Cambridge English: KET (A2 Key) - مواد غذایی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: KET (A2 Key)
burger [اسم]
اجرا کردن

همبرگر

Ex: She grabbed a burger on her way to work for a quick meal .

او در راه رفتن به سر کار یک برگر برای یک وعده غذایی سریع برداشت.

chip [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی سرخ‌شده

fish [اسم]
اجرا کردن

گوشت ماهی

Ex:

آشپز یک خورش خوشمزه از ماهی با سبزیجات و ادویه‌ها تهیه کرد.

grape [اسم]
اجرا کردن

انگور

Ex: I enjoy relaxing with a glass of red wine made from the finest grapes .

من از استراحت با یک لیوان شراب قرمز ساخته شده از بهترین انگورها لذت می‌برم.

vegetable [اسم]
اجرا کردن

سبزیجات

Ex: I tossed the roasted vegetables with olive oil and a sprinkle of salt and pepper .

من سبزیجات کبابی را با روغن زیتون و کمی نمک و فلفل مخلوط کردم.

biscuit [اسم]
اجرا کردن

بیسکوییت

Ex: The aroma of freshly baked biscuits filled the kitchen .

عطر بیسکویت‌های تازه پخته شده آشپزخانه را پر کرد.

chicken [اسم]
اجرا کردن

گوشت مرغ

Ex: She prepared a flavorful chicken curry with aromatic spices and coconut milk .

او یک کاری مرغ خوشمزه با ادویه‌های معطر و شیر نارگیل آماده کرد.

lemonade [اسم]
اجرا کردن

لیموناد

Ex: The restaurant offered a variety of flavored lemonades , including raspberry and mint .

رستوران انواع لیموناد‌های طعم‌دار از جمله تمشک و نعنا را ارائه می‌داد.

rice [اسم]
اجرا کردن

برنج

Ex: Rice pudding is a sweet dessert made with rice , milk , and sugar .

پودینگ برنج یک دسر شیرین است که از برنج، شیر و شکر تهیه می‌شود.

salad [اسم]
اجرا کردن

سالاد

Ex:

سس سالاد ترکیبی خوشمزه از روغن زیتون و سرکه بالزامیک است.

cereal [اسم]
اجرا کردن

غلات صبحانه

Ex: Many children love eating colorful , sweetened cereal , but their parents often look for healthier alternatives .

بسیاری از کودکان عاشق خوردن غلات رنگی و شیرین هستند، اما والدین آنها اغلب به دنبال جایگزین‌های سالم‌تر هستند.

yogurt [اسم]
اجرا کردن

ماست

Ex: He uses yogurt as a base for his smoothies , adding creaminess and a tangy flavor .

او از ماست به عنوان پایه اسموتی هایش استفاده می‌کند، که باعث کرمی شدن و طعم تند می‌شود.

mango [اسم]
اجرا کردن

انبه

Ex:

انبه و شیر نارگیل مواد اصلی در اسموتی گرمسیری مورد علاقه من هستند.

mushroom [اسم]
اجرا کردن

قارچ

Ex: My uncle made a delicious mushroom and thyme sauce to accompany the roasted meats .

عمویم یک سس خوشمزه از قارچ و آویشن برای همراهی با گوشت‌های کبابی درست کرد.

omelet [اسم]
اجرا کردن

املت

Ex: She cooked an omelet using leftover vegetables and shredded cheddar cheese for a quick and easy dinner .

او با استفاده از سبزیجات باقی‌مانده و پنیر چدار رنده‌شده یک املت برای شامی سریع و آسان پخت.

beef [اسم]
اجرا کردن

گوشت گاو

Ex: The recipe called for braising beef short ribs in red wine until they were fall-off-the-bone tender .

دستور پخت خواستار تفت دادن دنده‌های کوتاه گاو در شراب قرمز تا زمانی که به اندازه‌ای نرم شوند که از استخوان جدا شوند، بود.

broccoli [اسم]
اجرا کردن

کلم بروکلی

Ex:

کلم بروکلی سرشار از ویتامین‌ها است و افزودنی عالی برای یک رژیم غذایی سالم محسوب می‌شود.

chilli [اسم]
اجرا کردن

فلفل چیلی

Ex: She grew her own chillis in the backyard for cooking .

او فلفل‌های خود را در حیاط پشتی برای آشپزی پرورش داد.

candy [اسم]
اجرا کردن

آب‌نبات

Ex: The store had a colorful display of candy for the holiday season .

فروشگاه نمایشی رنگارنگ از آبنبات برای فصل تعطیلات داشت.

carrot [اسم]
اجرا کردن

هویج

Ex: They fed the carrot to their pet rabbit , who happily munched on it .

