to decide what we want to have or what is best for us from a group of options

انتخاب کردن
من نمیتوانم بین این دو دسر تصمیم بگیرم؛ تو برای من انتخاب کن.
to become hard or turn to ice because of reaching or going below 0° Celsius

منجمد شدن, یخ بستن
بارانی که در طول موج سرما بارید، در تماس با زمین یخ زد.
to become greater in size, amount, number, or quality

افزایش یافتن, رشد کردن
اعتماد به نفس او در سخنرانی عمومی به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
to injure a part of the body by exposure to extreme cold so that the skin and underlying tissue freeze

سرمازدگی, یخ زدگی بافت
بسیاری از سربازان در شرایط سخت زمستانی انگشتان پای خود را سرما زده میکنند.
to keep something in a secret place, preventing it from being seen

مخفی کردن, پنهان کردن
کارآگاه به دقت شواهد را پنهان میکند تا پرونده را محافظت کند.
to be wrong or make an error

اشتباه کردن, مرتکب اشتباه شدن
امیدوارم در تاریخها اشتباه نکنم و مهلت را از دست ندهم.
to forcibly pull something apart into pieces

پاره کردن
در هیجان، آنها کاغذ کادو را پار کردند تا محتویات را ببینند.
to experience or endure a process, change, or event

تحمل کردن
کارمندان ممکن است برای ارتقای مهارتهای حرفهای خود تحت برنامههای آموزشی قرار گیرند.
to become conscious again after sleeping

بیدار شدن
او ترجیح میدهد در تعطیلات آخر هفته بدون استفاده از زنگ ساعت به طور طبیعی بیدار شود.
to have something such as clothes, shoes, etc. on your body

بهتن داشتن
او برای ایجاد تأثیر خوب در مصاحبه شغلی، کت و شلوار و کراوات پوشید.
to create fabric or material by interlacing threads, yarn, or other strands in a pattern using a loom or by hand

بافتن
کارخانه نساجی کارگرانی را استخدام میکند که به طور ماهرانهای پارچههای مختلف را میبافند.
to burst or rupture as a result of internal pressure, overheating, or excessive force

منفجر شدن, ترکیدن
دانشمند هشدار داد که از فشار توصیه شده تجاوز نکنید، زیرا ممکن است باعث ترکیدن ظرف شیشهای شود.
