سطح بالای متوسط - حمل و نقل
اینجا شما کلمات مربوط به حملونقل مانند رفتوآمد روزانه، حملونقل محلی، مسیر و محدودیت سرعت را یاد خواهید گرفت که برای زبانآموزان سطح B2 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Regelmäßig zwischen zwei Orten hin- und herfahren

رفت و آمد کردن (مکرر یا روزانه)
رفت و آمد روزانه کاری است که بسیاری از مردم هنگام جابجایی از شهرهای کوچک به شهر بزرگ انجام میدهند.
Eine der wichtigsten und meistbefahrenen Straßen oder Verkehrswege in einer Stadt oder Region

خیابان اصلی, مسیر اصلی عبور و مرور
در شریان اصلی مغازهها و رستورانهای زیادی وجود دارد.
Mit nur einer Fahrspur

یکطرفه, یکمسیره
جاده تکلاینی از میان یک دره باریک میگذرد.
Eine Straße, Fahrbahn oder Verkehrsführung mit mehreren Fahrspuren

چندمسیره, چندبانده
پل برای چند خطی شدن بازسازی شد.
Ein Netzwerk von Verkehrsmitteln für kurze bis mittlere Strecken innerhalb einer Stadt oder Region

سیستم حملونقل درونمنطقهای, سیستم حملونقل نزدیک
سیستم حملونقل محلی حومهها را به مرکز شهر متصل میکند.
Etwas physisch versperren, sodass Bewegung oder Durchgang unmöglich wird

مسدود کردن, مانع شدن
یک قفسه واژگون شده راهرو را مسدود میکند.
Ein Auto, das man für begrenzte Zeit mieten kann

ماشین اجارهای, ماشین کرایهای
بیمه برای خودروی اجارهای در قیمت گنجانده شده است.
Ein Fahrrad mit zwei Rädern

دوچرخه
آیا دوچرخه خود را برای زمستان آماده کردهاید؟
An einen bestimmten Ort oder in einen bestimmten Zustand kommen

رسیدن, دست یافتن
او تنها در نیمهشب از طریق کولاک به خانه رسید.
Ein Fahrzeug an einem bestimmten Ort abstellen

پارک کردن, متوقف کردن (ماشین)
آیا اصلاً میتوان اینجا پارک کرد ؟
Der Prozess, bei dem Menschen oder Sachen von einem Ort zum anderen gebracht werden

حمل, جابهجایی
حمل و نقل با قطار اغلب سریعتر از ماشین است.
Die Art und Weise, wie sich Menschen oder Tiere von einem Ort zum anderen bewegen

نقل و انتقال, پیشروی
حرکت با حمل و نقل عمومی عملی است.
Der Weg oder die Strecke, die man von einem Ort zu einem anderen nimmt

مسیر, راه
لطفاً مسیر را روی نقشه دنبال کنید.
Ein schneller Zug, der verschiedene Städte oder Regionen verbindet und weniger Halte macht als ein normaler Regionalzug

قطار بین شهری, قطاری که شهرهای کوچک آلمان را به هم متصل میکند.
قطار اکسپرس منطقهای یک ارتباط خوب برای مسافران است.
Ein schneller Fernzug in Deutschland, der große Städte miteinander verbindet

قطار تندرو بینشهری
ICE دارای وایفای و پریز برق برای مسافران است.
Ein offizielles Dokument, das erlaubt, Passagiere zu transportieren

گواهینامه جابجایی مسافر
کنترل FzF را قبل از شروع سفر بررسی میکند.
Ein Verkehrsmittel, das an einem Seil hängt und Menschen oder Sachen über Berge oder Täler transportiert

تلهکابین
تلهکابین دو کلبه کوهستانی را به هم متصل میکند.
Ein privates Auto für Personenverkehr

ماشین سواری, اتومبیل مسافری
خودرو بنزین کمی مصرف میکند.
Ein kleines Fahrzeug mit zwei oder drei Rädern, das man oft zum schnellen Fahren in der Stadt benutzt

اسکوتر
وقتی با اسکوتر رانندگی میکنی، به کلاه ایمنی نیاز داری.
Ein offizielles Dokument, das erlaubt, ein Fahrzeug zu fahren

گواهینامه رانندگی
او گواهینامه رانندگی را در سن 18 سالگی دریافت کرد.
Ein Auto, das man für eine bestimmte Zeit mietet

ماشین اجارهای
آنها ماشین کرایهای را پس از یک هفته پس دادند.
Ein System, bei dem viele Menschen sich Autos teilen und diese zeitweise benutzen

به اشتراکگذاری خودرو
اشتراک خودرو اغلب ارزانتر از مالکیت خودروی شخصی است.
Ein Flug, der für eine bestimmte Gruppe oder einen besonderen Zweck gebucht wird, nicht regelmäßig

پرواز چارتر
پرواز چارتر مسافران را مستقیماً به مقصد میرساند.
Ein Unternehmen, das Flüge mit Flugzeugen für Passagiere oder Fracht anbietet

شرکت هواپیمایی
شرکت هواپیمایی خدمات خود را بهبود بخشیده است.
Der Bereich im Flughafen, wo ankommende Passagiere ankommen und ihre Reise beenden

تالار ورود مسافران در فرودگاه
ما در سالن ورود چمدانمان را منتظر ماندیم.
Das Fahren von Schiffen oder das Transportieren von Waren und Menschen über Wasser

کشتیرانی
کشتیرانی مدرن از جیپیاس و فناوریهای دیگر استفاده میکند.
Ein großes Schiff, das für Reisen und Urlaub auf dem Wasser gebaut ist

کشتی گردشی
کشتی کروز به جزایر مختلف در دریای مدیترانه میرود.
Ein großes Schiff, das Waren und Güter transportiert

کشتی باری, کشتی باربری
کشتی باری به زودی در بندر پهلو خواهد گرفت.
Die maximale erlaubte Geschwindigkeit auf einer Straße

محدودیت سرعت
بسیاری از تصادفات به دلیل تجاوز از محدودیت سرعت رخ میدهند.
