Cambridge English: KET (A2 Key) - احساسات و عواطف

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: KET (A2 Key)
worried [صفت]
اجرا کردن

نگران

Ex: They were worried about their health , feeling anxious about the results of their medical tests .

آنها درباره سلامتی خود نگران بودند، احساس اضطراب درباره نتایج آزمایش‌های پزشکی خود داشتند.

worrying [صفت]
اجرا کردن

نگران‌کننده

Ex: The worrying prospect of job layoffs in the company made employees uneasy about their future .

چشم‌انداز نگران‌کننده اخراج از کار در شرکت، کارمندان را نسبت به آینده‌شان نگران کرد.

amusing [صفت]
اجرا کردن

سرگرم‌کننده

Ex: The amusing antics of the clown made the children laugh uncontrollably .

حرکات خنده‌دار دلقک بچه‌ها را به خنده‌ای بی‌اختیار انداخت.

scary [صفت]
اجرا کردن

ترسناک

Ex: The dentist is scary for many kids .

دندانپزشک برای بسیاری از کودکان ترسناک است.

اجرا کردن

ناامیدکننده

Ex: The disappointing performance of the team in the championship match left fans feeling disheartened .

عملکرد ناامیدکننده تیم در مسابقه قهرمانی باعث شد هواداران احساس دلسردی کنند.

enjoyable [صفت]
اجرا کردن

دلپذیر

Ex: Our afternoon at the park was enjoyable and relaxing .

عصر ما در پارک لذت‌بخش و آرامش‌بخش بود.

annoying [صفت]
اجرا کردن

آزاردهنده

Ex: The annoying delay in public transportation made commuters late for work .

تأخیر آزاردهنده در حمل و نقل عمومی باعث شد مسافران به محل کار دیر برسند.

confident [صفت]
اجرا کردن

بااعتمادبه‌نفس

Ex: The pilot was confident about landing the plane in the bad weather .

خلبان در مورد فرود هواپیما در آب و هوای بد مطمئن بود.

to love [فعل]
اجرا کردن

لذت بردن

Ex: I really love the feeling of the sun on my skin at the beach .

من واقعاً عاشق حس آفتاب روی پوستم در ساحل هستم.

afraid [صفت]
اجرا کردن

ترسیده

Ex: The child is afraid of loud noises .

کودک از صداهای بلند می‌ترسد.

alone [قید]
اجرا کردن

تنها

Ex: I chose to stay alone at home during the holidays .

من انتخاب کردم که در تعطیلات تنها در خانه بمانم.

hungry [صفت]
اجرا کردن

گرسنه

Ex: The hungry traveler stopped at a restaurant for a meal .

مسافر گرسنه برای صرف غذا در یک رستوران توقف کرد.

unhappy [صفت]
اجرا کردن

ناراحت

Ex: She seemed unhappy after the phone call .

او بعد از تماس تلفنی ناراضی به نظر می‌رسید.

bored [صفت]
اجرا کردن

خسته و بی‌حوصله

Ex: He 's bored because he has nothing to do at home .

او حوصله‌اش سر رفته چون در خانه کاری برای انجام دادن ندارد.

excited [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌زده

Ex: The crowd was excited to watch the fireworks display on New Year 's Eve .

جمعیت برای تماشای نمایش آتش‌بازی در شب سال نو هیجان‌زده بود.

interested [صفت]
اجرا کردن

علاقمند

Ex: Are you interested in joining us for dinner ?

آیا به پیوستن به ما برای شام علاقه‌مند هستید؟

surprised [صفت]
اجرا کردن

متعجب

Ex: She looked surprised when they threw her a birthday party .

او متعجب به نظر می‌رسید وقتی برایش جشن تولد گرفتند.

surprising [صفت]
اجرا کردن

تعجب‌برانگیز

Ex: His sudden decision to quit his job was quite surprising .

تصمیم ناگهانی او برای ترک شغلش کاملاً تعجب‌آور بود.