واژگان ضروری برای TOEFL - نقطه نظر
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد نقطه نظر، مانند "دفاع"، "اختلاف"، "موضع" و غیره که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to firmly and persistently express an opinion, belief, or statement as true and valid

پافشاری کردن, اصرار کردن
آنها ادعا میکنند که محصولشان بر اساس بازخورد مشتریان بهترین در بازار است.
to have a specific opinion or belief about someone or something

باوری خاص داشتن, عقیدهای خاص داشتن
جامعه نسبت به قهرمان محلی خود محبت زیادی دارد.
to support someone or try to justify an action, plan, etc.

طرفداری کردن, حمایت کردن، دفاع کردن
وکیل آماده شد تا از اقدامات موکل خود در طول دادگاه دفاع کند.
to publicly support or recommend something

طرفداری کردن, دفاع کردن
سلبریتی از پلتفرم خود برای حمایت از مسائل عدالت اجتماعی استفاده کرد.
to form an opinion by considering the information at hand

تخمین زدن, تخمین زدن
او محاسبه کرد که آنها میتوانند با بودجه فعلی خود خانه جدید را بپردازند.
to argue with someone, particularly over the ownership of something, facts, etc.

درباره چیزی بحث کردن
ورزشکاران در مورد تصمیم داور مجادله کردند و ادعا کردند که این تصمیم ناعادلانه و جانبدارانه بوده است.
to form a broad conclusion or principle by considering specific instances

استنباط کلی کردن, نتیجه کلی گرفتن، کلیگویی کردن
بر اساس تجربه محدود تعمیم دادن آسان است.
to disagree with or not fit well with a specific rule, concept, or standard

نقض کردن, مخالف بودن
تغییرات پیشنهادی در قانون مخالف اصول عدالت و انصاف است.
to mention someone or something of prominence as a support or reason for an argument or action

متوسل شدن
وکیل برای تقویت استدلال خود در دادگاه به سابقه استناد کرد.
to have a certain opinion regarding an issue

موضع داشتن, عقیده داشتن
با وجود دیدگاههای متفاوت، او همچنان از حفاظت از محیط زیست حمایت میکند.
to form a theory or opinion about a subject without knowing all the facts

حدس زدن
بدون جزئیات واضح، آنها فقط میتوانستند درباره علت قطعی ناگهانی برق حدس بزنند.
to disagree with someone or to hold different opinions, viewpoints, or beliefs

اختلافنظر داشتن
خواهر و برادرها اغلب در مورد اینکه برای تعطیلات خانوادگی به کجا بروند، اختلاف نظر داشتند.
to disagree with someone, particularly by asserting the opposite of their statement

مخالفت کردن, نفی کردن، رد کردن
او توضیح معلم را تکذیب کرد، با این استدلال که نادرست بود.
to express confidence or certainty in something happening or being the case

مطمئن بودن
او شرط بست که تیم مورد علاقهاش امسال قهرمانی را خواهد برد.
the act of judging or evaluating someone or something carefully based on specific standards or principles

ارزیابی, ارزشیابی
شرکت قبل از اتخاذ هر تصمیمی، یک ارزیابی کامل از وضعیت مالی خود انجام داد.
a prejudice that prevents fair consideration of a situation

تعصب, تبعیض
سوگیری در شیوههای استخدام میتواند تنوع را در یک شرکت محدود کند.
causing a lot of strong public disagreement or discussion

بحثبرانگیز, مشاجرهانگیز
فیلم جدید به دلیل موضوعات جنجالی خود مورد انتقاد قرار گرفته است.
an opposing argument or viewpoint that challenges an idea or theory

برهان نقض, ضد برهان
وکیل استدلالهای متقابل قانعکنندهای برای رد ادعاهای دادستان ارائه داد.
used to introduce additional information

علاوه بر این
تحقیق ما نشان میدهد که ورزش باعث بهبود سلامت روان میشود؛ علاوه بر این، سطوح بالاتر فعالیت، مزایای بیشتری به همراه دارد.
to strongly disagree with a policy, plan, idea, etc. and try to prevent or change it

مخالفت کردن
او مخالفت کرد با مقررات جدید و استدلال کرد که آنها برای کسبوکارهای کوچک بسیار محدودکننده هستند.
to give a fact or an opinion as a reason against something

اعتراض کردن
وکیل اعتراض کرد که اظهارات شاهد به پرونده مربوط نیست.
having a tendency to do something

متمایل, مایل
او تمایل به ریسک کردن ندارد و شغل ثابتی با درآمد مطمئن را ترجیح میدهد.
(of a person or ideology) not extreme or radical and considered reasonable by a majority of people

میانهرو
او فردی معتدل است که قبل از تصمیمگیری به همه طرفها گوش میدهد.
the opinions, activities, or methods that are considered normal because they are accepted by a majority of people

عرف, جریان اصلی
نظرات او خارج از جریان اصلی تفکر سیاسی در نظر گرفته میشد.
disagreement among members of a group or society

تفرقه, اختلاف
بحث باعث تقسیم بین اعضای تیم شد.
a conclusion one reaches from the existing evidence or known facts

استنباط, استنتاج
معلم دانشآموزان را تشویق کرد تا در حین خواندن، استنباط را تمرین کنند تا مهارتهای درک مطلب خود را تقویت کنند.
based only on facts and not influenced by personal feelings or judgments

بیطرفانه, بیغرض
یک قاضی خوب باید در هر پرونده بی طرف بماند.
based on or influenced by personal feelings or opinions rather than facts

فردی, بر اساس نظر شخصی
تصمیم به استخدام نامزد ذهنی بود، زیرا هر مصاحبهکننده معیارهای خود را داشت.
open to question and disagreement

شکبرانگیز, بحثبرانگیز
کارایی راه حل پیشنهادی قابل بحث است، زیرا هم موافقان و هم منتقدانی دارد.
favorable or supportive in attitude or response

تصدیقآمیز, تأییدکننده، مثبت
رویکرد مثبت معلم به بازخورد دانشآموزان، محیطی کلاسی را پرورش داد که در آن دانشآموزان احساس حمایت و اعتماد به تواناییهای خود را داشتند.
(of a person) ready to argue and often arguing

جدلی, استدلالی
رابطه بحثانگیز زوج، دورهمیهای خانوادگی را پرتنش و ناراحت کننده میکرد.
intending to provoke thought or discussion

تحریک کننده, تحریک آمیز
فیلم یک دیدگاه چالشبرانگیز درباره جامعه مدرن ارائه داد.
strongly opposing or resistant to something

مخالف
منتقدان خصمانه سیاست را محکوم کردند.
the quality of always acting or being the same way, or having the same opinions or standards

ثبات, انسجام
غذاهای سرآشپز به خاطر طعم استثنایی و ثبات در ارائه شناخته شدهاند.
