a young person who has not reached puberty or adulthood yet

کودک, بچه
ایجاد یک محیط حمایتی که در آن کودکان بتوانند آزادانه افکار و احساسات خود را بیان کنند، مهم است.
a man who is a fellow member of a fraternity, religion, or other organized group

برادر, همراه
هر برادر به ارزشهای فرقه وفاداری سوگند خورد.
a person who is a female adult

زن, خانم
به زن با کلاه قرمز نگاه کن؛ او لبخند میزند.
a person who is a male adult

مرد
پدرم یک مرد قوی است که میتواند چیزهای سنگین را بلند کند.
a small animal that lives in fields or houses, and often has fur, a long furless thin tail, and a pointed nose

موش
صدای جیرجیر کوچک یک موش را در دیوارها شنیدم.
the body part that is at the end of our leg and we stand and walk on

پا (از انگشتها تا مچ)
او روی یک پا ایستاد تا تعادل خود را در طول تمرین آزمایش کند.
a waterbird with webbed feet, a long neck, and short beak, which is like a large duck

غاز
در فصل مهاجرت، دستههای غازها با تشکیلات V شکل خود آسمان را پر میکنند، مسافتهای طولانی را به سوی آب و هوای گرمتر میپیمایند.
