Cambridge English: KET (A2 Key) - مفاهیم کار و شغل

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: KET (A2 Key)
dancer [اسم]
اجرا کردن

رقصنده

Ex: He's an accomplished folk dancer and has performed at many cultural festivals.

او یک رقصنده فولکلور ماهر است و در بسیاری از جشنواره‌های فرهنگی اجرا کرده است.

اجرا کردن

عکاس

Ex: The photographer uses both digital and film cameras in his work .

عکاس در کار خود از هر دو دوربین دیجیتال و فیلم استفاده می‌کند.

journalist [اسم]
اجرا کردن

روزنامه‌نگار

Ex: The journalist interviewed the prime minister yesterday .

روزنامه‌نگار دیروز با نخست‌وزیر مصاحبه کرد.

mechanic [اسم]
اجرا کردن

مکانیک

Ex: They called a mechanic to repair the malfunctioning machinery in the factory .

آن‌ها یک مکانیک را برای تعمیر ماشین‌آلات معیوب در کارخانه فراخواندند.

pilot [اسم]
اجرا کردن

خلبان

Ex: It 's important for a pilot to stay calm under pressure .

برای یک خلبان مهم است که تحت فشار آرام بماند.

اجرا کردن

افسر پلیس

Ex: The police officer wears a uniform and a badge .

افسر پلیس یونیفرم و نشان می‌پوشد.

اجرا کردن

مدرک

Ex: A higher qualification can help you get a better job .

یک مدرک بالاتر می‌تواند به شما کمک کند تا شغل بهتری پیدا کنید.

experience [اسم]
اجرا کردن

تجربه

Ex: The team 's collective experience in project management ensured the successful completion of the task .

تجربه جمعی تیم در مدیریت پروژه، تکمیل موفقیت‌آمیز وظیفه را تضمین کرد.

employee [اسم]
اجرا کردن

کارمند

Ex: The factory employee was eating lunc in the cafeteria .

کارمند کارخانه در کافه تریا ناهار می‌خورد.

interview [اسم]
اجرا کردن

مصاحبه

Ex: The interview for the scholarship was nerve-wracking , but she felt confident in her responses .

مصاحبه برای بورسیه استرس‌زا بود، اما او به پاسخ‌هایش اطمینان داشت.

guitarist [اسم]
اجرا کردن

گیتاریست

Ex: The guitarist used a slide to achieve a unique sound in the song .

گیتاریست از اسلاید برای دستیابی به صدایی منحصر به فرد در آهنگ استفاده کرد.

songwriter [اسم]
اجرا کردن

ترانه‌سرا

Ex: After years of struggle , she finally got recognition as a successful songwriter .

پس از سال‌ها تلاش، او بالاخره به عنوان یک ترانه‌سرا موفق شناخته شد.

musician [اسم]
اجرا کردن

نوازنده

Ex: The musician 's passion for music shines through in his performances .

اشتیاق موسیقیدان به موسیقی در اجراهایش می‌درخشد.

solo artist [اسم]
اجرا کردن

هنرمند تکنفره

Ex: Fans were excited when the solo artist announced a surprise world tour .

هنگامی که هنرمند تکنواز از یک تور جهانی غافلگیرانه خبر داد، هواداران هیجانزده شدند.

coach [اسم]
اجرا کردن

مربی

Ex:

مربی فوتبال از استراتژی‌های نوآورانه برای بهبود عملکرد تیم استفاده کرد.

staff [اسم]
اجرا کردن

پرسنل

Ex: The management provided lunch for the entire staff today .

مدیریت امروز ناهار را برای تمام کارکنان فراهم کرد.

boss [اسم]
اجرا کردن

رئیس

Ex: Our new boss is very different from the previous one .

رئیس جدید ما خیلی با قبلی فرق دارد.

day off [اسم]
اجرا کردن

روز تعطیل

Ex: Taking a day off from work can greatly improve your overall well-being .

گرفتن یک روز مرخصی از کار می‌تواند به طور قابل توجهی سلامت کلی شما را بهبود بخشد.

painter [اسم]
اجرا کردن

نقاش (ساختمان)

Ex: The painter carefully covered the furniture before starting his work .

