کلمات نامنظم - جمع‌های نامنظم از انگلیسی قدیم

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کلمات نامنظم
child [اسم]
اجرا کردن

کودک

Ex: The children played happily in the park , swinging on the swings and running around .

بچه‌ها با خوشحالی در پارک بازی می‌کردند، روی تاب‌ها تاب می‌خوردند و دور هم می‌دویدند.

brother [اسم]
اجرا کردن

a man who is a fellow member of a fraternity, religion, or other organized group

Ex: The brothers of the union voted unanimously .
woman [اسم]
اجرا کردن

زن

Ex: The woman in the cafe is reading a book .

زن در کافه در حال خواندن کتاب است.

man [اسم]
اجرا کردن

مرد

Ex: The men at the construction site are building a house .

مردان در محل ساخت و ساز در حال ساختن یک خانه هستند.

ox [اسم]
اجرا کردن

گاو نر

mouse [اسم]
اجرا کردن

موش

Ex: A tiny mouse scurried across the kitchen floor , seeking crumbs .

یک موش کوچک به سرعت از روی کف آشپزخانه دوید، در جستجوی خرده‌های نان.

foot [اسم]
اجرا کردن

پا (از انگشت‌ها تا مچ)

Ex: He rested his foot on the ottoman to relax .

او پای خود را روی عثمانی گذاشت تا استراحت کند.

goose [اسم]
اجرا کردن

غاز

Ex: Geese are highly territorial birds , fiercely defending their nests and young from intruders with loud honks and aggressive behavior .

غازها پرندگانی بسیار قلمروطلب هستند که با صدای بلند و رفتار تهاجمی از لانه و جوجه های خود در برابر متجاوزان دفاع می کنند.

tooth [اسم]
اجرا کردن

دندان

Ex: He winced as the dentist extracted the decayed tooth , providing relief from the persistent ache .

وقتی دندانپزشک دندان پوسیده را کشید، او چهره‌اش را در هم کشید و از درد مداوم رهایی یافت.

person [اسم]
اجرا کردن

فرد

Ex: As I entered the room , I noticed a friendly person with a warm smile greeting everyone .

همانطور که وارد اتاق شدم، متوجه یک شخص دوست‌داشتنی با لبخندی گرم شدم که به همه سلام می‌کرد.