پرداخت کردن
آنها به لولهکش برای تعمیر نشتی در آشپزخانه پرداخت کردند.
پرداخت کردن
آنها به لولهکش برای تعمیر نشتی در آشپزخانه پرداخت کردند.
خریدن
من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان میخرم.
فروختن
برند مد میلیونها واحد از عطر جدید خود را فروخت.
قرض دادن
میتونی دوچرخهات رو برای یه سواری سریع تا مغازه بهم قرض بدی؟
خرج کردن
او بیشتر از آنچه باید برای غذا خوردن در بیرون خرج میکند.
ضربه زدن
در یک لحظه خشم، او با مشت خود به میز کوبید و باعث لرزش آن شد.
جارو کشیدن
قبل از باز کردن فروشگاه، کارکنان پیادهروها را جارو میکنند تا از مشتریان استقبال کنند.
کتک زدن
به سربازان دستور داده شد که در طول بازجویی زندانیان را نزنند.
شنیدن
من میتوانم بشنوم پرندگان در بیرون آواز میخوانند.
گفتن
او میگوید که از خواندن کتاب در اوقات فراغتش لذت میبرد.
گفتن
چرا به من در مورد تغییر برنامه گفته نشد؟
یاد دادن
او در دبیرستان ریاضیات تدریس میکند و بسیار مورد علاقه دانشآموزان است.
فهمیدن
کیفیت ضعیف صدا باعث شد گوینده سخت قابل درک باشد.
دور هم جمع شدن
اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.
ناخواسته شنیدن
او به طور تصادفی شنید که دوستانش در حال برنامهریزی برای یک مهمانی غافلگیرانه برای او هستند.