کلمات نامنظم - جمع‌های نامنظم از لاتین

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کلمات نامنظم
alumna [اسم]
اجرا کردن

فارغ التحصیل (زن)

Ex:

مجله دانشگاه شامل مصاحبه‌هایی با فارغ‌التحصیلان زن است که سهم قابل توجهی در حرفه‌های خود داشته‌اند.

alumnus [اسم]
اجرا کردن

فارغ‌التحصیل (معمولاً مرد)

Ex: After graduation , he became a successful entrepreneur , making his alma mater proud of their accomplished alumnus .

پس از فارغ‌التحصیلی، او یک کارآفرین موفق شد و دانشگاهش را به داشتن چنین فارغ‌التحصیل موفقی مفتخر کرد.

bacterium [اسم]
اجرا کردن

یک باکتری

Ex: Lactobacillus acidophilus is a beneficial bacterium found in the gut that aids in digestion and supports overall gut health .

Lactobacillus acidophilus یک باکتری مفید است که در روده یافت می‌شود و به هضم غذا کمک کرده و از سلامت کلی روده حمایت می‌کند.

corpus [اسم]
اجرا کردن

مجموعه

Ex: The psychologist analyzed a corpus of case studies and research papers to identify common patterns and trends in the diagnosis and treatment of mental health disorders .

روانشناس یک مجموعه از مطالعات موردی و مقالات تحقیقاتی را تجزیه و تحلیل کرد تا الگوها و روندهای مشترک در تشخیص و درمان اختلالات سلامت روان را شناسایی کند.

datum [اسم]
اجرا کردن

داده

Ex: The survey collected various datums regarding consumer preferences and spending habits .

نظرسنجی داده‌های مختلفی را در مورد ترجیحات و عادات هزینه‌کرد مصرف‌کنندگان جمع‌آوری کرد.

locus [اسم]
اجرا کردن

مکان

Ex: The beachfront was selected as the locus for the wedding ceremony .

ساحل به عنوان مکان مراسم عروسی انتخاب شد.

ovum [اسم]
اجرا کردن

تخمک

Ex: During ovulation , a mature ovum is released from the ovary and travels down the fallopian tube .

در طول تخمک‌گذاری، یک تخمک بالغ از تخمدان آزاد می‌شود و به سمت لوله فالوپ حرکت می‌کند.

stimulus [اسم]
اجرا کردن

محرک

Ex: Positive reinforcement can be a powerful stimulus for shaping desired behaviors in both children and animals .

تقویت مثبت می‌تواند یک محرک قدرتمند برای شکل‌دهی به رفتارهای مطلوب در کودکان و حیوانات باشد.

stratum [اسم]
اجرا کردن

قشر (جامعه‌شناسی)

Ex: The program aimed to uplift the lower economic stratum .

این برنامه با هدف ارتقای طبقه اقتصادی پایین‌تر طراحی شده بود.

vertebra [اسم]
اجرا کردن

مهره (کالبدشناسی)

Ex:

پوکی استخوان می‌تواند مهره‌ها را ضعیف کند، که منجر به شکستگی‌های فشاری می‌شود.

nucleus [اسم]
اجرا کردن

the dense, positively charged core of an atom, made up of protons and neutrons and containing most of the atom's mass

Ex: Radioactive decay alters the composition of an unstable nucleus .