آنها هویج را به خرگوش خانگی خود دادند، که با خوشحالی آن را جوید.

chocolate [اسم]
اجرا کردن

شکلات

Ex: The artisanal chocolate shop offers a variety of unique chocolate flavors .
coffee [اسم]
اجرا کردن

قهوه

Ex: She prefers her coffee black , without any sugar or cream .

او قهوه اش را سیاه، بدون شکر یا خامه ترجیح می‌دهد.

cola [اسم]
اجرا کردن

نوشابه

Ex: She mixed cola with lemon for a refreshing drink .

او کولا را با لیمو برای یک نوشیدنی خنک کننده مخلوط کرد.

cream [اسم]
اجرا کردن

خامه

Ex:

آنها از یک برش کیک با لایه‌ای از خامه زده شده و توت‌های تازه لذت بردند.

dessert [اسم]
اجرا کردن

دسر

Ex: She prepared a traditional rice pudding for dessert .

او برای دسر یک پودینگ برنج سنتی آماده کرد.

garlic [اسم]
اجرا کردن

سیر

Ex:

سیر یک ماده کلیدی در بسیاری از غذاهای ایتالیایی است.

honey [اسم]
اجرا کردن

عسل

Ex: We used honey as a natural remedy for soothing a sore throat .

ما از عسل به عنوان یک درمان طبیعی برای تسکین گلو درد استفاده کردیم.

ice [اسم]
اجرا کردن

یخ

Ex: The hockey players glided effortlessly on the ice .

بازیکنان هاکی به راحتی روی یخ سر می‌خوردند.

lemon [اسم]
اجرا کردن

لیمو

Ex: Lemon chicken is a flavorful dish that combines the juiciness of chicken with the tanginess of lemons .

مرغ لیمویی یک غذای خوشمزه است که آبدار بودن مرغ را با ترشی لیموها ترکیب می‌کند.

meat [اسم]
اجرا کردن

گوشت

Ex: She seasoned the meat with herbs and spices before cooking .

او قبل از پختن، گوشت را با گیاهان و ادویه‌ها طعم دار کرد.

اجرا کردن

آب‌معدنی

Ex: They enjoyed a picnic by the lake , sipping on cool bottles of mineral water .

آنها از یک پیک نیک در کنار دریاچه لذت بردند، در حالی که از بطری‌های خنک آب معدنی می‌نوشیدند.

oil [اسم]
اجرا کردن

روغن

Ex:

روغن نارگیل اغلب به خاطر طعم منحصر به فردش در پخت و پز استفاده می‌شود.

onion [اسم]
اجرا کردن

پیاز

Ex:

بچه‌ها از حلقه‌های پیاز به عنوان یک غذای جانبی ترد لذت بردند.

pasta [اسم]
اجرا کردن

پاستا

Ex: I cooked pasta and tossed it with olive oil and fresh herbs .

من پاستا پختم و آن را با روغن زیتون و گیاهان تازه مخلوط کردم.

pear [اسم]
اجرا کردن

گلابی

Ex: Pears are a good source of dietary fiber and vitamin C.

گلابی منبع خوبی از فیبر غذایی و ویتامین C است.

pepper [اسم]
اجرا کردن

فلفل

Ex:

آن‌ها آسیاب فلفل را سر میز شام چرخاندند.

potato [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی

Ex: The farmer harvested a basket of potatoes from the field , satisfied with a successful yield .

کشاورز یک سبد سیب‌زمینی از مزرعه برداشت کرد، از برداشت موفق راضی بود.

salt [اسم]
اجرا کردن

نمک

Ex: The soup needed a little more salt to bring out the taste .

سوپ به کمی نمک بیشتر نیاز داشت تا طعم آن را بهتر کند.

sauce [اسم]
اجرا کردن

سس

Ex: We dipped our spring rolls in a sweet and sour sauce .

ما رول های بهاری خود را در یک سس شیرین و تر فرو بردیم.

sausage [اسم]
اجرا کردن

سوسیس

Ex: She made a sausage and bean soup on a cold day .

او در یک روز سرد سوپ سوسیس و لوبیا درست کرد.

steak [اسم]
اجرا کردن

استیک

Ex: She served the grilled steak with a side of mashed potatoes and sautéed vegetables for a hearty meal .

او استیک کبابی را با سیب‌زمینی له شده و سبزیجات تفت داده شده برای یک وعده غذایی مقوی سرو کرد.

strawberry [اسم]
اجرا کردن

توت‌فرنگی

Ex: The strawberry plant in our garden is beginning to bear fruit .

گیاه توت فرنگی در باغ ما شروع به میوه دادن کرده است.

sugar [اسم]
اجرا کردن

شکر

Ex: I 'm trying to cut down on sugar in my diet , but it 's so hard .

من سعی می‌کنم شکر را در رژیم غذایی خود کاهش دهم، اما خیلی سخت است.