Cambridge English: KET (A2 Key) - Shopping

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: KET (A2 Key)
to [go] shopping [عبارت]
اجرا کردن

برای خرید رفتن

Ex: She enjoys going shopping for fresh produce at the local farmers ' market .
reduced [صفت]
اجرا کردن

کاهش یافته (از نظر کمیت)

Ex: The diet plan resulted in a reduced intake of calories , helping individuals lose weight effectively .

برنامه رژیم غذایی منجر به کاهش مصرف کالری شد و به افراد کمک کرد تا به طور موثر وزن کم کنند.

discount [اسم]
اجرا کردن

تخفیف

Ex: The online retailer provided a discount code that allowed customers to save money on their orders .

خرده‌فروش آنلاین یک کد تخفیف ارائه داد که به مشتریان امکان ذخیره پول در سفارشاتشان را داد.

sale [اسم]
اجرا کردن

فروش

Ex: The sale of the old family house made everyone nostalgic .

فروش خانه قدیمی خانواده همه را نوستالژیک کرد.

اجرا کردن

اتاق پرو

Ex: The store has a policy allowing customers to use the changing room for as long as they need while trying on clothes .

فروشگاه سیاستی دارد که به مشتریان اجازه می‌دهد از اتاق پرو به مدت نیاز خود در هنگام امتحان لباس‌ها استفاده کنند.

اجرا کردن

فروشنده

Ex: He relied on the shop assistant 's expertise to choose the best electronic device .

او برای انتخاب بهترین دستگاه الکترونیکی به تخصص فروشنده تکیه کرد.

size [اسم]
اجرا کردن

سایز

Ex: The gloves come in different sizes to accommodate various hand sizes .

دستکش‌ها در اندازه‌های مختلفی عرضه می‌شوند تا با اندازه‌های مختلف دست سازگار باشند.

till [اسم]
اجرا کردن

صندوق (در فروشگاه)

Ex: He accidentally left his wallet at the till after paying for his groceries , but fortunately , it was still there when he returned .

او به طور تصادفی کیف پولش را پس از پرداخت خریدهایش روی صندوق جا گذاشت، اما خوشبختانه، وقتی برگشت هنوز آنجا بود.

to try on [فعل]
اجرا کردن

امتحان کردن (لباس و غیره)

Ex: The store provides a fitting room where customers can try on clothes before purchasing them .

فروشگاه یک اتاق پرو فراهم می‌کند که مشتریان می‌توانند قبل از خرید لباس‌ها را امتحان کنند.

secondhand [صفت]
اجرا کردن

دست دوم

Ex:

آنها آپارتمان خود را با مبلمان دست دوم از یک حراج گاراژ مبله کردند.

to change [فعل]
اجرا کردن

تبدیل کردن (یک واحد پولی به واحد پولی دیگر)

Ex: The bank downtown can change your Swiss money for you .

بانک در مرکز شهر می‌تواند پول سوئیس شما را برایتان تبدیل کند.

closed [صفت]
اجرا کردن

تعطیل

Ex:

دفتر پست بسته است؛ دوباره ساعت 9 صبح باز می‌شود.

customer [اسم]
اجرا کردن

مشتری

Ex: The store offers a full refund if the customer is unsatisfied .

فروشگاه در صورت نارضایتی مشتری، بازپرداخت کامل ارائه می‌دهد.

(up|) for sale [عبارت]
اجرا کردن

فروشی

Ex: The farmer put his old tractor up for sale .
open [صفت]
اجرا کردن

باز

Ex: The pharmacy is open late for your convenience .

داروخانه برای راحتی شما دیر باز است.

price [اسم]
اجرا کردن

قیمت

Ex: The price for the concert ticket seemed reasonable .

قیمت بلیت کنسرت معقول به نظر می‌رسید.

receipt [اسم]
اجرا کردن

رسید

Ex: The gas pump offers a receipt after you fill up .

پمپ بنزین پس از پر کردن باک، رسید ارائه می‌دهد.

shopper [اسم]
اجرا کردن

خریدار

Ex: With a list in hand , the shopper navigated the aisles of the grocery store , ticking off items as they went .

با لیستی در دست، خریدار در راهروهای فروشگاه مواد غذایی حرکت کرد و اقلام را در حین پیشروی علامت زد.

store [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex: The pet store has everything for your pet 's needs .

فروشگاه حیوانات خانگی همه چیز برای نیازهای حیوان خانگی شما دارد.