واژگان برای ورزش به آلمانی

اینجا شما کلمات ورزشی مانند تناسب اندام، استقامت، رقابت و قهرمانی را یاد می‌گیرید، که برای زبان‌آموزان سطح B2 تهیه شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح بالای متوسط
die Fitness [اسم]
fa flag

تناسب (اندام)

Ex: Sie legt viel Wert auf ihre Fitness und geht täglich joggen.

او به تناسب اندام خود اهمیت زیادی می‌دهد و هر روز می‌دود.

fa flag

تعادل

Ex: Das Gleichgewicht zu halten ist beim Yoga sehr wichtig.

حفظ تعادل در یوگا بسیار مهم است.

fa flag

آمادگی بدنی

Ex: Meine Kondition lässt nach, wenn ich nicht regelmäßig schwimme.

کندیشن من کاهش می‌یابد اگر به طور منظم شنا نکنم.

gelenkig [صفت]
fa flag

انعطاف‌پذیر

Ex: Durch Yoga wird man mit der Zeit gelenkiger.

از طریق یوگا، با گذشت زمان فرد انعطاف‌پذیرتر می‌شود.

fa flag

انعطاف

Ex: Sie bewies große Flexibilität beim Projektwechsel.

او هنگام تغییر پروژه انعطاف‌پذیری زیادی نشان داد.

fa flag

هندبال

Ex: Er spielt seit fünf Jahren Handball im Verein.

او پنج سال است که در یک باشگاه هندبال بازی می‌کند.

fa flag

تنیس روی میز

Ex: Wir spielen oft Tischtennis in der Mittagspause.

ما اغلب در وقت ناهار پینگ پنگ بازی می‌کنیم.

das Rugby [اسم]
fa flag

راگبی (ورزش)

Ex: Rugby ist ein harter, aber spannender Sport.

راگبی یک ورزش سخت اما هیجان‌انگیز است.

fa flag

دو و میدانی

Ex: Leichtathletik ist ein Teil der Olympischen Spiele.

دو و میدانی بخشی از بازی‌های المپیک است.

turnen [فعل]
fa flag

(ورزش کردن) ژیمناستیک

Ex: Ich turne jeden Montag nach der Schule.

من هر دوشنبه بعد از مدرسه ژیمناستیک می‌کنم.

fa flag

دوچرخه‌سواری

Ex: Sie geht jeden Morgen Radfahren.

او هر صبح دوچرخه سواری می‌کند.

fa flag

اسکی‌سواری

Ex: Skifahren macht im Winter besonders viel Spaß.

اسکی به ویژه در زمستان سرگرم‌کننده است.

snowboarden [فعل]
fa flag

اسنوبُردسواری

Ex: Wir gehen am Wochenende snowboarden.

ما این آخر هفته به اسنوبرد می‌رویم.

fa flag

پاتیناژ

Ex: Sie geht jeden Samstag Eislaufen.

او هر شنبه به اسکیت روی یخ می‌رود.

boxen [فعل]
fa flag

بوکس کردن

Ex: Ich möchte besser boxen können.

می‌خواهم بتوانم بهتر بوکس بزنم.

das Judo [اسم]
fa flag

جودو

Ex: Judo ist gut für Körper und Geist.

جودو برای بدن و ذهن مفید است.

das Karate [اسم]
fa flag

کاراته

Ex: Karate stärkt den Körper und die Konzentration.

کاراته بدن و تمرکز را تقویت می‌کند.

segeln [فعل]
fa flag

قایقرانی کردن

Ex: Er hat schon als Kind segeln gelernt.

او از کودکی قایقرانی را یاد گرفت.

rudern [فعل]
fa flag

قایقرانی

Ex: Er hat in der Schule gelernt zu rudern.

او در مدرسه پارو زدن را یاد گرفت.

fa flag

استقامت

Ex: Ihre Ausdauer beim Krafttraining ist beeindruckend.

استقامت او در حین تمرین با وزنه چشمگیر است.

fa flag

سرعت

Ex: Beim Fußball ist Schnelligkeit sehr wichtig.

