کلمات نامنظم - اشکال جمع متعدد

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کلمات نامنظم
apex [اسم]
اجرا کردن

اوج

Ex: The architect designed the building with a glass apex to allow natural light in .

معمار ساختمان را با یک قله شیشه‌ای طراحی کرد تا نور طبیعی وارد شود.

appendix [اسم]
اجرا کردن

آپاندیس

Ex: The function of the appendix in the human body is still debated by scientists .

عملکرد آپاندیس در بدن انسان هنوز توسط دانشمندان مورد بحث است.

beau [اسم]
اجرا کردن

محبوب

Ex: Letters between the two revealed the depth of affection she held for her longtime beau .

نامه‌های بین آن دو عمق محبتی را که او به معشوق دیرینه خود داشت، آشکار کرد.

bureau [اسم]
اجرا کردن

میز تحریر کشودار

Ex: She keeps her stationery organized in the bureau .
cactus [اسم]
اجرا کردن

کاکتوس

Ex: The cactus has become a popular symbol in Southwestern design and decor .

کاکتوس به نمادی محبوب در طراحی و دکوراسیون جنوب غربی تبدیل شده است.

buffalo [اسم]
اجرا کردن

بوفالوی آمریکایی

Ex:
curriculum [اسم]
اجرا کردن

برنامه درسی

Ex: Teachers collaborate to develop a curriculum that meets state standards and prepares students for standardized tests .

معلمان همکاری می‌کنند تا یک برنامه درسی توسعه دهند که با استانداردهای دولتی مطابقت داشته باشد و دانش‌آموزان را برای آزمون‌های استاندارد آماده کند.

dwarf [اسم]
اجرا کردن

کوتوله

Ex: The garden gnome is a modern representation of a dwarf , often used as a decorative element in gardens .

گنوم باغچه نمایش مدرنی از یک کوتوله است که اغلب به عنوان عنصر تزئینی در باغ‌ها استفاده می‌شود.

formula [اسم]
اجرا کردن

فرمول (ریاضی)

Ex: The formula for calculating compound interest involves principal , interest rate , and time .

فرمول محاسبه بهره مرکب شامل اصل سرمایه، نرخ بهره و زمان می‌شود.

fungus [اسم]
اجرا کردن

قارچ

Ex: The gardener noticed a white fungus growing on the leaves of his plants and took steps to remove it .

باغبان متوجه یک قارچ سفید شد که روی برگ‌های گیاهانش در حال رشد بود و برای برداشتن آن اقدام کرد.

genus [اسم]
اجرا کردن

جنس (زیست‌شناسی)

Ex:

سرده هومو شامل انسان‌های مدرن و نزدیک‌ترین خویشاوندان منقرض شده ما، مانند هومو نئاندرتال‌ها می‌شود.

hoof [اسم]
اجرا کردن

سم (اسب و...)

Ex: The veterinarian checked the hooves to make sure they were healthy and strong .

دامپزشک سم‌ها را بررسی کرد تا مطمئن شود که سالم و قوی هستند.

index [اسم]
اجرا کردن

شاخص

Ex:

شاخص قیمت مسکن نشان داد که ارزش خانه‌ها در دهه گذشته به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.

matrix [اسم]
اجرا کردن

ماتریس

Ex: Transposing a matrix involves swapping its rows and columns , creating a new matrix .

جابجایی یک ماتریس شامل تعویض سطرها و ستون‌های آن است که منجر به ایجاد یک ماتریس جدید می‌شود.

medium [اسم]
اجرا کردن

واسطه

Ex: Music can be a universal medium that transcends language barriers .

موسیقی می‌تواند یک رسانه جهانی باشد که موانع زبانی را پشت سر می‌گذارد.

Nebula [اسم]
اجرا کردن

سحابی

Ex:

سحابی چشم گربه نمونه‌ای پیچیده و رنگارنگ از یک سحابی سیاره‌نما است.

opus [اسم]
اجرا کردن

اپوس (موسیقی)

Ex:

«رقص‌های مجارستانی، Opus 103» برامز، که در سال 1869 نوشته شد، مورد علاقه مردم در کنسرت بود.

plateau [اسم]
اجرا کردن

فلات

Ex:

فلات اتیوپی با ارتفاع زیاد و زمین ناهموارش مشخص می‌شود که آن را به ویژگی منحصر به فردی از چشم‌انداز آفریقا تبدیل می‌کند.

radius [اسم]
اجرا کردن

طول شعاع (دایره)

Ex:

در هندسه، مساحت یک دایره را می‌توان با استفاده از فرمول π × شعاع به توان دو محاسبه کرد.

scarf [اسم]
اجرا کردن

شال

Ex: She tied the scarf in a triangle shape around her head .

او شال را به شکل مثلث دور سرش بست.

syllabus [اسم]
اجرا کردن

برنامه درسی

Ex: She reviewed the syllabus for the Economics course to understand the grading policy and course requirements .

او سرفصل درس اقتصاد را مرور کرد تا سیاست نمره‌دهی و الزامات دوره را درک کند.

vertex [اسم]
اجرا کردن

نوک

Ex: She aimed for the vertex of her career , striving to reach the highest level of success .

او به قله حرفه‌ای خود چشم دوخته بود، در تلاش برای رسیدن به بالاترین سطح موفقیت.

vortex [اسم]
اجرا کردن

گرداب

Ex: The powerful whirlpool exhibited a natural vortex in the center of the lake , capturing the attention of onlookers .

گرداب قدرتمند یک گرداب طبیعی را در مرکز دریاچه به نمایش گذاشت که توجه تماشاگران را جلب کرد.

wharf [اسم]
اجرا کردن

اسکله

Ex: Crates of fruit were stacked on the wharf ready for export .

جعبه‌های میوه روی اسکله چیده شده بودند، آماده برای صادرات.

اجرا کردن

اسب آبی

Ex: Hippopotamuses are known for their massive jaws .

اسب‌های آبی به خاطر آرواره‌های بزرگشان معروف هستند.

aquarium [اسم]
اجرا کردن

آکواریوم

Ex: Cleaning the aquarium every month keeps the fish healthy .

تمیز کردن آکواریوم هر ماه ماهی‌ها را سالم نگه می‌دارد.

codex [اسم]
اجرا کردن

دست‌نوشته قدیمی

Ex: During the excavation , archaeologists discovered a codex buried in the ruins , offering a rare glimpse into the daily life of the ancient society .

در طول حفاری، باستان‌شناسان یک کدکس دفن شده در ویرانه‌ها را کشف کردند که نگاهی نادر به زندگی روزمره جامعه باستانی ارائه می‌دهد.