واژگان برای حمل و نقل به زبان آلمانی

اینجا شما کلمات مربوط به حمل‌ونقل مانند رفت‌وآمد روزانه، حمل‌ونقل محلی، مسیر و محدودیت سرعت را یاد خواهید گرفت که برای زبان‌آموزان سطح B2 آماده شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح B2
pendeln [فعل]
اجرا کردن

رفت و آمد کردن (مکرر یا روزانه)

Ex: Viele Menschen pendeln mit dem Zug zur Arbeit.

رفت و آمد کاری است که بسیاری از افراد برای رفتن به سر کار با قطار انجام می‌دهند.

اجرا کردن

خیابان اصلی

Ex: Die Hauptverkehrsader ist morgens oft stark befahren.

شریان اصلی ترافیک اغلب صبح‌ها بسیار شلوغ است.

einspurig [صفت]
اجرا کردن

یک‌طرفه

Ex: Die Brücke ist einspurig und wird mit Ampeln geregelt.

پل تک‌لاین است و با چراغ‌های راهنمایی کنترل می‌شود.

mehrspurig [صفت]
اجرا کردن

چندمسیره

Ex: Eine mehrspurige Kreuzung reduziert Staus.

یک تقاطع چند خطی ترافیک را کاهش می‌دهد.

اجرا کردن

سیستم حمل‌ونقل درون‌منطقه‌ای

Ex: Unser Nahverkehrssystem benötigt mehr Investitionen.

سیستم حمل‌ونقل عمومی ما به سرمایه‌گذاری بیشتری نیاز دارد.

blockieren [فعل]
اجرا کردن

مسدود کردن

Ex: Der Lastwagen blockiert die gesamte Fahrbahn.

کامیون تمام لاین را مسدود می‌کند.

اجرا کردن

ماشین اجاره‌ای

Ex: Wir haben einen Leihwagen für unseren Urlaub gebucht.

ما یک ماشین اجاره‌ای برای تعطیلاتمان رزرو کردیم.

das Velo [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه

Ex: Das neue Velo hat sieben Gänge und eine LED-Beleuchtung.

دوچرخه جدید هفت دنده و روشنایی LED دارد.

gelangen [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex: Der Schatz ist nie in sein Heimatland gelangt.

گنج هرگز به کشور زادگاهش نرسید.

parkieren [فعل]
اجرا کردن

پارک کردن

Ex: In Zürich ist es schwer, kostenlos zu parkieren.

در زوریخ، پارک کردن رایگان دشوار است.

اجرا کردن

حمل

Ex: Gute Beförderung ist wichtig für die Stadt.

حمل و نقل برای شهر مهم است.

اجرا کردن

نقل و انتقال

Ex: Elefanten haben eine langsame Fortbewegung.

فیل‌ها حرکت کندی دارند.

die Route [اسم]
اجرا کردن

مسیر

Ex: Die Route zum Strand ist gut ausgeschildert.

مسیر به ساحل به خوبی علامت‌گذاری شده است.

اجرا کردن

قطار بین شهری

Ex: Mit dem Regionalexpress kommt man schnell zur nächsten Stadt.

با Regionalexpress، می‌توانید به شهر بعدی سریع برسید.

der ICE [اسم]
اجرا کردن

قطار تندرو بین‌شهری

Ex: Ich nehme den ICE von Berlin nach München.

من با ICE از برلین به مونیخ می‌روم.

das FzF [اسم]
اجرا کردن

گواهی‌نامه جابجایی مسافر

Ex: Ohne FzF darf man keine Fahrgäste befördern.

بدون FzF، نمی‌توانید مسافر حمل کنید.

اجرا کردن

تله‌کابین

Ex: Mit der Seilbahn kann man die Aussicht genießen.

با تلهکابین، میتوانید از منظره لذت ببرید.

der PKW [اسم]
اجرا کردن

ماشین سواری

Ex: Viele Menschen fahren täglich mit dem PKW zur Arbeit.

بسیاری از مردم هر روز با خودروی شخصی به سر کار می‌روند.

der Roller [اسم]
اجرا کردن

اسکوتر

Ex: Der Roller ist ideal für kurze Strecken.

اسکوتر برای مسافت‌های کوتاه ایده‌آل است.

اجرا کردن

گواهینامه رانندگی

Ex: Ohne Fahrerlaubnis darf man kein Auto fahren.

بدون گواهینامه رانندگی، نمی‌توان رانندگی کرد.

