Cambridge English: KET (A2 Key) - لباس و لوازم جانبی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: KET (A2 Key)
boot [اسم]
اجرا کردن

پوتین

Ex: The fashionable boots added a trendy touch to her outfit .

چکمه‌های شیک، جلوه‌ای مد روز به لباسش اضافه کرد.

dress [اسم]
اجرا کردن

لباس زنانه

Ex: My mom helped me zip up the back of my dress .

مادرم به من کمک کرد تا زیپ پشت لباسم را ببندم.

jacket [اسم]
اجرا کردن

کاپشن

Ex: The jacket has multiple pockets , perfect for storing small items .

ژاکت چندین جیب دارد، که برای ذخیره‌سازی وسایل کوچک عالی است.

jeans [اسم]
اجرا کردن

شلوار جین

Ex: My mother washed my jeans to keep them clean and fresh .

مادرم شلوار جین من را شست تا تمیز و تازه بماند.

trainer [اسم]
اجرا کردن

کفش کتانی

Ex: After a long day of walking , her trainers provided the cushioning she needed to avoid sore feet .

پس از یک روز طولانی پیاده‌روی، کفش‌های ورزشی او بالشتک مورد نیاز برای جلوگیری از درد پا را فراهم کردند.

trousers [اسم]
اجرا کردن

شلوار

Ex: On casual Fridays , employees are allowed to wear jeans or comfortable trousers to work .

در جمعه‌های غیررسمی، کارمندان مجاز به پوشیدن شلوار جین یا شلوار راحت در محل کار هستند.

sweater [اسم]
اجرا کردن

پلیور

Ex: I need a lightweight sweater for the spring season .

من به یک پلیور سبک برای فصل بهار نیاز دارم.

sunglasses [اسم]
اجرا کردن

عینک آفتابی

Ex: She wore her sunglasses to protect her eyes from the bright sun .

او عینک آفتابی خود را زد تا چشمانش را از نور خورشید درخشان محافظت کند.

اجرا کردن

مایو

Ex: She purchased a new bathing suit before the summer season began .

او قبل از شروع فصل تابستان یک مایوی جدید خرید.

blouse [اسم]
اجرا کردن

بلوز (زنانه)

Ex: The blouse has ruffles on the sleeves , adding a feminine touch .

بلوز دارای چین‌های روی آستین‌ها است که حالتی زنانه به آن می‌بخشد.

bracelet [اسم]
اجرا کردن

دست‌بند

Ex: The bracelet jingles softly as she moves her hand .

دستبند به آرامی صدا می‌دهد وقتی که او دستش را حرکت می‌دهد.

clothes [اسم]
اجرا کردن

لباس

Ex: She received many compliments on her stylish clothes .

او برای لباس‌های شیکش تعریف‌های زیادی دریافت کرد.

coat [اسم]
اجرا کردن

پالتو

Ex: My little daughter wears a fluffy coat that makes her look like a teddy bear .

دختر کوچکم یک کت کرکی پوشیده که او را شبیه یک خرس عروسکی می‌کند.

earring [اسم]
اجرا کردن

گوشواره

Ex: She wore a pair of beautiful diamond earrings to the party .

او یک جفت گوشواره الماس زیبا به مهمانی پوشید.

fashion [اسم]
اجرا کردن

مد

Ex: The fashion magazine features tips on how to dress for different body types .

مجله مد نکاتی درباره نحوه پوشش برای انواع مختلف اندام ارائه می‌دهد.

glasses [اسم]
اجرا کردن

عینک

Ex: She uses glasses with blue light filters to reduce eye strain while using the computer .

او از عینک با فیلترهای نور آبی برای کاهش خستگی چشم هنگام استفاده از کامپیوتر استفاده می‌کند.

to [get] dressed [عبارت]
اجرا کردن

لباس پوشیدن

Ex: He was running late , so he had to hurry and get dressed for the important job interview .
glove [اسم]
اجرا کردن

دستکش

Ex:

او یک جفت دستکش لاستیکی را برای کارهای نظافتی به سبد خرید پرتاب کرد.

jumper [اسم]
اجرا کردن

سارافون

Ex: The school uniform included a navy blue jumper worn over a white blouse .

