کلمات نامنظم - فعل‌های حرکت سه‌گانه

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کلمات نامنظم
to drive [فعل]
اجرا کردن

رانندگی کردن

Ex: After a long day at work , he prefers to drive home in silence .

پس از یک روز طولانی کار، او ترجیح می‌دهد در سکوت به خانه رانندگی کند.

to fall [فعل]
اجرا کردن

افتادن

Ex:

پرنده خیلی نزدیک به پنجره پرواز کرد و به زمین افتاد.

to fly [فعل]
اجرا کردن

پرواز کردن

Ex: Kites fly higher on windy days .

بادبادک‌ها در روزهای بادی بالاتر پرواز می‌کنند.

to ride [فعل]
اجرا کردن

راندن

Ex: On weekends , Sarah loves to ride her mountain bike through the scenic trails in the nearby forest .

در آخر هفته‌ها، سارا عاشق راندن دوچرخه کوهستانیش در مسیرهای دیدنی جنگل نزدیک است.

to rise [فعل]
اجرا کردن

بالا آمدن

Ex: The water level had been rising steadily due to heavy rainfall .

سطح آب به دلیل بارندگی شدید به طور پیوسته بالا می‌رفت.

to shake [فعل]
اجرا کردن

تکان دادن

Ex: He gently shook the baby 's rattle to entertain her .

او به آرامی جغجغه بچه را تکان داد تا او را سرگرم کند.

to sink [فعل]
اجرا کردن

به زیر آب رفتن

Ex: After the accident , the wreckage of the plane started to sink into the lake .

پس از حادثه، لاشه هواپیما شروع به غرق شدن در دریاچه کرد.

to spring [فعل]
اجرا کردن

پریدن و جلو رفتن

Ex:

اسباب بازی جک در جعبه کودک را خوشحال کرد وقتی که شکل دلقک ناگهان پرید بیرون.

to swim [فعل]
اجرا کردن

شنا کردن

Ex:

بچه‌ها تمام بعدازظهر در ساحل شنا کردند.

to stride [فعل]
اجرا کردن

قدم‌های محکم و بلند برداشتن

Ex: The politician strode across the stage , delivering a powerful speech that captivated the audience .

سیاستمدار با قدم‌های بلند و مطمئن از روی صحنه گذشت و سخنرانی قدرتمندی ایراد کرد که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

to tread [فعل]
اجرا کردن

راه رفتن

Ex:

در جنگل آرام، گوزن به نرمی از میان برگ‌های ریخته قدم می‌زند.