کلمات نامنظم - افعال سه‌گانه با پیشوندها

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کلمات نامنظم
اجرا کردن

بازگشت به عادات بد

Ex: Old habits die hard , and it 's easy to backslide without support .

عادت‌های قدیمی به سختی از بین می‌روند و بدون حمایت آسان است که عقب‌گرد کنید.

to befall [فعل]
اجرا کردن

رخ دادن

Ex:

آنچه بر سر شخصیت اصلی رمان آمد، مجموعه‌ای از چالش‌ها بود.

to beget [فعل]
اجرا کردن

بوجود آوردن

Ex: Innovation can beget economic growth , fostering prosperity and development within a society .

نوآوری می‌تواند منجر به رشد اقتصادی شود، که رفاه و توسعه را در یک جامعه تقویت می‌کند.

to browbeat [فعل]
اجرا کردن

با زور یا تهدید وادار کردن

Ex: He browbeat his friends into helping him with the project under duress .

او دوستانش را ترساند تا تحت فشار به او در پروژه کمک کنند.

to overdo [فعل]
اجرا کردن

زیاده روی کردن

Ex: She had a tendency to overdo shopping during sales , ending up with more items than she actually needed .

او تمایل داشت در طول حراج‌ها خرید را زیاده‌روی کند، در نتیجه اقلام بیشتری از آنچه واقعاً نیاز داشت می‌خرید.

to overtake [فعل]
اجرا کردن

سبقت گرفتن

Ex: He overtook all the other cyclists in the race , crossing the finish line first .

او تمام دوچرخه‌سواران دیگر در مسابقه را سبقت گرفت و اولین نفری بود که از خط پایان عبور کرد.

اجرا کردن

از قدرت پایین کشیدن

Ex: The citizens are overthrowing the oppressive regime through peaceful protests .

شهروندان با اعتراضات مسالمت‌آمیز در حال سرنگونی رژیم سرکوبگر هستند.

اجرا کردن

جایگزین کردن

Ex: He wanted to overwrite the file with a more recent version of the report .

او می‌خواست فایل را با نسخه‌ای جدیدتر از گزارش بازنویسی کند.

to partake [فعل]
اجرا کردن

*میل کردن

Ex:

مراسم عروسی به مهمانان اجازه داد تا در یک بوفه مجلل شرکت کنند و از انواع غذاها لذت ببرند.

اجرا کردن

بر عهده گرفتن

Ex: Volunteers undertake community projects to contribute positively to their surroundings .

داوطلبان به عهده می‌گیرند پروژه‌های جامعه را برای کمک مثبت به محیط اطرافشان.