یونیفرم مدرسه شامل یک ژاکت سرمه‌ای بود که روی یک بلوز سفید پوشیده می‌شد.

necklace [اسم]
اجرا کردن

گردن‌بند

Ex: The necklace had a beautiful pearl hanging from the chain .

گردنبند مرواریدی زیبا داشت که از زنجیر آویزان بود.

pocket [اسم]
اجرا کردن

جیب

Ex: The jacket has two front pockets for storing small items .

ژاکت دو جیب جلو برای نگهداری وسایل کوچک دارد.

purse [اسم]
اجرا کردن

کیف (زنانه)

Ex: She placed her purse on the chair next to her at the restaurant .

او کیف دستی خود را روی صندلی کنارش در رستوران گذاشت.

raincoat [اسم]
اجرا کردن

بارانی

Ex: The children wore matching raincoats as they splashed in puddles .

بچه‌ها بارانی‌های هماهنگ پوشیده بودند در حالی که در گودال‌ها آب بازی می‌کردند.

ring [اسم]
اجرا کردن

انگشتر

Ex: She received a sparkling diamond ring as an engagement gift .

او یک حلقه الماس درخشان به عنوان هدیه نامزدی دریافت کرد.

scarf [اسم]
اجرا کردن

شال

Ex: She tied the scarf in a triangle shape around her head .

او شال را به شکل مثلث دور سرش بست.

shorts [اسم]
اجرا کردن

شورت (مردانه)

Ex: The lightweight fabric of the shorts makes them ideal for travel .

پارچه سبک شلوارک آنها را برای سفر ایده‌آل می‌کند.

skirt [اسم]
اجرا کردن

دامن

Ex: The skirt has a zipper at the back for easy wearing .

دامن در پشت خود زیپ دارد تا پوشیدن آن آسان باشد.

sock [اسم]
اجرا کردن

جوراب

Ex: She lost one of her socks in the laundry and could n't find it .

او یکی از جوراب‌هایش را در لباس‌شویی گم کرد و نتوانست آن را پیدا کند.

suit [اسم]
اجرا کردن

کت‌شلوار

Ex: She needs to iron her suit before the important meeting .

او باید کت و شلوار خود را قبل از جلسه مهم اتو کند.

اجرا کردن

مایو

Ex: They asked everyone to wear a swimming costume for the competition .

آنها از همه خواستند که برای مسابقه لباس شنا بپوشند.

tie [اسم]
اجرا کردن

کراوات

Ex: She finally loosened her tie after a long day at work .

او بالاخره بعد از یک روز طولانی کار کراواتش را شل کرد.

tights [اسم]
اجرا کردن

جوراب‌شلواری

Ex: Tights are a popular choice for dancers and gymnasts .

شلوارک انتخاب محبوبی برای رقصندگان و ژیمناستیک کاران است.

umbrella [اسم]
اجرا کردن

چتر

Ex: The beachgoers sought refuge under their beach umbrellas to avoid getting sunburned .

مسافران ساحلی برای جلوگیری از آفتاب‌سوختگی به زیر چترهای ساحلی خود پناه بردند.

uniform [اسم]
اجرا کردن

لباس فرم

Ex: The security guards ' uniforms made them easily recognizable and approachable .

یونیفرم نگهبانان آن‌ها را به راحتی قابل تشخیص و دسترس می‌کرد.

wallet [اسم]
اجرا کردن

کیف پول

Ex: She found a lost wallet on the street and returned it to its owner .

او یک کیف پول گمشده را در خیابان پیدا کرد و آن را به صاحبش بازگرداند.

watch [اسم]
اجرا کردن

ساعت مچی

Ex: My friend collects vintage watches from different eras .

دوست من ساعت‌های قدیمی از دوره‌های مختلف را جمع‌آوری می‌کند.

to wear [فعل]
اجرا کردن

به‌تن داشتن

Ex: I 'm not sure what to wear to the party tonight .

مطمئن نیستم امشب به مهمانی چه بپوشم.