یوکاریوتی، که هسته‌ای محصور در غشاء دارند.

habitat [اسم]
اجرا کردن

زیستگاه

Ex: Wetlands serve as a critical habitat for migrating birds .

تالاب‌ها به عنوان زیستگاه حیاتی برای پرندگان مهاجر عمل می‌کنند.

commonly [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: The software is commonly installed on office computers .

نرم‌افزار معمولاً روی کامپیوترهای اداری نصب می‌شود.

bed [اسم]
اجرا کردن

کف

Ex: Coral reefs thrive along the ocean bed , creating vibrant underwater ecosystems .

صخره‌های مرجانی در امتداد بستر اقیانوس رشد می‌کنند و اکوسیستم‌های زیرآبی پرجنب‌وجوشی ایجاد می‌کنند.

capable [صفت]
اجرا کردن

توانا

Ex: The capable athlete demonstrates exceptional skill and determination on the field .
to survive [فعل]
اجرا کردن

سالم ماندن

Ex: The explorer survived the treacherous journey through the desert .

کاشف از سفر خطرناک در بیابان جان سالم به در برد.

radiation [اسم]
اجرا کردن

تشعشع

Ex: Radio antennas transmit radiation across long distances .
pressure [اسم]
اجرا کردن

فشار

Ex:

فشار گاز در ظرف وقتی دما افزایش یافت دو برابر شد.

اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: While the storm was raging , the sturdy trees were withstanding the powerful winds .

در حالی که طوفان در حال خروش بود، درختان محکم در برابر بادهای قدرتمند مقاومت می‌کردند.

اجرا کردن

بی‌مهرگان

Ex: Spiders are arachnids , a type of invertebrate that spins webs to catch prey .

عنکبوت‌ها بندپایانی هستند، نوعی بی‌مهره که تار می‌تنند تا شکار را بگیرند.

tardigrade [اسم]
اجرا کردن

تاردیگراد

Ex: Tardigrades are so small that they can only be seen under a microscope .

تاردیگریدها آنقدر کوچک هستند که فقط زیر میکروسکوپ دیده می‌شوند.

microscopic [صفت]
اجرا کردن

پوشیده بر چشمان عادی

Ex: The team investigated the microscopic fibers found at the crime scene .

تیم الیاف میکروسکوپی یافت شده در صحنه جرم را بررسی کرد.

species [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: The domestic dog is a species of the genus Canis that has been selectively bred by humans for thousands of years .

سگ خانگی یک گونه از سرده Canis است که برای هزاران سال توسط انسان‌ها به صورت انتخابی پرورش داده شده است.

اجرا کردن

عضو گروه یا مجموعه‌ای بودن

Ex: Ever since childhood , he belonged to the scout troop , learning valuable life skills .

از دوران کودکی، او به گروه پیشاهنگی تعلق داشت و مهارت‌های ارزشمند زندگی را یاد می‌گرفت.

phylum [اسم]
اجرا کردن

شاخه (زیست‌شناسی)

to range [فعل]
اجرا کردن

متغیر بودن

Ex: The restaurant 's menu ranges from traditional dishes to modern fusion cuisine .

منوی رستوران از غذاهای سنتی تا آشپزی فیوژن مدرن متنوع است.

to thrive [فعل]
اجرا کردن

رشد کردن

Ex: In a nurturing environment , children tend to thrive both physically and emotionally .

در یک محیط پرورش‌دهنده، کودکان تمایل دارند که هم از نظر جسمی و هم از نظر عاطفی رشد کنند.

to view [فعل]
اجرا کردن

بررسی کردن

Ex: She viewed the old family photo album with nostalgia .

او با نوستالژی به آلبوم عکس قدیمی خانواده نگاه کرد.

to coin [فعل]
اجرا کردن

ابداع کردن

Ex: The author coined a term to encapsulate the central theme of the novel .

نویسنده یک اصطلاح را ابداع کرد تا موضوع مرکزی رمان را در بر بگیرد.

to share [فعل]
اجرا کردن

مشترک داشتن

Ex: Couples who share common interests find it easier to connect and bond .

زوج‌هایی که علایق مشترک را به اشتراک می‌گذارند، راحت‌تر می‌توانند ارتباط برقرار کنند و به هم نزدیک شوند.

trait [اسم]
اجرا کردن

خصلت

Ex: Honesty is one of her most admirable traits .

صداقت یکی از قابل تحسین‌ترین ویژگی‌های او است.

rounded [صفت]
اجرا کردن

گرد

Ex: The rounded corners of the table prevented accidental bumps and injuries .