نقاش با دقت مبلمان را قبل از شروع کارش پوشاند.

singer [اسم]
اجرا کردن

خواننده

Ex:

خواننده اپرا صدای قدرتمندی دارد.

waiter [اسم]
اجرا کردن

پیشخدمت (مرد)

Ex: Throughout the evening , the waiter handled the busy restaurant .

در طول شب، گارسون رستوران شلوغ را مدیریت کرد.

waitress [اسم]
اجرا کردن

پیشخدمت (زن)

Ex: The waitress took our orders and brought us our drinks .

پیشخدمت زن سفارش‌های ما را گرفت و نوشیدنی‌هایمان را آورد.

artist [اسم]
اجرا کردن

هنرمند

Ex: The music festival featured artists from around the world .

جشنواره موسیقی میزبان هنرمندانی از سراسر جهان بود.

business [اسم]
اجرا کردن

کسب‌وکار

Ex: Their family owns a small business selling handmade crafts .

خانواده آنها صاحب یک کسب‌وکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.

businessman [اسم]
اجرا کردن

تاجر (مرد)

Ex: The local businessman donated a large sum to the charity .

تاجر محلی مبلغ زیادی به خیریه اهدا کرد.

اجرا کردن

تاجر (زن)

Ex: The award-winning businesswoman is a role model for many .

زن تاجر برنده جایزه الگویی برای بسیاری است.

cleaner [اسم]
اجرا کردن

نظافتچی

Ex:

نظافتچی فردا برای تمیز کردن دفتر خواهد آمد.

company [اسم]
اجرا کردن

شرکت

Ex: The company expanded its business to European markets .

شرکت کسب و کار خود را به بازارهای اروپایی گسترش داد.

king [اسم]
اجرا کردن

پادشاه

Ex: The king knighted the brave soldier for his valor in battle .

پادشاه سرباز شجاع را به خاطر شجاعتش در نبرد به عنوان شوالیه منصوب کرد.

manager [اسم]
اجرا کردن

مدیر

Ex: The new manager introduced some effective strategies to improve sales .

مدیر جدید چند استراتژی مؤثر برای بهبود فروش معرفی کرد.

queen [اسم]
اجرا کردن

ملکه

Ex: The royal crown was passed down from queen to queen for generations .

تاج سلطنتی از ملکه به ملکه در طول نسل‌ها منتقل شد.

اجرا کردن

متصدی پذیرش

Ex: The salon receptionist booked me an appointment with the stylist .

منشی سالن برایم یک قرار با آرایشگر رزرو کرد.

secretary [اسم]
اجرا کردن

منشی

Ex: The secretary typed up meeting minutes and distributed them to all attendees .

منشی صورتجلسه جلسه را تایپ کرد و به همه شرکت کنندگان توزیع کرد.

worker [اسم]
اجرا کردن

کارگر

Ex: He hired several workers to help with the construction project .

او چندین کارگر را برای کمک به پروژه ساخت و ساز استخدام کرد.

writer [اسم]
اجرا کردن

نویسنده

Ex: The writer shared her writing process during the lecture .

نویسنده فرآیند نوشتن خود را در طول سخنرانی به اشتراک گذاشت.

engineer [اسم]
اجرا کردن

مهندس

Ex: The engineer is responsible for ensuring the safety and efficiency of the electrical system .

مهندس مسئول اطمینان از ایمنی و کارایی سیستم الکتریکی است.

to repair [فعل]
اجرا کردن

تعمیر کردن

Ex: The mechanic will repair my car 's engine tomorrow .

مکانیک فردا موتور ماشین من را تعمیر خواهد کرد.

chef [اسم]
اجرا کردن

سرآشپز

Ex: During the cooking competition , each chef had to create a signature dish using only local ingredients .

در طول مسابقه آشپزی، هر سرآشپز باید یک غذای امضا با استفاده تنها از مواد محلی درست می‌کرد.

cook [اسم]
اجرا کردن

آشپز

Ex: The cook presented a new dish he had invented .

آشپز یک غذای جدید را که اختراع کرده بود ارائه داد.