اجرا کردن

ماشین اجاره‌ای

Ex: Der Mietwagen ist praktisch für Ausflüge.

ماشین اجاره‌ای برای گشت‌وگذار عملی است.

اجرا کردن

به اشتراک‌گذاری خودرو

Ex: Beim Carsharing kann man ein Auto stundenweise mieten.

اشتراک خودرو اجاره خودرو به صورت ساعتی را ممکن می‌سازد.

اجرا کردن

پرواز چارتر

Ex: Der Charterflug startet nur zu bestimmten Zeiten.

پرواز چارتر فقط در زمان‌های مشخصی پرواز می‌کند.

اجرا کردن

شرکت هواپیمایی

Ex: Welche Fluggesellschaft fliegt nach Rom?

کدام شرکت هواپیمایی به رم پرواز می‌کند؟

اجرا کردن

تالار ورود مسافران در فرودگاه

Ex: Nach dem Flug gingen wir direkt zur Ankunftshalle.

پرواز بعد، ما مستقیماً به سالن ورود رفتیم.

اجرا کردن

کشتیرانی

Ex: Viele Menschen lieben die Schifffahrt auf dem See im Sommer.

بسیاری از مردم کشتیرانی در دریاچه را در تابستان دوست دارند.

اجرا کردن

کشتی گردشی

Ex: Viele Touristen genießen eine Reise mit dem Kreuzfahrtschiff.

بسیاری از گردشگران از سفر با کشتی کروز لذت می‌برند.

اجرا کردن

کشتی باری

Ex: Viele Frachter fahren durch den Hafen von Hamburg.

بسیاری از کشتی‌های باری از بندر هامبورگ عبور می‌کنند.

اجرا کردن

محدودیت سرعت

Ex: Bei Regen sollte man die Geschwindigkeitsbegrenzung beachten.

در باران، باید محدودیت سرعت را رعایت کرد.

die Maut [اسم]
اجرا کردن

عوارض

Ex: Man zahlt die Maut an der Schranke.

شما عوارض را در موانع می‌پردازید.

سطح B2
ویژگی‌های انسانی ویژگی‌ها و مشخصات خاص احساسات و عواطف انواع جدایی و پایان روابط
لباس و ظاهر Heim حرفه‌ها، دنیای کار و اقتصاد حرکات بدنی و وضعیت بدن
ورزش و تجهیزات ورزش Reisen توضیح مکان‌ها
حمل و نقل Natur حیوانات و حیوانات خانگی آب و هوا و اقلیم
حفاظت از محیط زیست و طبیعت علوم پایه Mathematik Technologie
Astronomie پزشکی و بیماری‌ها سلامت روان و روانشناسی تغذیه و رژیم‌شناسی
Religion Politik Recht تنظیم و انضباط
جرم اینترنت و رسانه‌های اجتماعی Kommunikation استدلال و بحث
رسانه‌ها و اخبار عشق و روابط زندگی و زندگینامه اجتماعی
دانش و درک ادبیات و کتاب‌ها فرآیندهای ذهنی موفقیت، شکست و انگیزه
اوقات فراغت و فعالیت‌ها موافقت و مخالفت جامعه و فرهنگ رویدادها و حوادث
Verhalten ادراک و حواس تئاتر و هنر سینما اعضای بدن و آناتومی
مالی و اقتصاد زمان و مراجع زمانی آکادمی و تحصیلات امکانات
ارزیابی ذهنی منطق و عقل هنر و طراحی ابزارها و وسایل
خواب و استراحت اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ها معماری شهری و جاذبه‌های گردشگری ساختار و ترکیب
پیوندها و اتصالات ماوراءالطبیعه و عرفان مبادله و تجارت اسناد و پیوست‌ها
فوریت و فشار زمان کشاورزی و محیط زیست تحریک حسی و عاطفی تولید و محصولات
فریب و گمراهی مالکیت و تصرف در دسترس بودن و منابع زندگی حرفهای و شغلی
نظامی و دفاع آمار و تحلیل داده‌ها Sprache تنظیمات و نظرات
مواد و پارچه‌ها ترس‌ها و فوبیاها صداهای حیوانات کشورها و قاره‌ها
غذاها و خوراک‌ها مواد و استفاده از آنها ارزش‌ها و مفاهیم اخلاقی Veränderung
درد، بیماری و جراحی Migration Philosophie پست و تلفن
درجه شدت میوه‌ها