گوشه‌های گرد میز از برخوردها و آسیب‌های تصادفی جلوگیری کرد.

barrel [اسم]
اجرا کردن

بشکه

Ex: The old barrel was empty and dry .

بشکه قدیمی خالی و خشک بود.

to comprise [فعل]
اجرا کردن

شامل بودن

Ex: The course comprised lectures , discussions , and practical exercises .

دوره شامل سخنرانی‌ها، بحث‌ها و تمرین‌های عملی بود.

segment [اسم]
اجرا کردن

*بخش

Ex: Observe the segments under the microscope .
claw [اسم]
اجرا کردن

پنجه

Ex: The bear ’s claws left deep marks in the bark of the tree .

چنگال‌های خرس روی پوست درخت جای عمیقی گذاشت.

disc [اسم]
اجرا کردن

دیسک بین‌مهره‌ای

by means of [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌وسیله

Ex: He created a masterpiece by means of his imagination and talent .

او با استفاده از تخیل و استعدادش یک شاهکار به وسیله آفرید.

suction [اسم]
اجرا کردن

مکش

Ex: A doctor used suction to clear water from the baby 's mouth .

یک پزشک از مکش برای پاک کردن آب از دهان نوزاد استفاده کرد.

to enable [فعل]
اجرا کردن

قادر ساختن

Ex: He enabled his friend to overcome a challenging situation with his support .

او به دوستش امکان داد تا با حمایتش از یک موقعیت چالش‌برانگیز عبور کند.

to cling [فعل]
اجرا کردن

چسبیدن

Ex:

پیچک به طرف ساختمان چسبیده بود، و به نمای آجری آن جلوه‌ای سبز می‌بخشید.

to grip [فعل]
اجرا کردن

محکم گرفتن

Ex: To maintain balance on the icy surface , he had to grip the railing .

برای حفظ تعادل روی سطح یخی، او مجبور بود نرده را محکم بگیرد.

prey [اسم]
اجرا کردن

شکار

Ex: Deer are common prey for wolves in the forest .

گوزن‌ها شکار رایج برای گرگ‌ها در جنگل هستند.

lung [اسم]
اجرا کردن

ریه

Ex: Smoking and exposure to air pollutants can increase the risk of lung diseases such as lung cancer .

سیگار کشیدن و قرار گرفتن در معرض آلاینده‌های هوا می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌های ریه مانند سرطان ریه را افزایش دهد.

organ [اسم]
اجرا کردن

عضو

Ex: Doctors were concerned about the damage to his lungs , an essential organ for breathing .

پزشکان نگران آسیب به ریه‌های او، یک اندام حیاتی برای تنفس بودند.

breathing [اسم]
اجرا کردن

تنفس

Ex: The doctor observed the patient 's breathing to monitor their health .

پزشک تنفس بیمار را برای نظارت بر سلامتی او مشاهده کرد.

at all [قید]
اجرا کردن

اصلاً

Ex: Was the test at all difficult ?

آیا آزمون اصلاً سخت بود؟

fluid [اسم]
اجرا کردن

مایع

Ex: Gases , like air , are also classified as fluids .

گازها، مانند هوا، نیز به عنوان مایعات طبقه‌بندی می‌شوند.

cavity [اسم]
اجرا کردن

حفره

Ex:

قلب در داخل یک حفره قفسه سینه قرار دارد.

rather [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The movie was rather boring , I almost fell asleep .

فیلم نسبتاً خسته‌کننده بود، تقریباً خوابم برد.

to pierce [فعل]
اجرا کردن

سوراخ کردن

Ex: The thorn pierced his finger .

خار انگشتش را سوراخ کرد.

to be precise [عبارت]
اجرا کردن

به طور دقیق

Ex: The distance between the two cities is 50 miles , to be precise .
moss piglet [اسم]
اجرا کردن

تاردیگرید

Ex: Some books call moss piglets the strongest tiny animals .

بعضی کتاب‌ها به خوک‌های خزه‌ای قوی‌ترین حیوانات کوچک می‌گویند.

squashed [صفت]
اجرا کردن

له‌شده

Ex: Her squashed suitcase barely fit in the overhead compartment .

چمدان له شده او به زحمت در محفظه بالایی جا شد.

اجرا کردن

به طور کلی

Ex: It is , generally speaking , better to sleep early .

به طور کلی, بهتر است زود بخوابید.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)