Cambridge English: KET (A2 Key) - مکان‌ها در یک شهر

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: KET (A2 Key)
church [اسم]
اجرا کردن

کلیسا

Ex: The stained glass windows in the church depicted scenes from the Bible .

پنجره‌های شیشه‌رنگی در کلیسا صحنه‌هایی از کتاب مقدس را به تصویر می‌کشید.

cinema [اسم]
اجرا کردن

سینما

Ex: The cinema near my house shows classic films every Thursday .

سینما نزدیک خانه من هر پنجشنبه فیلم‌های کلاسیک نمایش می‌دهد.

factory [اسم]
اجرا کردن

کارخانه

Ex: He got a job at the factory after graduating from high school .

او بعد از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان در کارخانه شغل پیدا کرد.

hospital [اسم]
اجرا کردن

بیمارستان

Ex: We donate blood regularly at the hospital to help those in need .

ما به طور منظم در بیمارستان خون اهدا می‌کنیم تا به نیازمندان کمک کنیم.

mosque [اسم]
اجرا کردن

مسجد

Ex: The mosque 's dome was adorned with intricate geometric patterns and calligraphy .

گنبد مسجد با طرح‌های هندسی پیچیده و خوشنویسی تزیین شده بود.

museum [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex: She admired the artwork displayed in the museum .

او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.

post office [اسم]
اجرا کردن

اداره پست

Ex: They offer various postal services , such as express delivery and registered mail , at the post office .

آنها خدمات پستی مختلفی مانند تحویل سریع و پست سفارشی را در دفتر پست ارائه می‌دهند.

stadium [اسم]
اجرا کردن

ورزشگاه

Ex: As the sun set , the stadium lights illuminated the field , signaling the start of the evening 's baseball game .

همان‌طور که خورشید غروب می‌کرد، چراغ‌های استادیوم زمین را روشن کردند و شروع بازی بیسبال شب را اعلام کردند.

اجرا کردن

ایستگاه قطار

Ex: The train station platform was busy with people waiting for their trains .

سکوی ایستگاه قطار شلوغ از افرادی بود که منتظر قطارهایشان بودند.

theater [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: They 're rehearsing at the theater for the upcoming show .

آنها برای نمایش آینده در تئاتر تمرین می‌کنند.

library [اسم]
اجرا کردن

کتابخانه

Ex: I returned the books I borrowed to the library yesterday .

دیروز کتاب‌هایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.

statue [اسم]
اجرا کردن

مجسمه

Ex: Visitors paid their respects at the solemn statue commemorating fallen soldiers in the war memorial .

بازدیدکنندگان در مقابل مجسمه جدی که یاد سربازان کشته شده در یادبود جنگ را گرامی می‌دارد، احترام خود را ابراز کردند.

fountain [اسم]
اجرا کردن

فواره

Ex: They took pictures by the beautiful marble fountain in the square .

آن‌ها در کنار فواره زیبای مرمرین در میدان عکس گرفتند.

castle [اسم]
اجرا کردن

قلعه

Ex: The castle ’s restoration project aimed to preserve its historical features while making it accessible to visitors .

پروژه مرمت قلعه با هدف حفظ ویژگی‌های تاریخی آن در حالی که برای بازدیدکنندگان قابل دسترس باشد، انجام شد.

bus stop [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه اتوبوس

Ex: The bus stop near the school is often crowded with students after classes let out .

ایستگاه اتوبوس نزدیک مدرسه اغلب پس از تعطیلی کلاس‌ها شلوغ از دانش‌آموزان است.

corner [اسم]
اجرا کردن

گوشه

Ex: The corner was marked with a stop sign for safety .

گوشه با علامت توقف برای ایمنی علامت گذاری شده بود.

skyscraper [اسم]
اجرا کردن

آسمان‌خراش

Ex: From the top of the skyscraper , you can see the entire city .

از بالای آسمانخراش، می‌توانید تمام شهر را ببینید.

اجرا کردن

حمل و نقل عمومی

Ex: During rush hour , public transport can become crowded , making it a challenge for commuters .

در ساعت شلوغی، حمل و نقل عمومی می‌تواند شلوغ شود، که این امر چالشی برای مسافران ایجاد می‌کند.

cafe [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: We met at the neighborhood cafe for brunch and caught up on each other 's lives .

ما در کافه محله برای ناهار ملاقات کردیم و از زندگی یکدیگر باخبر شدیم.

block [اسم]
اجرا کردن

بلوک

Ex: The fire department is just a block away from the library .

آتش‌نشانی فقط یک بلوک از کتابخانه فاصله دارد.

اجرا کردن

خواربارفروشی

Ex: He works part-time at a grocery store to earn extra money .

او در یک فروشگاه مواد غذایی نیمه وقت کار می‌کند تا پول بیشتری به دست آورد.

office [اسم]
اجرا کردن

اداره

Ex:

به عنوان یک نویسنده مستقل، او یک اتاق اضافی در خانه‌اش را به یک دفتر خانگی دنج تبدیل کرد.

اجرا کردن

اداره پلیس

Ex: He found a lost wallet and turned it in to the police station 's lost and found department .

او یک کیف پول گم شده پیدا کرد و آن را به بخش اشیای گمشده کلانتری تحویل داد.

car park [اسم]
اجرا کردن

پارکینگ

Ex: He parked his car in the designated car park before heading into the mall .

او ماشینش را در پارکینگ مشخص شده پارک کرد قبل از اینکه به سمت مرکز خرید برود.

city center [اسم]
اجرا کردن

مرکز شهر

Ex: Many businesses are headquartered in the city center .

دفتر مرکزی بسیاری از کسب‌وکارها در مرکز شهر قرار دارد.

playground [اسم]
اجرا کردن

زمین بازی

Ex: The playground includes swings , slides , and a sandbox .

زمین بازی شامل تاب‌ها، سرسره و یک جعبه شن می‌شود.

town [اسم]
اجرا کردن

شهر (کوچک)

Ex: They decorate the town square for holidays and special occasions .

آن‌ها شهر را برای تعطیلات و مناسبت‌های خاص تزئین می‌کنند.

bookshop [اسم]
اجرا کردن

کتاب‌فروشی

Ex: They visited the local bookshop to buy some travel guides for their trip .

آن‌ها به کتابفروشی محلی سر زدند تا چند راهنمای سفر برای سفرشان بخرند.

اجرا کردن

مرکز تجاری

Ex:

آن‌ها در فروش تعطیلات در فروشگاه بزرگ محلی معاملات عالی پیدا کردند.

chemist's [اسم]
اجرا کردن

داروخانه

Ex:

داروخانه محلی دیروقت باز بود، که برای خریدهای آخر دقیقه مناسب بود.

supermarket [اسم]
اجرا کردن

سوپرمارکت

Ex: She prefers shopping at the supermarket because of the wide variety of products available .

او ترجیح می‌دهد در سوپرمارکت خرید کند به دلیل تنوع گسترده محصولات موجود.