Cambridge English: KET (A2 Key) - زمان و توالی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: KET (A2 Key)
so [حرف ربط]
اجرا کردن

بنابراین

Ex: He lost his passport , so he missed his flight .

او پاسپورتش را گم کرد، بنابراین پروازش را از دست داد.

when [قید]
اجرا کردن

چه‌زمانی

Ex:

من نمی‌توانم به یاد بیاورم کی آخرین بار با تلفن صحبت کردیم.

then [قید]
اجرا کردن

آن زمان

Ex:

ما آن زمان مدیر متفاوتی داشتیم.

suddenly [قید]
اجرا کردن

ناگهان

Ex: The thunderstorm started suddenly , catching people off guard .

توفان ناگهانی شروع شد، مردم را غافلگیر کرد.

one day [قید]
اجرا کردن

یک روز

Ex: One day , he came home with a new dog , surprising everyone .

یک روز، او با یک سگ جدید به خانه آمد و همه را شگفت زده کرد.

afterward [قید]
اجرا کردن

سپس

Ex: The family enjoyed a delicious meal , and everyone shared stories afterward .

خانواده از یک وعده غذایی خوشمزه لذت بردند و همه بعداً داستان ها را به اشتراک گذاشتند.

day [اسم]
اجرا کردن

روز

Ex: Today is a special day because it 's my best friend 's birthday .

امروز یک روز خاص است زیرا تولد بهترین دوست من است.

week [اسم]
اجرا کردن

هفته

Ex: She always finishes her work assignments by the end of the week .

او همیشه تکالیف کاری خود را تا پایان هفته به پایان می‌رساند.

year [اسم]
اجرا کردن

سال

Ex:

سال تحصیلی در سپتامبر شروع می‌شود و در ژوئن به پایان می‌رسد.

a.m. [قید]
اجرا کردن

قبل‌ازظهر

Ex: The coffee shop starts serving breakfast at 6 a.m.

کافی شاپ سرو صبحانه را از ساعت 6 a.m. شروع می‌کند.

p.m. [قید]
اجرا کردن

بعدازظهر

Ex:

آخرین نمایش در سینما ساعت 9:30 p.m. شروع می‌شود.

birthday [اسم]
اجرا کردن

روز تولد

Ex:

آنها اتاق را با بادکنک‌ها و نوارها برای جشن تولد تزئین کردند.

January [اسم]
اجرا کردن

ژانویه

Ex: As January progresses , daylight hours gradually increase , signaling the slow transition from winter to spring .

همانطور که ژانویه پیش می‌رود، ساعات روشنایی روز به تدریج افزایش می‌یابد، که نشانگر انتقال آهسته از زمستان به بهار است.

February [اسم]
اجرا کردن

فوریه

Ex: In February , the air begins to feel a bit milder as winter gradually gives way to the promise of spring .

در فوریه، هوا شروع به احساس کمی ملایم‌تر می‌کند در حالی که زمستان به تدریج راه را به وعده بهار می‌دهد.

March [اسم]
اجرا کردن

مارس

Ex:

مارس نشانگر گذار از زمستان به بهار است، با روزهای طولانی‌تر و ظهور گل‌های رنگارنگ مانند نرگس و لاله.

April [اسم]
اجرا کردن

آوریل

Ex: In many cultures , April is associated with Easter , a Christian holiday celebrating the resurrection of Jesus Christ , marked by traditions like egg hunts and religious services .

در بسیاری از فرهنگ‌ها، آوریل با عید پاک مرتبط است، یک تعطیلات مسیحی که به مناسبت رستاخیز عیسی مسیح جشن گرفته می‌شود و با سنت‌هایی مانند شکار تخم‌مرغ و خدمات مذهبی مشخص می‌شود.

May [اسم]
اجرا کردن

ماه مه

Ex:

مه، که در اول مه جشن گرفته می‌شود، در بسیاری از کشورها به عنوان یک تعطیلات عمومی شناخته می‌شود، که اغلب با جشنواره‌ها، رژه‌ها و سایر جشن‌ها مشخص می‌شود.

June [اسم]
اجرا کردن

ژوئن

Ex: Father 's Day , celebrated on the third Sunday of June in various countries , honors fathers and fatherhood with gifts , cards , and family gatherings .

روز پدر، که در سومین یکشنبه ژوئن در کشورهای مختلف جشن گرفته می‌شود، با هدایا، کارت‌ها و گردهمایی‌های خانوادگی از پدران و پدر بودن تجلیل می‌کند.

July [اسم]
اجرا کردن

ژوئیه

Ex: In some regions , July marks the beginning of harvest season , with farmers busy harvesting crops such as corn , tomatoes , berries , and other fruits and vegetables .

در برخی مناطق، جولای نشانگر آغاز فصل برداشت است، با کشاورزانی که مشغول برداشت محصولاتی مانند ذرت، گوجه‌فرنگی، توت و سایر میوه‌ها و سبزیجات هستند.