سرعت در فوتبال بسیار مهم است.

fa flag

ورزش

Ex: Athletik ist wichtig für viele Sportarten.

آتلتيك برای بسیاری از ورزش‌ها مهم است.

fa flag

تمرین استقامتی

Ex: Ich mache dreimal pro Woche Ausdauertraining.

من تمرین استقامت را سه بار در هفته انجام می‌دهم.

aufwärmen [فعل]
fa flag

گرم کردن

Ex: Wir machen zehn Minuten Aufwärmen vor dem Fußballspiel.

ما ده دقیقه گرم کردن قبل از بازی فوتبال انجام می‌دهیم.

dehnen [فعل]
fa flag

تمرین کششی انجام دادن

Ex: Nach dem Training mache ich immer Dehnen.

بعد از تمرین، من همیشه کشش انجام می‌دهم.

fa flag

مسابقه

Ex: Er hat den Wettkampf mit großer Leistung gewonnen.

او مسابقه را با عملکرد عالی برنده شد.

das Turnier [اسم]
fa flag

دوره مسابقات قهرمانی

Ex: Viele Teams nehmen am Turnier teil.

تیم‌های زیادی در مسابقه شرکت می‌کنند.

fa flag

قهرمانی

Ex: Nächste Woche findet die Meisterschaft statt.

قهرمانی هفته آینده برگزار می‌شود.

die Liga [اسم]
fa flag

لیگ (ورزش)

Ex: Die neue Saison der Liga beginnt im Herbst.

فصل جدید لیگ در پاییز آغاز می‌شود.

der Gegner [اسم]
fa flag

حریف

Ex: Der Spieler besiegte seinen Gegner in zwei Sätzen.

بازیکن حریف خود را در دو ست شکست داد.

سطح بالای متوسط
ویژگی‌های انسانی ویژگی‌ها و مشخصات خاص احساسات و عواطف انواع جدایی و پایان روابط
لباس و ظاهر Heim حرفه‌ها، دنیای کار و اقتصاد حرکات بدنی و وضعیت بدن
ورزش و تجهیزات ورزش Reisen توضیح مکان‌ها
حمل و نقل Natur حیوانات و حیوانات خانگی آب و هوا و اقلیم
حفاظت از محیط زیست و طبیعت علوم پایه Mathematik Technologie
Astronomie پزشکی و بیماری‌ها سلامت روان و روانشناسی تغذیه و رژیم‌شناسی
Religion Politik Recht تنظیم و انضباط
جرم اینترنت و رسانه‌های اجتماعی Kommunikation استدلال و بحث
رسانه‌ها و اخبار عشق و روابط زندگی و زندگینامه اجتماعی
دانش و درک ادبیات و کتاب‌ها فرآیندهای ذهنی موفقیت، شکست و انگیزه
اوقات فراغت و فعالیت‌ها موافقت و مخالفت جامعه و فرهنگ رویدادها و حوادث
Verhalten ادراک و حواس تئاتر و هنر سینما اعضای بدن و آناتومی
مالی و اقتصاد زمان و مراجع زمانی آکادمی و تحصیلات امکانات
ارزیابی ذهنی منطق و عقل هنر و طراحی ابزارها و وسایل
خواب و استراحت اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ها معماری شهری و جاذبه‌های گردشگری ساختار و ترکیب
پیوندها و اتصالات ماوراءالطبیعه و عرفان مبادله و تجارت اسناد و پیوست‌ها
فوریت و فشار زمان کشاورزی و محیط زیست تحریک حسی و عاطفی تولید و محصولات
فریب و گمراهی مالکیت و تصرف در دسترس بودن و منابع زندگی حرفهای و شغلی
نظامی و دفاع آمار و تحلیل داده‌ها Sprache تنظیمات و نظرات
مواد و پارچه‌ها ترس‌ها و فوبیاها صداهای حیوانات کشورها و قاره‌ها
غذاها و خوراک‌ها مواد و استفاده از آنها ارزش‌ها و مفاهیم اخلاقی Veränderung
درد، بیماری و جراحی Migration Philosophie پست و تلفن
درجه شدت میوه‌ها