کلمات نامنظم - افعال انتزاعی دو شکلی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کلمات نامنظم
to behold [فعل]
اجرا کردن

تماشا کردن

Ex: I will behold the grandeur of the waterfall when I visit the national park .

من عظمت آبشار را خواهم دید زمانی که از پارک ملی بازدید کنم.

to beseech [فعل]
اجرا کردن

التماس کردن

Ex: We beseech the authorities to take immediate action to address the growing humanitarian crisis .

ما از مقامات تمنا می‌کنیم که برای مقابله با بحران فزاینده انسانی فوراً اقدام کنند.

to dare [فعل]
اجرا کردن

به چالش طلبیدن

Ex: As a prank , they dared him to approach the teacher and ask for extra homework .

به عنوان یک شوخی، آنها او را جرأت دادند که به معلم نزدیک شود و تکالیف اضافی بخواهد.

to dwell [فعل]
اجرا کردن

مستقر شدن

Ex: The nomadic tribe dwells in tents , moving from one location to another with the seasons .

قبیله کوچ‌نشین در چادرها سکونت دارند، با تغییر فصل‌ها از مکانی به مکان دیگر نقل مکان می‌کنند.

to shine [فعل]
اجرا کردن

تابیدن

Ex: As dawn broke , the first light of the sun began to shine over the mountaintops .

همان‌طور که سپیده دم می‌شد، اولین نور خورشید شروع به درخشیدن بر فراز قله‌های کوه کرد.

to lead [فعل]
اجرا کردن

رهبری کردن

Ex: The research team was led by a renowned scientist .

تیم تحقیقاتی توسط یک دانشمند مشهور رهبری می‌شد.

to uphold [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: The company is upholding its reputation for quality and reliability .

شرکت در حال حفظ شهرت خود برای کیفیت و قابلیت اطمینان است.

to withhold [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: The witness was cautioned not to withhold any crucial details during the investigation .

به شاهد هشدار داده شد که در طول تحقیق هیچ جزئیات مهمی را پنهان نکند.