August [اسم]
اجرا کردن

ماه اوت

Ex:

بسیاری از خانواده‌ها از اوت به عنوان فرصتی برای تعطیلات آخر دقیقه قبل از پایان تعطیلات تابستانی استفاده می‌کنند، از پارک‌های تفریحی دیدن می‌کنند، به استراحتگاه‌ها می‌روند یا به سفرهای جاده‌ای می‌روند.

September [اسم]
اجرا کردن

سپتامبر

Ex: September often sees the start of various cultural events and festivals , including harvest festivals , art exhibitions , and music concerts , offering entertainment options for communities .

سپتامبر اغلب شاهد شروع رویدادهای فرهنگی و جشنواره‌های مختلف از جمله جشنواره‌های برداشت، نمایشگاه‌های هنری و کنسرت‌های موسیقی است که گزینه‌های سرگرمی را برای جوامع ارائه می‌دهد.

October [اسم]
اجرا کردن

اکتبر

Ex: In some cultures , October is associated with harvest festivals and agricultural celebrations , where communities come together to give thanks for the bounty of the season and share in traditional foods and rituals .

در برخی فرهنگ‌ها، اکتبر با جشن‌های برداشت محصول و جشن‌های کشاورزی همراه است، جایی که جوامع برای سپاسگزاری از فراوانی فصل و به اشتراک گذاشتن غذاها و مراسم سنتی گرد هم می‌آیند.

November [اسم]
اجرا کردن

نوامبر

Ex: In some regions , November brings the first snowfall of the season , transforming landscapes into winter wonderlands and offering opportunities for outdoor activities like skiing , snowboarding , and building snowmen .

در برخی مناطق، نوامبر اولین بارش برف فصل را به همراه می‌آورد، مناظر را به شگفتی‌های زمستانی تبدیل می‌کند و فرصت‌هایی را برای فعالیت‌های فضای باز مانند اسکی، اسنوبورد و ساختن آدم برفی فراهم می‌کند.

December [اسم]
اجرا کردن

دسامبر

Ex: December is a month of festive celebrations , with many cultures around the world observing holidays such as Christmas , Hanukkah , and Kwanzaa with decorations , gatherings , and gift-giving .

دسامبر ماهی از جشن‌های شاد است، با بسیاری از فرهنگ‌ها در سراسر جهان که تعطیلاتی مانند کریسمس، حنوکا و کوانزا را با تزئینات، گردهمایی‌ها و هدیه دادن جشن می‌گیرند.

daily [قید]
اجرا کردن

روزانه

Ex: We water the plants daily during summer .

ما در تابستان گیاهان را روزانه آبیاری می‌کنیم.

hour [اسم]
اجرا کردن

ساعت (شصت دقیقه)

Ex: I usually take a lunch break around noon for an hour .

من معمولاً حدود ظهر برای یک ساعت استراحت ناهار می‌کنم.

midnight [اسم]
اجرا کردن

نیمه‌شب

Ex: The store stays open until midnight on weekends .

فروشگاه تا نیمه‌شب در آخر هفته‌ها باز می‌ماند.

minute [اسم]
اجرا کردن

دقیقه

Ex:

اتوبوس تا چند دقیقه دیگر می‌رسد، بنابراین باید در ایستگاه اتوبوس باشیم.

monthly [قید]
اجرا کردن

ماهانه

Ex: They send a progress report to the manager monthly .

آن‌ها گزارش پیشرفت را ماهانه به مدیر ارسال می‌کنند.

o'clock [قید]
اجرا کردن

(برای اشاره به) ساعت

Ex:

رزرو رستوران برای ساعت 8 شب است.

past [قید]
اجرا کردن

گذشته از (زمان)

Ex: The summer months flew past , and soon it was autumn again .

ماه‌های تابستان گذشت پرواز کردند و به زودی دوباره پاییز شد.

quarter [اسم]
اجرا کردن

یک ربع

Ex: I 'll meet you at a quarter to nine outside the café .

من شما را در یک ربع به نه بیرون کافه ملاقات خواهم کرد.

second [اسم]
اجرا کردن

ثانیه

Ex: The runner missed the world record by two seconds .

دونده رکورد جهانی را با دو ثانیه از دست داد.

weekday [اسم]
اجرا کردن

روز هفته

Ex:

صبح‌های روزهای هفته با رفت و آمد به مدرسه و مسافران شلوغ است.

weekly [صفت]
اجرا کردن

هفتگی

Ex: They held their weekly staff meeting every Monday morning .

آنها جلسه هفتگی کارکنان خود را هر صبح دوشنبه برگزار می‌کردند.

because [حرف ربط]
اجرا کردن

زیرا

Ex: She did n't eat dessert because she 's on a diet .

او دسر نخورد چون در رژیم است.

so that [حرف ربط]
اجرا کردن

تا، به طوری که

Ex: She wrote a detailed report so that everyone could understand the findings .

او یک گزارش دقیق نوشت تا همه بتوانند یافته‌ها را درک کنند.

because of [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌خاطر

Ex: They canceled the party because of the pandemic .

آنها به دلیل همه‌گیری مهمانی را لغو کردند.