Cambridge English: KET (A2 Key) - آموزش و زندگی آکادمیک

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: KET (A2 Key)
art [اسم]
اجرا کردن

هنر

Ex: He is majoring in art to learn different techniques and styles .

او در هنر تخصص دارد تا تکنیک‌ها و سبک‌های مختلف را یاد بگیرد.

biology [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناسی

Ex: They spent the summer conducting biology experiments in the university lab .

آنها تابستان را به انجام آزمایش‌های زیست‌شناسی در آزمایشگاه دانشگاه گذراندند.

chemistry [اسم]
اجرا کردن

شیمی

Ex: They conducted a chemistry experiment to observe how different elements react together .

آن‌ها یک آزمایش شیمی انجام دادند تا مشاهده کنند که چگونه عناصر مختلف با هم واکنش نشان می‌دهند.

English [اسم]
اجرا کردن

انگلیسی

Ex:

تحقیق در زمینه انگلیسی به درک ما از هویت‌های فرهنگی، زمینه‌های تاریخی و سنت‌های ادبی کمک می‌کند.

geography [اسم]
اجرا کردن

جغرافیا

Ex: His interest in geography led him to a career in environmental science .

علاقه او به جغرافیا او را به سمت شغلی در علوم محیطی سوق داد.

history [اسم]
اجرا کردن

تاریخ (درس)

Ex: We have a history exam next week , so I need to study .

ما هفته آینده امتحان تاریخ داریم، بنابراین باید مطالعه کنم.

mathematics [اسم]
اجرا کردن

ریاضی

Ex:

آن‌ها از ماشین حساب برای کمک به محاسبات پیچیده در ریاضیات استفاده می‌کنند.

music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی

Ex: Music theory is important for understanding how compositions are created .

تئوری موسیقی برای درک چگونگی ایجاد آهنگ‌ها مهم است.

physics [اسم]
اجرا کردن

فیزیک

Ex: They conducted a physics experiment to study the effects of gravity on different objects .

آن‌ها یک آزمایش فیزیک انجام دادند تا اثرات گرانش بر روی اجسام مختلف را مطالعه کنند.

to fail [فعل]
اجرا کردن

رد شدن

Ex: John needs to improve his grades ; otherwise , he will fail the semester .

جان باید نمراتش را بهبود بخشد؛ در غیر این صورت، او در ترم مردود خواهد شد.

to learn [فعل]
اجرا کردن

یاد گرفتن

Ex: I 'm eager to learn about different cultures .

من مشتاق یادگیری درباره فرهنگ‌های مختلف هستم.

to pass [فعل]
اجرا کردن

قبول شدن

Ex: She passed with flying colors .

او با موفقیت گذراند.

to study [فعل]
اجرا کردن

درس خواندن

Ex: He moved to the city to study at the top design school .

او به شهر نقل مکان کرد تا در بهترین مدرسه طراحی تحصیل کند.

to take [فعل]
اجرا کردن

برداشتن (درس)

Ex: She plans to take advanced mathematics classes next semester to challenge herself .

او قصد دارد ترم آینده کلاس‌های ریاضیات پیشرفته را بگیرد تا خودش را به چالش بکشد.

to teach [فعل]
اجرا کردن

یاد دادن

Ex: He teaches math in high school and is very well-liked by students .

او در دبیرستان ریاضیات تدریس می‌کند و بسیار مورد علاقه دانش‌آموزان است.

advanced [صفت]
اجرا کردن

پیشرفته

Ex: The club hosts tournaments for advanced chess players with high rankings .
class [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: The class enjoyed a field trip to the museum , where they explored exhibits related to their history curriculum .

کلاس از یک سفر علمی به موزه لذت بردند، جایی که آنها نمایشگاه‌های مرتبط با برنامه درسی تاریخ خود را کشف کردند.

classmate [اسم]
اجرا کردن

هم‌کلاسی

Ex: He often studied with his classmates in the library during exam week .

او اغلب با همکلاسی‌هایش در کتابخانه در طول هفته امتحانات درس می‌خواند.

classroom [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: They work on group projects together in the classroom .

آن‌ها روی پروژه‌های گروهی در کلاس درس با هم کار می‌کنند.

clever [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: The clever student aced the exam by applying clever mnemonics and study techniques .

دانش آموز باهوش با استفاده از روش‌های هوشمندانه یادآوری و تکنیک‌های مطالعه در امتحان قبول شد.

college [اسم]
اجرا کردن

کالج

Ex: We have access to a library with extensive resources at college .

ما به یک کتابخانه با منابع گسترده در کالج دسترسی داریم.

course [اسم]
اجرا کردن

دوره (درسی)

Ex: The online course includes video lectures , quizzes , and assignments .

دوره آنلاین شامل سخنرانی‌های ویدئویی، آزمون‌ها و تکالیف می‌شود.

eraser [اسم]
اجرا کردن

پاک‌کن

Ex: She shares her eraser with her classmates during exams .

او پاک‌کن خود را با همکلاسی‌هایش در طول امتحانات به اشتراک می‌گذارد.

exam [اسم]
اجرا کردن

امتحان

Ex:

امتحان نهایی ریاضی چالش‌برانگیز بود، اما سخت مطالعه کردم و خوب عمل کردم.

homework [اسم]
اجرا کردن

تکلیف

Ex: They need to finish their English homework before the deadline .

آن‌ها باید تکالیف انگلیسی خود را قبل از مهلت تمام کنند.

mark [اسم]
اجرا کردن

نمره

Ex: The marks on the exam were calculated out of 100 .

نمرات امتحان از 100 محاسبه شدند.

practice [اسم]
اجرا کردن

تمرین

Ex:

تیم فوتبال جلسات تمرین فشرده‌ای قبل از بازی بزرگ داشت.

to practise [فعل]
اجرا کردن

تمرین کردن

Ex: We have practised this song many times .

ما این آهنگ را بارها تمرین کرده‌ایم.

pupil [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز (مدرسه)

Ex: School organized a field trip to the museum , and the pupils were excited to explore .

مدرسه یک سفر علمی به موزه ترتیب داد، و دانش‌آموزان برای کاوش هیجان‌زده بودند.

subject [اسم]
اجرا کردن

رشته تحصیلی

Ex: Mary 's favorite subject in college is psychology because she enjoys understanding human behavior .

موضوع مورد علاقه مری در کالج روانشناسی است زیرا او از درک رفتار انسان لذت می‌برد.

term [اسم]
اجرا کردن

ترم تحصیلی

Ex: The term lasts for three months .

ترم سه ماه طول می‌کشد.

test [اسم]
اجرا کردن

آزمون

Ex: The math test had several challenging questions about algebra and geometry .

آزمون ریاضی چندین سوال چالش‌برانگیز در مورد جبر و هندسه داشت.

university [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: We have a university lecture on art history this afternoon .

ما امروز بعدازظهر یک سخنرانی در دانشگاه درباره تاریخ هنر داریم.

to find out [فعل]
اجرا کردن

حقیقت را کشف کردن

Ex: He found out about the promotion through an email from his boss .

او از طریق یک ایمیل از رئیس خود درباره ارتقاء مطلع شد.

اجرا کردن

آزمایش کردن

Ex: Students experiment with various materials to understand their properties .

دانش‌آموزان با مواد مختلف آزمایش می‌کنند تا خواص آن‌ها را درک کنند.